تازه ترين مطالب
»کوچه باغ انتظار | جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
»جان جهان | سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
»مهمان ویژه | پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
»او غایب نیست | جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
»ازنوشکفت نرگس چشم انتظاری ام | شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲
»پای دل گیر است | جمعه ۶ دی ۱۳۹۲
»دوستی با تمام ویژگی های رفاقت | یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
»یک نماز امام زمانی | شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲
»مدیا پلیر ویژه محرم | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
»با نام و یادش... | شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲
»دعای افتتاح | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲
»حکایت ما حکایت حر است... | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲
»برنامه های اندروید | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲
»مدیاپلیر مهدوی | دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
»نوای پیشواز مهـــدوی | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲
پرسش و پاسخ(6)

 

پرسش هایی پیرامون آخرالزمان و اوضاع آینده ی جهان

1- ایران در هنگام ظهور چگونه خواهد بود ؟

 2- اینکه می گو یند جنگ و خو نریزی و بیماری شایع می شود و بسیاری از مردم هلاک می شوند موجب عدم امید به زندگی در زمان ظهور است آیا دو سوم می میرند ؟  و این مطالب صحیح است ؟  توضیح دهید.

 3- جنگ ارماگدون در کجا و چه کشورهایی شرکت دارند ؟

 4- جهانی شدن یعنی چه؟ جهانی شدن با جهانی سازی چه فرقی دارد ؟

 5- چرا در آخر الزمان قم امن ترین مکان است ؟

 6- در رابطه با زمینه سازی ظهور و فتنه های آخر الزمان لطف فرمایید چند کتاب معرفی نمایید .

7- در مورد آینده جهان توضیح دهید.

8- زمان آخر الزمان و رویدادهای ان به ترتیب کدامند ؟

9- سیمای آخرالزمان چگونه است ؟

10- فتنه هایی که در آخر الزمان شیعیان را تهدید می کند نام برده و راه مقابله با آنها چیست ؟

 11- وجود دجال و شرح صفات ظاهری او در کتب با معیار های امروزی نمی سازد و نیاز به شرح و تفسیر دارد و آیا دجال مصداق یک موضوع است خیر ؟

12- وضعیت ایرانِ قبل از ظهور و نقش آن در ظهور حضرت چیست؟

 

 

