»جان جهان | سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
»مهمان ویژه | پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
»او غایب نیست | جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
»ازنوشکفت نرگس چشم انتظاری ام | شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲
»پای دل گیر است | جمعه ۶ دی ۱۳۹۲
»دوستی با تمام ویژگی های رفاقت | یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
»یک نماز امام زمانی | شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲
»مدیا پلیر ویژه محرم | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
»با نام و یادش... | شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲
»دعای افتتاح | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲
»حکایت ما حکایت حر است... | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲
»برنامه های اندروید | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲
»مدیاپلیر مهدوی | دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
»نوای پیشواز مهـــدوی | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲
پرسش هایی پیرامون. اسم، لقب، کنیه ، چهره و خصوصیات فیزیکی حضرت
|
۱- آیا نام امام مهدی در قرآن آمده است؟ |
|
۲- اثبات لقب صاحب الزمان: |
|
۳- اسامی حضرت را نام ببرید ؟ |
|
۴- چرا به امام مهدی قائم و اباصالح می گویند؟ |
|
۵- چرا نام ان حضرت قائم است ؟ |
|
۶- چرا نام بردن اسم اصلی حضرت حرام است و فلسفه نوشتن ان به صورت (م ح م د ) چیست ؟ |
|
۷- چرا وقتی کلمه قائم می آید باید بلند شویم ؟ |
|
۸- علت نیامدن نام حضرت در قران ؟ |
|
۹- لقبهای حضرت مهدی (ع) را بنویسید . |
|
۱۰- نام ، کنیه و القاب حضرت چیست ؟ |
|
۱۱- آیا امام مهدی وجوود جسمانی دارند یا نورانی؟ |
|
۱۲- چطور حضرت مثل مرد۴۰ ساله ظهور می کند؟ |
|
۱۳- چگونگی زیستن امام مهدی در دوران غیبت را بیان فرمایید. شمائل امام زمان در زمان ظهور چگونه خواهد بود؟ |
|
۱۴- سن حضرت مهدی چقدر است؟ |
|
۱۵- شمایل حضرت از نظر جسمی و روحی ؟ |
پرسش۱: آیا نام امام مهدی در قرآن آمده است؟
پاسخ: خیر نام ایشان در قرآن نیامده است؛ علت این را ما نمیدانیم. البته برخی از بزرگان گفتهاند شاید یكی از علتها این باشد كه اگر نام حضرت در قرآن ذكر میشد، دشمنان قرآن را تحریف كرده و تغییر میدادند و ما دیگر نمیتوانستیم به درستی از قرآن استفاده كنیم. خداوند برای آنكه قرآن دچار دستكاری و تغییر نشود، نام ائمه(ع) را در قرآن ذكر نكرد. البته آیات متعددی از قرآن مربوط به امام زمان(ع) است؛ از جمله آیه 105 سوره انبیاء، آیه 55 سوره نور و آیه 33 سوره توبه.
پرسش۲: اثبات لقب صاحب الزمان
پاسخ: یکی از نامها و لقبهای حضرت مهدی(ع) لقب "صاحب الزمان" است. این نام اشاره به یکی از مقامهای آن حضرت در دین و شریعت و جایگاه خاص آن وجود شریف دارد. در این مقال به طور اختصار این نام و مفهوم آن را از دو دیدگاه بررسی میکنیم.
یک. از نظر کلام اسلامی در مذهب شیعه اثنی عشری:
دانشمندان علم کلام عقیده دارند خداوند در هر زمان، ولایت، رهبری و هدایت جامعه به سوی شریعت و سعادت را بر عهده انسانهای برتر و کامل در آن زمان گذاشته است. این انسانها از هر گونه خطا و اشتباه محفوظ و مصون میباشند. آنان در مقام ولایت و امامت، از ناحیه خداوند، انسانها و جوامع زمان خویش را مدیریت میکنند. اگر "صاحب الزمان" در معنای کلامی صاحب و دارای اختیار برای مدیریت و تدبیر امور جامعه اسلامی معنا شود، این مقام مخصوص پیامبر و امامان معصوم(ع) پس از آن حضرت خواهد بود و پس از یازدهمین امام، این مقام مخصوص حضرت مهدی(عج) خواهد بود و این همان ولایت تشریعی و مقام امامت در هر زمان است که در مذهب شیعه اثبات شده است. این معنا در نامهای ولی عصر(ع)، امام عصر، امام زمان، صاحب الامر نیز اراده شده است.
