تازه ترين مطالب
»کوچه باغ انتظار | جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
»جان جهان | سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
»مهمان ویژه | پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
»او غایب نیست | جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
»ازنوشکفت نرگس چشم انتظاری ام | شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲
»پای دل گیر است | جمعه ۶ دی ۱۳۹۲
»دوستی با تمام ویژگی های رفاقت | یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
»یک نماز امام زمانی | شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲
»مدیا پلیر ویژه محرم | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
»با نام و یادش... | شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲
»دعای افتتاح | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲
»حکایت ما حکایت حر است... | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲
»برنامه های اندروید | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲
»مدیاپلیر مهدوی | دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
»نوای پیشواز مهـــدوی | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲
حادثه  پیش راهست!

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود                دل ها همه آماده ی پرواز شود

السلام ای کشته ی راه خدا

السلام ای نور چشم مصطفی

السلام ای شاه بی غسل و کفن

السلام ای کشته ی دور از وطن

السلام ای تشنه ی آب فرات

السلام ای کشتی بحر نجات

پنجره ام را باد می برد به صحرایی که از فردا تمام دلواپسی ام می شود....

شهر سیاه می شود مثل ابرهایی که می خواهند ببارند و درونم می پرسم چرا این قافله، حج را تمام نکرد؟

عطری که از حوالی پرچم رسیده است

ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا

صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است

 آن حادثه  پیش راهست!

از هر کجا که تاریخ به این روز خونین چشم دوخت جز حدیث مفصل عشق ندید.

اگر قامت کوثر وار دخترعلی(ع)، هربار با پیکری که به آغوش شهادت رفت ؛بیشتر تا شد و خمید،

اگر گیسوان فاطمی اش یکشبه سفید شد؛

اگر جبروت حیدری اش در پیراهن بلند بالایی عباس(ع)، به عشق ثارالله بر زمین افتاد ودست به دست ،حدیث دستهای جوانمردش را

 به ساحت کردگار بردند؛

اگر گلوی شش ماهه ی پرستویی به سکوتی خونین شد و قطره های سرخ شهادتش نه بر خاک، که بر صورت آسمان پاشیده شد؛

اگر سه سالگی دختری از جنس معصومیت زهرا(س)، خیمه خیمه دود شد و پرنده ی کوچک دلش در ویرانسرای پس از واقعه، بال و

پر ریخت؛

اگر قرآن های سربریده، ورق ورق، آیه آیه تشریح شدند ، ومیراث صبر علوی برشانه ی ادامه ی کاروان نشست؛

و این همه تماشای جانکاه، تسلیمشان نکرد؛ همه و همه و همه از یمن لایزال عشق بود!!!!!که جان می ستاند و جانی دوباره

می دهد که تاب و توان می رباید و صبری بی همتا عطا می کند.

 روزی که شود اذاالسماء انفطرت

وانگه که شود اذاالنجوم انکدرت

من دامن تو بگیرم اندر سئلت

گویم: صنما! بای ذنب قتلت

اینجا کربلاست!

اینجاست که حر آزاد شد

اینجاست که حبیب به محبوب پیوست.

اینجاست که عون و محمد شکیبایی حضرت زینب(س) را آزمودند.

اینجاست که صفای فرزندان حسن(ع)، شگفتی ساز میدان شد.

اینجاست که علی اکبر(ع) پیمبرانه جلوه گری کرد.

اینجاست که عبدالله به خدا پیوست و برابر چشمان امام، دستی از آسمان فرو آمده و دست نحیف او را فرا گرفت.

اینجاست که از تل زینبیه برای همیشه زمان فریاد وا مصیبتا به گوش می رسد.

اینجاست که خورشید و ماه به زیارتگاه قتلگاهش آمدند.

خدای من! در گریبان این خاک، کدام بهشت زخمی محبوب تو آرمیده؟ که سالهاست چشم آسمان بر این دو زیارتگاه زخمی گریه

 می کند؟ و هنوزم که هنوزست کهکشانها و شاید تمام دنیا وامدار مصیبت عاشوراست.

این رازیست با تو و این دوبرادر. این دو که همه ی جاده های  جوانمردی سر به تعظیمشان فرو آوردند.

آقای من!مانده ام دشمنانت آخر به کدامین آیین، این همه آیینه ها را شکستند!!!!!!!!

عالم همه قطره اند و دریاست حسین(ع)!

خوبان همه بنده اند و مولاست حسین(ع)

ترسم که شفاعت بکند روز جزا قاتل خویش

از بس که کرم دارد و آقاست حسین(ع)

در گیر و دار خداحافظی از پاییز، سلام کن به سیاهی شهر و گوشت را به آوازهای زخمی محرم بسپار.

دلواپس روزهای بی کسی مباش، این یلدای فراق به صبح می رسد یک جمعه!

و من و تو که لحظه لحظه ی آوار عمر را تماشا می کنیم به پایش خواهیم افتاد ، کسی که همه کس آسمان و زمین است.

خلاصه با دستمال خیس این روزها، دعای فرج را فراموش نکن که گشایش همه ی کارها در فرج است و دعا کن برای روزی که پلک تمام پنجره ها به روی چشم های ذخیره ی خدا باز شوند.

انگار شیعه فقط با آمدن او، دلتنگی هایش پایان می گیرد.خدا کند این چشم های چشم به راه خشک نشوند.منتظریم.........

گوش کن! یکی این روزها ، در کوچه پس کوچه های محرم بیشتر از همه اشک می ریزد. خدا صبرش دهد برای عاشورا!

امشب کنار دلت بنشین! حرزهایت را روی هم بگذار! ببین نکند از ورای تاریخ، کسی من و تو را به یاری می خواند و ما بی خبر باشیم!!!

 

+لينک ثابت                                           +
ارادت به آقا در جمعه ۴ دی ۱۳۸۸ توسط چشم انتظار
و در موضوع روزها و رازها دسته بندی شده است