پرسش1: ایران در هنگام ظهور چگونه خواهد بود ؟

پاسخ: با توجه به روایات می‌توان شرایط ایران را تا حدودی این گونه ترسیم كرد: «دانش و معارف دین اسلام و مكتب تشیع، از ایران و قم، به جهانیان صادر می‌شود. لذا موقعیت علمی ایران ممتاز است و اصلی ترین مركز دین اهل بیت(ع) خواهد بود. در روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) نقل شده است: «به زودی، كوفه، از مؤمنان خالی می‌گردد و دانش مانند ماری كه در سوراخش پنهان می‌شود، از آن شهر رخت برمی‌بندد؛ سپس علم ظاهر می‌شود در شهری به نام قم؛ آن شهر معدن علم و فضل می‌گردد(و از آنجا به سایر شهر‌ها پخش می‌شود) به گونه‌ای كه باقی نمی‌ماند در زمین جاهلی نسبت به دین، حتی زنان در خانه‌ها. این قضیه نزدیك ظهور قائم(ع) واقع می‌شود ... علم، از قم به سایر شهر‌ها در شرق و غرب پخش می‌شود و حجت بر جهانیان تمام می‌شود به گونه‌ای كه در تمام زمین، فردی پیدا نمی‌شود كه دین و علم به او نرسیده باشد. بعد از آن قائم، قیام می‌كند و سبب انتقام خدا و غضب او بر بندگان(ظالم و معاند) می‌شود؛ زیرا، خداوند انتقام (و عذاب) بر بندگان روا نمی‌دارد، مگر وقتی كه حجت را انكار كنند»؛ (بحار الانوار، ج 57و60، ص213).
خیزش و جنبشی بزرگ برای دعوت مردم به طرف دین، در ایران روی می‌دهد. از امام كاظم(ع) نقل شده است: «مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق دعوت می‌كند. گروهی، دور او اجتماع می‌كنند كه مانند پاره‌های آهن‌اند و باد‌های تند(حوادث) نمی‌تواند آنها را از جای بركند. از جنگ خسته نمی‌شوند و كناره‌گیری نمی‌كنند و بر خدا توكل می‌كنند. سر انجام، پیروزی برای متقین و پرهیزكاران است».(بحار، ج60، ص216، ح37).
گویا این حركت، همان حركتی است كه از امام باقر(ع) نقل شده است: «گویا می‌بینم گروهی از مشرق زمین خروج می‌كنند و طالب حق هستند، اما به آنان پاسخ داده نمی‌شود. مجدداً برخواسته‌ی خود تاكید می‌كنند ولی جواب نمی‌شنوند. پس چون چنین دیدند، شمشیر‌ها را به دوش می‌كشند، در مقابل دشمن می‌ایستند تا حق به آنها داده می‌شود، اما این بار قبول نمی‌كنند بلكه قیام می‌كنند و نمی‌دهند آن را (پرچم قیام را) مگر به صاحب شما(امام زمان(ع))».(بحار الانوار، ج52، ص243، ح116).
خروج سید حسنی و خراسانی كه در روایات به آنها اشاره شده است را می‌توان در این باره دانست. بنابراین، موقعیت اجتماعی آن روز ایران حركت به سوی حق طلبی و دعوت به آمادگی برای ظهور است.
در بستر این جامعه نیز یاران حضرت شكل می‌گیرند. در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است: «قم را قم نامیدند، چون اهل او، اجتماع می‌كنند با قائم آل محمد(ص) و با او قیام می‌كنند و او را یاری می‌كنند».(بحار الانوار، ج 57و 60، ص216، ح38).
در روایاتی كه به نام یاران و شهر‌ها اشاره دارد، شهر‌های متعددی از ایران ذكر شده است. خلاصه آن كه ایران، مركز صدور دین و معارف اهل بیت است و زمینه‌سازی برای ظهور می‌كند.
در برخی از روایات اهل بیت(ع) به حضور فعال عجم در سپاه و ارتش مخصوص امام مهدی(ع) اشاره شده است. البته مقصود از عجم ملت‌های غیر عرب است، ولی به احتمال زیاد بیشترین مصداق آن در عصر ظهور، ایرانیان خواهند بود به ویژه كه مركز شیعه در ایران است.
مجموعه روایات وارده در مورد ایرانیان نشان می‌دهد كه این گروه، زمینه‌سازان حكومت حضرت مهدی(ع) در جهان هستند و بیشترین تأثیر را در روند استقرار حكومت آن خورشید عالم‌تاب دارند، و در حقیقت حضرت مهدی(ع) به همراه یاران از جمله ایرانیان با دشمنان به مبارزه برمی‌خیزد.





 

پرسش2: اینکه می گو یند جنگ و خو نریزی و بیماری شایع می شود و بسیاری از مردم هلاک می شوند موجب عدم امید به زندگی در زمان ظهور است آیا دو سوم می میرند ؟  و این مطالب صحیح است ؟  توضیح دهید.