دو. از نظر فلسفه و عرفان شیعه:
در عرفان شیعه ـ که برگرفته از معارف اهل بیت(ع) است ـ خداوند دارای ولایت کلی بر عالم وجود و آفرینش است، یعنی، هر گونه هدایت به سوی تکامل وجودی با اراده الهی انجام میشود و این اراده از راه انتقال و افاضه تنزیلی(مقوله به تشکیک) و درجه به درجه اعمال میگردد. و انسان کامل در هر زمان، واسطه فیض برای رساندن نعمتهای مادی و معنوی به دیگر موجودات است. از نظر تکامل وجودی و دریافت فیض الهی، پیامبر اسلام در رتبه پس از خداوند قرار دارد و پس از او امامان معصوم(ع) نسبت به زمان خویش اعمال هدایت تشریعی و تکوینی دارند. مقام هدایت باطنی موجودات از نظر تشریعی و تکوینی را ولایت تشریعی و تکوینی مینامند و یکی از معانی "صاحب" دارای اختیار و ولایت و قدرت تصرف معنوی است.
بر اساس اینکه "صاحب الزمان" به معنای دارای اختیار و قدرت تعرف و هدایت در عصر و زمان خویش بر موجودات باشد، این ولایت باطنی شامل تشریع و تکوین میشود، یعنی، حرکت تکاملی موجودات از بعد معنوی و مادی توسط اراده امام است که به اذن خدا انجام میشود و مراد از تکوین بعد مادی موجودات و امور مربوط به ماده است و از آنجا که زمان عبارت از حرکت ماده و مقدار حرکت ماده است، لذا این بعد مادی موجودات نیز مانند سایر ابعاد انها، تحت تصرف و اراده امام و واسطه فیض الهی خواهد بود. پس به این معنا امام دارای قدرت تصرف بر ابعاد موجودات(از جمله بعد زمان) میباشد و معنای صاحب الزمان روشن میگردد. البته این هدایت و ولایت، بر اساس نظم بسیار دقیق در نظام آفرینش صورت میگیرد.
گفتنی است وقتی سخن از ولایت تکوینی و قدرت تصرف امام بر موجودات میشود منظور این نیست که یک انسان به عنوان انسان و از بعد مادی میتواند در زمان تغییر کونی ایجاد کند تا این اشکال یش آید که "این دور منطقی و باطل است" و انسان ماده و تحت قوانین ماده، نمیتواند از تحت قوانین ماده خارج شود و بر زمان( که خود مادی است) تصرف و تغییر ایجاد کند!؟ بلکه مراد تصرف انسان از نظر معنوی و ماوراء الطبیعه بر ماده و طبیعت است؛ زیرا انسان دارای دو بعد مادی و معنوی (غیر مادی) است و بعد غیر مادی حاکم بر بعد مادی او است. پس میتواند قدرت تصرف بر ماده را دارا باشد.
در فلسفه عقلی اثبات شده که ماورای طبیعت، حاکم بر طبیعت است. پس معنای صاحب الزمان برای حضرت مهدی(ع) یعنی او دارای قدرت هدایت باطنی و ولایت تشریعی و تکوینی است.
نتیجه آنکه نام صاحب الزمان،صاحب الامر، ولی عصر، امام زمان، امام عصر در دیدگاه کلام و عرفان شیعی، معنای خاص خود را دارد. در علم کلام شیعی به معنای صاحب اختیار در تدبیر و رهبری جامعه اسلامی و بیان و حفظ شریعت است.