پاسخ: سخن جنگ و خون‌ریزی‌ها در دو مرحله مطرح می‌شود:
الف. قبل از ظهور: در مورد جنگ‌های قبل از ظهور مطلب خاصی كه از درجه اعتبار برخودار باشد بیان نشده است. بلكه به صورت كلی از مرگ و میر‌های زیاد و جنگ و كشتار خبر داده شده است. از این رو به زمان و مكان و گروه خاصی نمی‌توان اشاره كرد. به علاوه كه این حوادث مربوط به اختیار انسان‌ها است و لذا انسان می‌تواند با برخی اختیار‌ها و انتخاب‌ها از بروز برخی حوادث جلوگیری كند. لذا در آیه قرآن به لوح محو و اثبات اشاره شده است.
البته اگر رویدادهای ناخوشایند واقعاً بخواهد رخ بدهد، اهل بیت به ما آموزش داده‌اند كه با دعا و حركت سنجیده بلا را از خود دور كنید تا در گروه نجات یافتگان باشید.
ب. هنگام ظهور: آنچه از مجموع روایات به دست می‌آید این است كه چون حضرت حركت خود را با تبلیغ و تبیین كامل شروع می‌كند اكثر قریب به اتفاق مردم با توجه به فطرت الهی خود، پیام و دعوت حضرت را می‌پذیرند، و جنگ و كشتار در مقیاس كوچكی رخ می‌دهد.
در مورد روایاتی كه پیرامون جنگها و كشتار‌های مربوط به آخر الزمان و ظهور وارد شده، توجه به چند نكته راهگشا است:
الف. سند برخی از این روایات اشكال دارد و راویان آنها در مواردی اشخاصی دروغگو بوده‌اند لذا چنین روایت‌هایی قابل پذیرش نیست.
ب. تشدید ظلم و ستم در برهه ای از زمان طبیعی بوده و سابقه تاریخی هم دارد. وقتی به فرعون گفتند: از بنی اسرائیل فرزندی به دنیا می‌آید كه پادشاهی و حكومت تو را از بین می‌برد؛ او ظلم و ستم بر بنی اسرائیل را شدت بخشید و حتی به دستور او زنان حامله را شكم دریدند و بچه‌ها را (جنین‌ها) از شكم مادران خارج كرده و كشتند.
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است كه بیش از بیست هزار زن حامله را شكم دریدند. خداوند در قرآن به فشار فراوان فرعون در آن روزگار اشاره كرده و بی حرمت شدن زنان و سر بریدن فرزندان را یادآور می‌شود. چنین رفتاری از كسانی كه خداوند را به طور كلی فراموش كرده و فقط به فكر دنیا و منافع آن هستند، دور از ذهن و واقعیت نیست!! بنابراین شدت یافتن ظلم در روزگار نزدیك ظهور قابل پیش بینی است.
ج. با نگاه به طول تاریخ شیعه به دوره‌هایی بر می‌خوریم كه فشار بر شیعیان بسیار فراوان بود. آنان به جرم شیعه بودن تحت شكنجه و آزار بودند و حتی برخی از بزرگان شیعه، فقط به جهت عقیده و مرام تشیع به شهادت می‌رسیدند. برخورد معاویه و حجاج در صدر اسلام و آل سعود(در اوایل قدرت یافتن) و صدام، از جمله مواردی است كه نیازی به اثبات ندارد. كتاب‌های تاریخی مملو از ثبت چنین وقایع دلخراش است. شهید اول صاحب كتاب لمعه و شهید ثانی شارح كتاب لمعه، فقط به علت شیعه بودن به شهادت رسیدند. از این رو، امامان ما راه تقیه را پیش گرفتند و برای حفظ مكتب تشیع و جان شیعیان در بسیاری از موارد، سكوت كردند و به شیعیان دستور تقیه دادند.
وضعیت فعلی عراق ـ حتی پس از صدام ـ خود شاهد دیگری بر این ادعا است. بسیاری از كشتار‌ها مربوط به شیعیان مظلوم عراق است كه تنها جرمشان آن است كه پیرو مكتب شیعه‌اند. بنابراین كشتن اشخاص (به جرم شیعه بودن) در همین دنیای كنونی امر بعیدی نیست.
د. هر چند امامان معصوم(ع) برخی از وقایع ظهور را پیشگویی كرده و خبر داده‌اند؛ اما، ما را با امر «بداء» نیز آگاه كرده و اختیار انسان را در تغییر سرنوشت و امور خود یادآور شده‌اند. قرآن كریم در آیه یازدهم سوره رعد می‌فرماید:«خدا تغییر نمی‌دهد آنچه مربوط به قومی است مگر آنكه خود انسان‌ها تغییر دهند». بنابراین نوع رفتار و اختیار انسان در چگونگی حوادث مربوط به آنها مؤثر است.
بر این اساس می‌توان منتظر امر ظهور بود و برای فرج امام عصر(عج) دست به دعا برداشت و برای زمینه سازی ظهورش تلاش كرد. حركت اختیاری انسان‌ها در امر ظهور دخالت تمام دارد و می‌توان با حركت‌های صحیح و ثبات قدم، در صراط مستقیم شاهد تعجیل در فرج آن بزرگوار بود. حضرت مهدی(عج) خود در نامه‌ای برای شیخ مفید به این شرط مهم اشاره كرده، می‌فرماید:«اگر شیعیان ما ـ كه خداوند آنان را در طاعتش یاری دهد ـ در وفای پیمانی كه از ایشان گرفته شده اجتماع كنند و مصمم باشند؛ البته نعمت دیدار به تاخیر نمی‌افتد و سعادت ملآقات ما برای آنان با معرفت كامل و راستین نسبت به ما تعجیل می‌گردد.(بحار الانوار، ج53، ص176) پس می‌شود ظهور را درك كرد و برخی از این گونه حوادث نیز رخ ندهد.





 

پرسش3: جنگ ارماگدون در کجا و چه کشورهایی شرکت دارند ؟

پاسخ: دو تحقیق در این زمینه قابل بررسی و تبیین است:
برخی از دانشمندان، یکی از علایم ظهور امام مهدی(ع) را وقوع معرکه جنگی در منطقهای به نام "هرّ مجدون" و به تعبیر روایات "قرقیسا" میدانند. این قضیه حتی در کتب اهل کتاب نیز به آن اشاره شده است. (رؤیای یوحنا، 16/16013؛ سفر زکریا، 14/1-5؛ کتاب مقدس ص 843).
اهل کتاب از یهود و نصارا این معرکه جنگی را بس عظیم و خطرناک میدانند که در پایان تاریخ بشر اتفاق خواهد افتاد.
"هرمجدون" کلمهای است مشتق از "هر" به معنای کوه، "مجدوّ" که اسم وادی یا کوه کوچکی در شمال فلسطین است. اهل کتاب گمان میکنند مساحت معرکه این جنگ از منطقه مجدو، در شمال فلسطین تا ایدوم در جنوب امتداد دارد (حدود دویست مایل)(شبکه معلومات،ص4).
آنان معتقدند: در این جنگ لشکری با حدود 400 میلیون نفر شرکت خواهند داشت. (شبکه معلومات ص2). لشکری که از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل شده است.(مجله الفکر الجدید، شماره 15 و16).
دکتر عبد الکریم زبیدی میگوید: "... این حادثه همان حادثه بزرگی است که قبل از ظهور امام مهدی(ع) تحقق خواهد یافت و در روایات از آن به معرکه "قرقیسیا" یاد شده است. در آن واقعه میلیونها لشکر از آمریکا، اروپا، روسیه، ترکیه، مصر و دولتهای مغرب عربی و لشکریانی از شهرهای شام؛ یعنی، سوریه، اردن، لبنان، فلسین و اسرائیل شرکت خواهند داشت. همگی در منطقهای به نام قرقیسیا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت و سفیانی در این هنگام خروج خواهد کرد...".(مجله الفکر الجدید، 15 و 16).
کلینی به سند خود از امام باقر(ع) نقل کرده که به میسر فرمود: ای میسر! چه مقدار بین شما و قرقیسیا فاصله است؟  عرض کرد: نزدیک "شاطئ فرات" است. حضرت فرمود: "اما انه سیکون بها وقعة لم یکن مثلها منذ خلق الله تبارک و تعالی السموات و الارض و لا یکون مثلها ما دامت السموات و الارض مادبة للطیر تشبع منها سباع الارض و طیور السماء...".(کافی، ج8، ص245، ح451). آگاه باش که در آن مکان، واقعهای اتفاق خواهد افتاد که نظیر آن از زمان خلقت آسمانها و زمین از جانب خداوند ـ تبارک و تعالی ـ اتفاق نیفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذیرایی پرندگان خواهد بود. درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد".
از مجموع روایات استفاده میشود که فرمانده عملیاتی این جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصی به نام سفیانی است. او کسی است که به کمک مراکز جاسوسی یهود و آمریکا، در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد و نیز بعد از پناه بردن امام زمان(ع) به کعبه با عدهای از یاران خود، در صدد مقابله با حضرت بر خواهد آمد که خود او با لشکریانش در منطقهای به نام "بیدا" به زمین فرو خواهند رفت.
در همین جنگ است که بنیه یهود از هم پاشیده شده و بسیاری از آنها نابود خواهند شد. بخاری به سندش از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمود: " قیامت برپا نمیشود تا آنکه شما با یهود بجنگید؛ در آن هنگام به حدی از آنان کشته خواهد شد که حتی سنگی که یک یهودی در آن پناه گرفته، میگوید: ای مسلمان! این یهودی است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان".(صحیح بخاری، ج3، ص232).
بیان دوم:
نبرد قرقیسیا:
سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد. از این رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار میشود. در میانه راه در منطقهای به نام قرقیسیا(شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات)، جنگی هولناک درمیگیرد و بسیاری کشته میشوند.
در تعدادی از احادیث پیشوایان دینی از جنگ "قرقیسیا" خبر دادهاند. امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: "ان لله مائدة [مأدبة] بقرقیسیاء یطلع مطلع من السماء فینادی: یا طیر السماء و یا سباع الارض، هلموا الی الشبع من لحوم الجبارین"؛"برای خداوند ودر قرقیسا سفرهای(غذایی) است. از آسمان ندا دهندهای آشکار میشود و آواز میدهد: ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین، بشتابید برای سیر شدن از گوشت ستمگران!"(نعمانی، الغیبه، ص389، ح63).
روایتی دو گروه درگیر این جنگ را فرزندان عباس و مروانی خوانده است، اما چهار حدیث دیگر سفیانی را یکی از طرفهای درگیری میدانند، از جمله حضرت علی(ع) فرموده است:
"یظهر السفیانی علی الشام ثم یکون بینهم وقعة بقرقیسیا حتی تشبع طیر السماء و سباع الارض من جیفهم..."؛"سفیانی بر شام غلبه میکند. سپس میان آنها در منطقه قرقیسیا جنگی در خواهد گرفت در آن جنگ، آنقدر کشته میشوند که پرندگان آسمان و درندگان زمین از مردارشان سیر میشوند".(عقد الدرر، ص87، باب 4، فصل2).
از میان روایات یاد شده، تنها این حدیث امام باقر(ع) از سند معتبری برخوردار است:
"... و یمر جیشه بقرقیسیا فیقتلون بها فیقتل من الجبارین مأة الف ... ؛ ... سپاه سفیانی به قرقیسیا میرسند و در آنجانبردی در میگیرد و از ستم گران صد هزار نفر کشته میشوند..."(نعمانی، الغیبه،ص392، باب 14، ح67).
از میان این روایات، به حدیثی که طرفهای درگیر جنگ قرقیسیا فرزندان عباس و مروانی برمیشمرد، به لحاظ خبر واحد بودن و ضعف سند و مخالفت با دیگر روایات، نمیتوان اعتماد کرد. اما بر اساس روایت معتبر پیش گفته و سایر روایاتی که مؤید این حدیثاند، چند مطلب را میتوان بیان کرد:
1. نبرد قرقیسیا واقع خواهد؛
2. یکی از متخاصمین، سفیانی است؛
3. دو طرف درگیری اهل باطلاند؛
4. این نبرد، تلفات انسانی فراوانی بر جای خواهد گذاشت؛
5. سپاه سفیانی، علی رغم تلفات سنگین، پیروز این نبرد است.
روایات به انگیزه این نبرد اشاره نکردهاند؛ اما این احتمال وجود دارد که نبرد یاد شده به دلیل مقاومت حاکمان آن سرزمین، در برابر زیاده خواهیهای سفیانی باشد؛ چرا که سفیانی برای رسیدن به کوفه، تمام مسیر شام تا کوفه را تصرف خواهد کرد.
در روایات درباره طرف دیگری که در نبرد قرقیسیا میرزمد، چیزی نیامده است. همچنان که گذشت از روایات یاد شده تنها بر حق نبودن دو گروه متخاصم را میتوان فهمید. در روایت معتبر دیگری امام باقر(ع) فرموده است:
"... کفی بالسفیانی نقمة لکم من عدوکم و هو من العلامات لکم، مع ان الفاسق لو قد خرج لمکثتم شهرین بعد خروجه لم یکن علیکم بأس حتی یقتل خلقا کثیرا دونکم ..."؛"... سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد ..." (همان، ص417، باب 18، ح3).
این روایت هر چند به نبرد قرقیسیا تصریح نکرده، اما به قرینه سایر روایات، به احتمال فراوان درباره جنگ یاد شده خواهد بود، و بر این اساس، از این روایت فهمیده میشود که: طرف دیگر این نبرد نیز از دشمنان شیعه است.
به نظر میآید آنچه قابل پذیرش است، اصل وقوع درگیری ها است. اما در رابطه با جزئیات نمیتوان سخن دقیقی گفت. باید توجه داشت که انسان بر اساس قدرت اختیار خود، میتواند امور را تغییر دهد، و قرآن و روایات به این نکته تصریح دارند.