و در عرفان به معنا کسی که دارای اختیار و قدرت معنوی برای دریافت فیض و رساندن فیض به موجودات است؛ اعم از آنکه این فیض و رحمت، نعمتی تشریعی برای هدایت و تکامل معنوی باشد یا نعمتی تکوینی برای هدایت تکوینی و حرکت به سوی کمال مادی.(ر.ک: عصاره خلقت، جوادی آملی؛ امامت ـ ربانی گلپایگانی؛ هدایت در قرآن، جوادی آملی).
پرسش۳: اسامی حضرت را نام ببرید ؟
پاسخ: كنیه دارای اسمى است كه با لفظ "اب" یا "ام" شروع مىشود مانند: اباعبداللّه و امّ البنین. امام زمان(ع) همان نام و كنیه پیامبر اسلام(ص) است و در برخى از روایات از بردن نام ایشان تا هنگام ظهور، نهى شده است.
لقبهاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقیةالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّعصر كه معروفترین آنها "مهدى" است.
هر یك از این لقبها، بیانگر پیام ویژهاى درباره آن بزرگوار است.
آن امام خوبىها را "مهدى" گفتهاند زیرا كه هدایت شدهاى است كه مردم را به سوى حق مىخواند و "قائم" خواندهاند چون براى حق، قیام خواهد كرد و "منتظَر" نامیدهاند زیرا كه همگان در انتظار مقدم اویند و "بقیةاللّه" لقب دادهاند چرا كه باقیمانده حجتهاى خدا و آخرین ذخیره الهى است.
"حجّت" به معنى گواه خدا بر خلق و "خلف صالح" به معنى جانشین شایسته براى اولیاء خداست. او "منصور" است چون از سوى پروردگار یارى مىشود و "صاحب الأمر" است چون امر ایجاد حكومت عدل الهى به عهده اوست. "صاحب الزمان و ولىّ عصر" نیز به معنى آنست كه او حاكم و فرمانرواى یگانه زمان است.
پرسش۴: چرا به امام مهدی قائم و اباصالح می گویند؟
پاسخ: به او قائم میگویند، زیرا به امر خدا قیام به حق میكند و جهان را از شرك و ظلم میرهاند. اینكه چرا به او اباصالح میگویند چند قول بیان شده است:
الف. در زمان ظهور و حاكمیت او، همه جا را صلح و دوستی میگیرد و او پدر صلح میباشد.
ب. در قرآن آینده زمین برای صالحان(انبیاء/105) رقم خورده است و او چون امام و به تعبیر دین صالحان است، لذا "ابا صالح" میگویند.
ج. زیرا او فریاد رس درماندگان و نیازمندان است. در برخی تعابیر آمده است كه در موقع گرفتاری از لفظ یا ابا صالح مدد بگیرید، مشكل شما حل میشود.
پرسش۵: چرا نام ان حضرت قائم است ؟
پاسخ: نام گذاری امام زمان(ع) به قائم را میتوان چنین بیان كرد:
1. رسول خدا این نام را برای حضرت مهدی(ع) به كار بردند: «من انكر القائم من ولدی فی زمان غیبته مات میتة جاهلیة»؛«هر كس «قائم» از فرزندان مرا در زمان غیبت او انكار كند، مرگ او مانند مرگ جاهلیت خواهد بود».(منتخب الاثر، ص625).
2. نام قائم از سوی ائمه(ع) برای حضرت مهدی(ع) به كار برده شده است:
از امام صادق(ع) تعبیر «القائم المنتظر» ؛ از امام باقر(ع) تعبیر «قائم»، و از امام صادق(ع) تعبیر «القائم المهدی» نیز آمده است.
3. نام گذاری توسط خداوند با تعبیر «بهذا القائم انتقم منهم».