 

پرسش4: جهانی شدن یعنی چه؟ جهانی شدن با جهانی سازی چه فرقی دارد ؟

پاسخ: جهانی شدن یعنی حركت تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته كه در آن، همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می‌شود. در حقیقت جهانی شدن به معنای آزادی مطلق كسب و كار، برداشته شدن تمامی موانع از سر راه جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه‌ها، حركت روان اطلاعات و امور مالی وخدماتی تداخل فرهنگ‌ها، آن هم به سوی یكسان شدگی و یكدستی و تمام این امور در مقیاس جهانی رخ می‌دهد و هدف آن، دستیابی به بازار واحد جهانی فارق از موانع تولید و سرمایه گذاری و خدمات و اشتغال خواهد بود.
در این پروسه جهانی شدن اقتصاد با اهمیت ترین بعد است و سیاست و فرهنگ تا حد زیادی تحت تأثیر نظام سرمایه داری می‌باشد.
همچنین جهانی شدن یك روند و حركت تدریجی، طبیعی و تكاملی برای ایجاد جهانی با ارزش‌های مشترك و احترام به مبانی فرهنگی دیگران است. امروزه این روند طبیعی به سوی اهداف خاص اقتصادی سیاسی به نظامی فرهنگی قدرت‌های سلطه سوق داده شده است.
قدرت‌های پیشرفته غربی و صاحبان شركت‌های بزرگ اقتصادی تجاری و ... این روند را در خدمت منافع خود گرفته‌اند و به نوعی خود را به این فرایند طبیعی(جهانی شدن) تحمیل كرده و نوعی جهانی كردن به میل خود و در جهت اهداف خود پدید آورده‌اند و سیر طبیعی آن را دچار انحراف نموده‌اند؛ به این پروژه جدید «جهانی سازی» گفته می‌شود.
به عبارت دیگر جهانی شدن یك سیر و روند طبیعی برای حركت جوامع به سوی تكنولوژی پیشرفته و استفاده بهینه از قابلیت‌های علمی و طبیعی در پرتو استعداد‌های انسانی است اما وقتی این حركت و روند طبیعی در اختیار تفكر عده‌ای خاص قرار گیرد و به نوعی با اعمال اراده این مسیر طبیعی را به سوی اهداف خاص و از پیش تعیین شده سوق می‌دهند، در حقیقت این حركت را از جهانی شدن به جهانی سازی تبدیل كرده‌اند. به عنوان مثال می‌توان از «انرژی اتمی» كه در اختیار قدرت‌های خاصی قرار دارد، نام برد. امروزه جهانی سازی دقیقا همان غربی‌سازی و آمریكایی سازی است؛ یعنی تحت سلطه قرار دادن كل جهان از سوی آمریكا با در اختیار گرفتن اهرم‌های تعیین كننده در اقتصاد جهانی و سیاست جهانی و نهایتاً حاكمیت فرهنگ آمریكایی به عنوان یك پروژه نهایی در دستور كار قرار می‌گیرد.
نتیجه:
جهانی سازی فرایندی در راستای تامین منافع و تسلط ارزش‌های مورد نظر قدرت‌های سلطه در عرصه جهانی بر دولت‌ها و ملت‌ها است. و این پروسه و برنامه كاملا متمایز با پروژه طبیعی و قابل قبول «جهانی شدن» می‌باشد.
آنچه قابل توجه است اینكه می‌توان پروژه حكومت جهانی حضرت مهدی(ع) را در راستای پروژه جهانی شدن تلقی نمود و در صورت عدم انحراف اساسی در مسیر آن می‌توان آن را منتهی به حكومت عدل جهانی حضرت مهدی(ع) دانست كه حاكمیت عدالت در تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... است. اما جهانی سازی و جهانی كردن كه برنامه‌ای بر اساس منافع و اهداف و قدرت‌های سلطه در جهان است به هیچ عنوان نمی‌تواند با حكومت مهدوی و اهداف و برنامه‌های آن هماهنگ باشد، بلكه یكی از اهداف اساسی حكومت جهانی حضرت مهدی(ع) قطع هر گونه سلطه فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی از سوی قدرت‌های استعمارگر و ظالم در جهان خواهد بود.
برای آگاهی بیشتر می‌توانید به فصلنامه انتظار شماره 6 و 7 مقاله جهانی شدن و حكومت حضرت مهدی و مقاله جهانی شدن و مقایسه آن با حكومت واحد جهانی حضرت مهدی(ع) مراجعه فرمایید.
منابعی كه برای تحقیق موضوع «مهدویت و جهانی شدن» می‌توانید استفاده كنید:
كتاب‌ها:
1. جهانی شدن و دین؛
2. جهانی شدن قدرت و دموكراسی؛
3. جهانی شدن، فرهنگی آزمونی برای تمدن‌ها ؛ ژرارلوكلر ترجمه سعید كامران؛
4. آینده جهان، رحیم كارگر؛ ناشر: بنیاد فرهنگی مهدی موعود(ع)؛
5. جهانی شدن قتل عام اقتصادی؛ فریبرز رئیس دانا؛
6. جهانی شدن قدرت و دموكراسی؛ مارك پلاتنر ترجمه سیروس فیضی؛
7. برندگان و بازندگان جهانی شدن؛ لستر تارو ترجمه مسعود كرباسیان؛
8. جهانی شدن و جنگ؛ ترجمه لطفعلی سمینو؛
9. مجله انتظار، شماره 6، مقاله جهانی شدن و حكومت حضرت مهدی(ع)؛
10. مجله انتظار، شماره 7، مقاله جهانی شدن و مقایسه آن با حكومت واحد جهانی حضرت مهدی(ع)؛
11. مجله انتظار، شماره 14، مقاله جهانی سازی، عدالت اقتصادی و مهدویت؛
پایان نامه‌ها:
1. حكومت جهانی حضرت مهدی و جهانی شدن، شهریار نجف پور؛
2. بررسی ویژگی‌های عمده جامعه جهانی در حكومت فراگیر حضرت مهدی(ع)، مهدی همتی؛
3. ویژگی‌های حكومت جهانی حضرت مهدی(ع)، سید عبد اللطیف سجادی؛
تذكر: منابع فوق در كتابخانه مركز تخصصی مهدویت قم موجود می‌باشد.