امام باقر(ع) میفرماید: «پس از شهادت امام حسین(ع)و واقعه عاشورا ملائكه آسمان آرامش نداشتند و خدا به آنها وحی نمود كه آرام باشید، به عزت و جلالم قسم كه انتقام آنها را خواهم گرفت و سپس امامان از فرزندان حسین(ع) را به آنها نشان داد ویكی از آنها را كه ایستاده و در حال نماز بود، نشان داد و فرمود: به این شخص قائم، انتقام خواهم گرفت.
نكته قابل توجه اینكه انتقام الهی به صورت برپایی عدل در تمام جهان به دست حضرت مهدی(ع) و برقراری حكومت صالحان و شكست ظالمان به حقیقت خواهد پیوست و این خود جلوهای از رحمت بی منتها و كامل خداوند است كه شامل جهانیان خواهد شد.
همچنین به او قائم میگویند: زیرا قیام به حق میكند و حاكمیت عدل الهی را در جهان برقرار سازد.
پرسش۶: چرا نام بردن اسم اصلی حضرت حرام است و فلسفه نوشتن ان به صورت (م ح م د ) چیست ؟
پاسخ: حضرت مهدی(ع) همنام با پیامبر(ص) و هم لقب با آن وجود شریف است. نام آن حضرت، محمد و لقب او ابوالقاسم است. در بعضی احادیث معتبر، تصریح به این نام در مجالس عمومی منع شده است.(ترجمه، مكیال المكارم، ج2،ص188)
پیامبر(ص) میفرماید: «لا یسمه باسمه ظاهراً قبل قیامه الا كافر به»؛«در آشكارا نام او را تا قبل از قیام او، جز كافر به او نمیبرد».(مستدرك الوسایل، ج12، ص285)
امام باقر(ع) نیز فرموده است: «لا یسمی حتی یظهر امره»؛«نام او نباید برده شود تا اینكه امر (قیام) او آشكار شود».(كافی، ج1، ص525)
امام رضا(ع) نقل شده است: «لا یسمی باسمه بعد غیبة احد حتی یراه و یعلن باسمه فلیسمه كل الخلق»؛«كسی نام او را پس از غیبت او نبرد تا زمانی كه او را ببیند و نامش آشكار شود و تمام مردم نام او را ببرند».(مستدرك، ج12، ص285)
امام حسن عسكری(ع) میفرماید: «لا یحل لاحد ان یسمیه و یكنیه بكنیته الی ان یظهر الله دولته و سلطنته»؛« برای هیچ كس حلال نیست كه نام و كنیه او را ببرد تا وقتی كه خدا دولت و حكومتش را آشكار سازد.(مستدرك، ج12،ص285).
بر اساس این دسته از روایات ـ كه نام بردن آن حضرت تا زمان ظهور منع شده است ـ بسیاری از عالمان شیعه تصریح و تلفظ نام شریف آن حضرت را حرام دانستهاند. و لذا برای اینكه این نام تلفظ نشود در نوشتهها به صورت «محمد» مینویسند اگر چه نوشتن به صورت «محمد» حرام نیست.
البته برخی از عالمان شیعه (مانند خواجه نصیر طوسی) تلفظ نام اصلی را هم جایز دانستهاند و از زمان شیخ بهایی به بعد در این مسأله بین عالمان شیعه اختلاف نظر و رأی پدید آمد.(مكیال المكارم، ج2، ص190).
گروهی از عالمان شیعه(مانند شیخ مفید، شیخ صدوق، علامه طبرسی، محقق داماد، مرحوم مجلسی و محدث نوری و ...) به زبان آوردن نام اصلی حضرت را حرام دانستهاند.
گروه دیگر از عالمان شیعه (مانند شیخ انصاری و شیخ حر عاملی و ...) ذكر نام اصلی حضرت مهدی(ع) را حرام ندانسته و روایات منع را مربوط به زمان غیبت صغری میدانند كه جان آن حضرت از طرف حكومت وقت در خطر بودهاست. این گروه در تایید نظر خود، روایات و زیارات را كه نام اصلی حضرت مهدی(ع) تصریح شده است ذكر میكنند:
شیخ صدوق از زبان یكی از یاران امام حسن عسكری(ع) نقل میكند: «ان ابا محمد بعث الی بعض من سماه لی بشاة مذبوحه و قال هذه عقیقة ابنی محمد»؛«امام برای یكی از كسانی كه نامش را برای من ذكر كرد گوسفند سر بریدهای فرستاد و فرمود این عقیقه فرزندم محمد است»(كمال الدین ج2، ص334).
از آنجا كه بیشتر «روایات منع» نام بردن را تا زمان ظهور ممنوع شمردهاند؛ لذا بسیاری از عالمان شیعه ذكر و تلفظ نام شریف حضرت مهدی(ع) را سزاوار نمیدانند و میفرمایند: بهتر است تصریح به نام اصلی آن وجود شریف نشود».
برخی نیز معتقدند: حرمت ذكر نام حضرت در جایی است كه مخالفان و دشمنان اهل بی و امام زمان(ع) حضور دارند.
گفتنی است تلفظ نام و كنیه مخصوص حضرت مهدی(ع) در این موارد بدون اشكال است:
1. در نوشتهها: حتی كسانی كه ذكر نام محمد را حرام میدانند، نوشتن آن در كتابها را حرام ندانستهاند.
2. به صورت اشاره و رمز: میتوان گفت نام آن حضرت مانند نام رسول خدا و كنیه او مانند كنیه رسول خدا است و نیز میتوان به صورت رمز ـ م ح م د ـ تلفظ نمود.
3. در دعا و مناجات در غیر مجالس عمومی؛
4. ذكر نام آن حضرت به صورت پنهانی و در قلب.
(ترجمه مكیال المكارم، ج2، ص188)
پرسش۷: چرا وقتی کلمه قائم می آید باید بلند شویم ؟
پاسخ: وجود دو روایت، دلیل چنین كاری است كه یكی، قول امام و دیگری، فعل امام است. امام صادق(ع) فرموده است: «فلیقم و لیطلب من الله تعجیل فرجه؛ پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب كند»(منتخب الاثر، ص641).
درباره امام رضا(ع) نقل شده است: «وضع الرضا یده علی رأسه و تواضع قائماً و دعی له بالفرج؛ امام رضا(ع) دستش را بر روی سرش قرار داد و متواضعانه ایستاد و برای فرج او دعا كرد»(منتخب الاثر، ص640).
از این دو روایت، معلوم میشود هنگام برده شدن نام امام زمان(ع) باید برخاست و برای حضرت دعا كرد. البته در روایت اول برخاستن را ویژه زمانی میداند كه لقب قائم ذكر شود و فقط بلند شدن و دعا كردن را میرساند. اما روایت دوم، لقب خاص را نمیرساند، بلكه هرگاه یادی از امام شود، باید برخاست و دعا كرد و نیز علاوه بر این در روایت دوم دست روی سر نهادن نیز بیان شده است.
امام صادق(ع) سبب این كار را فرموده است: «زیرا غیبت ایشان طولانی است و چون رأفت امام به كسانی كه دوستش دارند، زیاد است، هركس او را به این لقب ـ كه اشاره به دولت ایشان دارد و حسرت بر غربت ایشان را میرساند ـ یاد كند، امام به او نظر میكند و از جمله چیزهایی كه نشان تعظیم است، برخاستن بنده هنگام نگاه كردن مولا به او است.(منتخب الاثر، ص641).
از این روایت معلوم میشود، برخاستن، نشان تعظیم و احترام و بزرگ شمردن امام است و در مورد روایت دوم نیز هر چند كلام امام نیست، اما برداشت راوی ـ به عنوان كسی كه حاضر در مجلس است ـ همین تواضع است. راوی میگوید: «وتواضع قائماً» یعنی برای تواضع، امام به پا خاست. پس برای بزرگ شمردن امام و كوچك انگاشتن خود، چنین عملی انجام میشود.