 

پرسش5: چرا در آخر الزمان قم امن ترین مکان است ؟

پاسخ: مرحوم حاج شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) در کتاب سفینة البحار(ج7، ذیل حرف ق) به نکاتی پیرامون قم و ویژگیهای آن پرداخته و به روایاتی اشاره کرده است که به امن بودن این منطقه توجه شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است: اگر مصیبت بر شما وارد شد بر شما باد به قم که آنجا مأمن فاطمیون است.
شاید ویژگیهای ذیل باعث شده است که شهر مقدس قم دارای چنین جایگاهی باشد:
الف. مدفن کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س)؛
ب. مدفن بسیاری از علما و فقها و اولیای بزرگ الهی؛
ج. لقب قم از پیامبر گرامی(ص) اخذ شده است که در شب معراج با دیدن شیطان در این سرزمین با لفظ قم او را از اینجا راند.
د. شهر اهل بیت میباشد با توجه به ولایت مداری مردم این سرزمین از امام صادق(ع) نقل شده است: برای ما اهل بیت حرمی است که آن شهر قم است. (سفینة البحار).
هـ . قم مرکز علم اهل بیت و صدور آن به عالم است. از امام صادق(ع) نقل شده است: به زودی کوفه از مؤمنین خالی میشود و جمع میشود(مخفی میشود) علم از آن همانگونه که مار در سوراخ خود مخفی میشود، سپس ظاهر میشود علم به شهری که به آن قم میگویند و میگردد معدن علم و فضل.(سفینة البحار).
و. اهالی قم هنگام ظهور، همراهان و یاوران امام مهدی(ع) هستند. از امام صادق(ع) نقل شده است: قم را قم نامیدند زیرا اهل آن با قائم آل محمد(ع) جمع میشوند و با او قیام میکنند و بر او استفامت و پایداری میورزند و او را یاری و نصرت میکنند. (سفینة البحار).
ز. یکی از درهای بهشت برای اهل قم است. از امام رضا(ع) نقل شده است: برای بهشت هشت در است و یکی از آنها برای اهل قم است، پس خوشا به حال انها، پس خوشا به حال انها، پس خوشا به حال انها.
هر چند همه ویژگیها در جای خود بسیار مهم و ارزشمند است اما نکته پنجم جایگاه خاصی دارد، زیرا منادی کامل و واقعی دین اسلام در دوران سخت و سنگین غیبت و صدور آن به جهان و آشنا کردن مردم با حقیقت دین، حوزه علمیه قم است و خداوند و امام عصر(ع) این ندا و دعوتگر را رها نمیکند. با صدور دین و معارف مهدویت است که مردم آمادگی بیشتر برای ظهور پیدا میکنند.





 

پرسش6: در رابطه با زمینه سازی ظهور و فتنه های آخر الزمان لطف فرمایید چند کتاب معرفی نمایید .

پاسخ:
ارث می‌برند»(انبیاء، 105) و در جای دیگر می‌گوید: «وعده داده است خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده‌اند، و عمل صالح انجام داده‌اند، این كه خلافت زمین را به آنان واگذارد...»(نور، 55) شرط تحقق انقلاب مهدی(ع) این است كه ایمان و عمل صالح در پرونده‌ی افراد باشد تا انقلاب رخ دهد.
پیامبر فرمود: «كونوا دعاة الناس بغیر بألسنتكم؛ دعوت كننده مردم باشید به غیر زبان‌تان». امام صادق(ع) فرمود: «زینت برای ما باشید نه مایه آبروریزی». آیا گناه و ظلم، دعوت به مهدی است و مایه زینت و افتخار ائمه؟
هـ . وظیفه انسان حركت به طرف كمال و كسب آن از طریق عبودیت و بندگی است. عبودیت و بندگی نیز جز در پرتو عمل به تكالیف الهی كه وظایف فردی و اجتماعی انسان را در بر دارد، امكان پذیر نیست. خداوند در سوره عصر می‌فرماید: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* وَ الْعَصْرِ ...؛ تنها كسانی كه ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و هم دیگر را سفارش به حق و راستی بكنند از خسران و ضرر به دورند». خداوند از انسان می‌خواهد در گناه نماند و به سوی او رجوع كند: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً ؛ ای كسانی كه ایمان آوردید! توبه كنید، همگی، توبه‌ای خالص». (تحریم، 8).
كوتاه سخن آن كه خداوند انسان را در تعیین سرنوشت خود و جامعه، دارای تأثیر می‌داند و از او می‌خواهد برای اصلاح گام بردارد و خسته نشود و در چنین نگرشی، وعده ظهور را مطرح می‌كند. بنابراین انتظار منجی، به معنای صحیح آن، نه سكوت و تن دادن به ظلم است و نه كمك به فراگیر شدن ظلم، بلكه باید خواستار ظهور باشد و در این راه، تمام تلاش خود را به كار گیرد و اگر در این مسیر، نیاز به تشكیلات و حكومتی است كه حركت برای زمینه سازی را سامان دهد، برای تشكیل آن اقدام كند. طبیعی است كه ظالمان و مفسدان نیز بیكار نخواهند نشست و به مقابله برمی‌خیزند. لذا جبهه ظلم، در نهایت درجه ظلم حركت می‌كند و جبهه حق به اوج تلاش می‌رسد و در این زمان است كه خداوند به مدد انسان‌های حق طلب می‌آید و با ظهور مهدی عزیز(ع) كار ظالمان را یك سره می‌كند.