پرسش۸: علت نیامدن نام حضرت در قران ؟
پاسخ: پیرامون امام زمان(ع) و ظهور او اختلاف و ابهامی نیست. مسلمانان اعم از شیعه و عامه (اهل سنت) ظهور جهانی او را پذیرفتهاند. او را از فرزندان پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) میدانند.
پیرامون آن وجود مقدس نقاط مشترک فراوانی میان دو فرقه اصلی مسلمانان وجود دارد. آنچه محل اختلاف است وجود حضرت مهدی(ع) است. شیعیان معتقدند او فرزند امام حسن عسکری(ع) است که در سال 255 هـ.ق به دنیا آمده و زنده است. عامه دو گروه شدند. اکثریت آنان معتقد به ولادت آن بزرگوار نیستند بلکه میگویند ایشان در آخر الزمان و نزدیک ظهور به دنیا میآید. گروه کمی از آنان مانند شیعه معتقد به ولادت و حیات امام مهدی(ع) هستند. البته سؤال میتواند به گونهای دیگر مطرح شود: چرا نام امام علی(ع) و اهل بیت در قرآن ذکر نشده است که پاسخ به آن مجالی دیگر میطلبد.
پرسش۹: لقبهای حضرت مهدی (ع) را بنویسید .
پاسخ: نام، كنیه و القاب
نام و كنیه(اسمى است كه با لفظ «اب» یا «ام» شروع مىشود مانند: اباعبداللّه و امّ البنین.) امام زمان(ع) همان نام و كنیه پیامبر اسلام(ص) است و در برخى از روایات از بردن نام ایشان تا هنگام ظهور، نهى شده است.
لقبهاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقیةالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّعصر كه معروفترین آنها «مهدى» است.
هر یك از این لقبها، بیانگر پیام ویژهاى درباره آن بزرگوار است.
آن امام خوبىها را «مهدى» گفتهاند زیرا كه هدایت شدهاى است كه مردم را به سوى حق مىخواند و «قائم» خواندهاند چون براى حق، قیام خواهد كرد و »منتظَر« نامیدهاند زیرا كه همگان در انتظار مقدم اویند و «بقیةاللّه» لقب دادهاند چرا كه باقیمانده حجتهاى خدا و آخرین ذخیره الهى است.
«حجّت» به معنى گواه خدا بر خلق و «خلف صالح» به معنى جانشین شایسته براى اولیاء خداست. او «منصور» است چون از سوى پروردگار یارى مىشود و «صاحب الأمر» است چون امر ایجاد حكومت عدل الهى به عهده اوست. «صاحب الزمان و ولىّ عصر» نیز به معنى آنست كه او حاكم و فرمانرواى یگانه زمان است.
پرسش۱۰: نام ، کنیه و القاب حضرت چیست ؟
پاسخ: نام، كنیه و القاب
نام و كنیه(اسمى است كه با لفظ «اب» یا «ام» شروع مىشود مانند: اباعبداللّه و امّ البنین.) امام زمان(ع) همان نام و كنیه پیامبر اسلام(ص) است و در برخى از روایات از بردن نام ایشان تا هنگام ظهور، نهى شده است.
لقبهاى مشهور آن حضرت عبارتند از: مهدى، قائم، منتظَر، بقیةالله، حجّت، خلف صالح، منصور، صاحب الامر، صاحب الزمان و ولىّعصر كه معروفترین آنها «مهدى» است.
هر یك از این لقبها، بیانگر پیام ویژهاى درباره آن بزرگوار است.
آن امام خوبىها را «مهدى» گفتهاند زیرا كه هدایت شدهاى است كه مردم را به سوى حق مىخواند و «قائم» خواندهاند چون براى حق، قیام خواهد كرد و »منتظَر« نامیدهاند زیرا كه همگان در انتظار مقدم اویند و «بقیةاللّه» لقب دادهاند چرا كه باقیمانده حجتهاى خدا و آخرین ذخیره الهى است.
«حجّت» به معنى گواه خدا بر خلق و «خلف صالح» به معنى جانشین شایسته براى اولیاء خداست. او «منصور» است چون از سوى پروردگار یارى مىشود و «صاحب الأمر» است چون امر ایجاد حكومت عدل الهى به عهده اوست. «صاحب الزمان و ولىّ عصر» نیز به معنى آنست كه او حاكم و فرمانرواى یگانه زمان است.
پرسش۱۱: آیا امام مهدی وجوود جسمانی دارند یا نورانی؟
پاسخ: حضرت وجود جسمانی دارند. البته طبق برخی روایات و معارف اسلامی پیشوایان غیر از این بدن جسمانی دارای حقایق نورانی هستند. در روایتی از پیامر اكرم(ص) آمده است:"اول چیزی كه خداوند خلق كرد، نور من بود" (بحار الانوار، ج1، ص97)
و نیز فرمود: "ای سلمان! اوصیای من را میشناسی و آن دوازده نفری كه خداوند برای امامت بعد از من انتخاب كرده است؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند، فرمود: ای سلمان! خداوند مرا از نور خود خلق كرد و مرا خواند، پس اطاعت كردم. و خلق كرد از نور من علی را پس خواند او را و او اطاعت كرد. و خلق كرد از نور من و علی، نور فاطمه را پس خواند او را و او اطاعت كرد. و خلق كرد از نور من و علی و فاطمه، حسن و حسین را، پس آن دو را خواند و آن دو اطاعت كردند. پس نام گزارد ما را به پنج اسم از اسامی خود: خدا محمود است و من "محمد" خدا عالی است و این "علی" خدا فاطر است و این "فاطمه" خدا دارای "احسان" است و این حسن و خدا "محسن" است و این حسین. سپس خلق كرد خدا از ما از صلب حسین(نور حسین) نه امام را،چ پس خواند آنان را و آنان اطاعت كردند".(بحار الانوار، ج15، ص9).
البته این حرف بدین معنی نیست كه آنها بدن مادی نداشتند؛ بلكه وقتی خداوند اراده كرد كه در دنیا زندگی كنند، آنان را در صلب حضرت آدم(ع) قرار داد تا اینكه در زمان خاص با بدن مادی به دنیا آیند(بحار الانوار، ج15، ص7). ما با توجه به ادله عقلی و نقلی فراوان، معتقد هستیم حضرت مهدی(عج) در سال 255 هـ.ق به دنیا آمدو بنابراین دارای وجود جسمانی است. دلیلهای فراوانی مانند داستان ولادت و مادر ایشان، غیبت و چگونگی آن، وجود حجت در هر زما در زمین و ... در این زمینه وجود دارد.
پرسش۱۲: چطور حضرت مثل یک مرد 40 ساله ظهور می کند ؟
پاسخ: گویا مراد شما این است که چگونه ممکن است حوادث روزگار باعث تغییر چهره و شکسته شدن صورت و ناتوانی جسمی حضرت نمیشود؟ در پاسخ باید گفت: به نظر میآید علت اصلی، خواست و قدرت الهی است. بدین معنا که خداوند از طریق اعجاز و خرق عادت، حالت جوانی را در وجود حضرت مهدی(ع) قرار داده است. برای این مطلب از قرآن میتوان نمونه آورد.
خداوند در قرآن کریم در سوره بقره آیه 259 داستان بزرگ مردی از بنی اسرائیل(گویا عزیر بوده است) را ذکر میکند که بر روستایی عبور میکرد در حالی که ویران شده و مردمان آن مرده بودند و استخوانهایشان در معابر در حال پوسیده شدن بود. او گفت: خداوند چگونه اینها را زنده میکند؟ خداوند صد سال او را میراند و جان حیوان(الاغ) او را نیز گرفت ولی طعام او را به حال خود سالم باقی نگه داشت.
پس از صد سال که دوباره او را زنده کرد به او یادآور شد از بین رفتن و حیات دوباره خود و حیوانش را و سالم نگاه داشتن طعامش را . " فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ یتَسَنَّهْ "یک غذا حدودا یک هفته سالم میماند. صد سال 5200 هفته است پس خدا 5200 برابر عمر غذا، آن را سالم و به صورت عادی نگه داشته است. او میتواند امام را نیز به حالت یک جوان حفظ کند.
البته از لحاظ طبیعی نیز ممکن است، یک فرد بتواند طراوت و جوانی خود را حفظ کند اگر بر رموز علمی آگاهی داشته باشد و علم نیز این امر را ممکن پذیر بداند بر این فرض ، امام چون علم کامل دارد میتواند از قواعد علمی نیز مدد بگیرد.
پرسش۱۳: چگونگی زیستن امام مهدی در دوران غیبت را بیان فرمایید. شمائل امام زمان در زمان ظهور چگونه خواهد بود؟
پاسخ: این سؤال چند بخش دارد:
الف. حضرت در میان مردم رفت و آمد و از اوضاع آنان خبر دارد و به آنان كمك میكند. البته چون ایشان در پس پرده غیبت هستند(یعنی به صورت عادی، شناخته نمیشوند). ممكن است مردم ایشان را ببینند ولی او را نشناسند. پس حضرت در میان مردم است؛ ولی به صورت ناشنانس .
ب. از برخی روایات استفاده میشود كه افرادی بسیار محدود و خاص در خدمت حضرت میباشند و آن بزرگوار را همراهی میكنند. البته از جزئیات این مسأله آگاهی نداریم.
ج. از روایات میتوان استفاده كرد كه حضرت در قیافه مردی چهل ساله ظهور میكنند. آن بزرگوار دارای چهرهای گندمگون ، پیشانی بلند، ابروانی كشیده، چشمانی درشت وسیاه، دندانهای براق و گشاده است. در گونه راست ایشان خالی مشكین قرار دارد و اندام آن بزرگوار میانه است.
پرسش۱۴: سن حضرت مهدی چقدر است؟
پاسخ: 1ـ بر اساس نظر مشهور در تاریخ ولادت امام زمان(عج)، آن بزرگوار در سال 255 هـ.ق به دنیا آمده است. بنابراین اكنون (سال 1426) سن شریف آن عزیز 1171 سال میباشد.
پرسش۱۵: شمایل حضرت از نظر جسمی و روحی ؟
پاسخ: الف. از روایات میتوان استفاده كرد كه حضرت در قیافه مردی چهل ساله ظهور میكنند. آن بزرگوار دارای چهرهای گندمگون ، پیشانی بلند، ابروانی كشیده، چشمانی درشت وسیاه، دندانهای براق و گشاده است. در گونه راست ایشان خالی مشكین قرار دارد و اندام آن بزرگوار میانه است.
ب. بعضى از ویژگىهاى آن وجود شریف كه در سخنان معصومین علیهم السلام بیان گردیده، از این قرار است:
او اهل عبادت و شب زنده دارى، زهد و ساده زیستى، صبر و بردبارى، عدالت و نیكوكارى است. آن حضرت سرآمد همگان در علم و دانش و وجود نازنینش چشمهسار بركت و پاكى است. او اهل قیام و جهاد، رهبر جهانى، انقلابىِ بزرگ، منجى نهایى و مصلح موعود بشریت است. آن وجود نورانى از تبار رسول خداصلى الله وعلیه وآله وسلم و از اولاد فاطمه زهراعلیهاالسلام و نهمین فرزند از نسل سیدالشهداءعلیهالسلام است كه به هنگام ظهور بر كعبه تكیه زند و پرچم پیامبر را در دست گیرد و با قیام خود دین خدا را زنده و احكام خداوند را در سراسر گیتى جارى كند و جهان را پر از مهربانى و داد گرداند پس از آن كه پر از جور و بیداد شده باشد.( منتخب الاثر، فصل دوم، از ص 239 تا 383).