 

پرسش7: در مورد آینده جهان توضیح دهید.

پاسخ: درباره وضع جهان در آخر الزمان ـ به خصوص قبل از ظهور امام زمان(ع) ـ روایات بسیاری وارد شده است. بعضی از آن خصوصیات چنین است:
1. وضع حكومت‌ها؛ حكومت استبدادی و افراد ظالم‌اند و حكومت‌های ضعیف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قرار دارند.
2. وضع دین؛ از اسلام و قرآن، فقط اسمی می‌ماند و مساجد، زیبا، اما بدون جمعیت (نمازگزار واقعی) است.
3. وضع اخلاق؛ عواطف انسانی ضعیف شمرده می‌شود و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فساد‌های اخلاقی، به طور علنی در جامعه انجام می‌شود(بدون نهی و جلوگیری).
4. وضع امنیت؛ ترس و اضطراب فراگیر و راه‌ها نا امن است و جنایت‌های هولناك صورت می‌گیرد. مردم، آرزوی مرگ می‌كنند و مرگ‌های ناگهانی و زلزله و جنگ و فتنه و بیماری و مرگ زیاد می‌شود.
5. وضع اقتصاد؛ باران و محصولات كشاورزی كم می‌گردد و رود‌ها و چشمه‌ها خشك می‌شوند و گرانی و فقر و گرسنگی و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا می‌كند.
البته در كنار همه این مشكلات، عده‌ای به وظیفه شرعی خود عمل می‌كنند و علم اسلام و انسانیت را بر پا می‌دارند و زمینه ظهور را فراهم می‌كنند. در آن زمان، ایران ـ به خصوص شهر مقدس قم ـ‌ پایگاه شیعیان و محل امید مردم خواهد بود. بنابراین، چنین نیست كه همه، در ظلم و فساد فرو رفته باشند، بلكه عده‌ای، با زحمات فراوان، خود را حفظ می‌كنند و فروغ امید را در دل مردم روشن نگه می‌دارند.
بنابراین چون دوران غیبت امام زمان(ع) در روایات، آخر الزمان نامیده شده است، می‌توان گفت: ما در آخر الزمان هستیم؛ مخصوصاً كه بعضی از علایم یاد شده، در زمان ما وجود دارد. اما اگر منظور از آخر الزمان فقط چند سال قبل از ظهور حضرت باشد، چون وقت ظهور مشخص نیست، نمی‌توان گفت، كه ما ، در آخر الزمان هستیم یا نه.






 

پرسش8: زمان آخر الزمان و رویدادهای ان به ترتیب کدامند ؟

پاسخ: الف. ترسیم کامل و درست دوران ظهور، چندان امکان پذیر نیست، اما به صورت خلاصه، میتوان گفت، پس از آنکه شرایط و زمینههای ظهور، مانند تعداد مناسب یاران و آمادگی مردم برای پذیرش حضرت فراهم گشت امام(ع) در مکه ظاهر میشود و با معرفی خود ظهور منجی را اعلام میدارد. این در زمانی است که قدرت طلبان و سودجویان، به خاطر منافع مادی خود به ظلم و فساد دامن زدهاند و جنگها و خونریزیهای متعددی را ایجاد میکنند که نتیجه آن چیزی جز عقب ماندگی و شیوع بیماریها و فقر اکثریت و کم رنگ شدن حقایق و مظاهر دین نیست.
البته باید توجه داشت که در چنین وضع اسفباری، انسانهای پاک و وارستهای پیدا میشوند که با تمام تلاش و کوشش خود، سعی در آگاهیدادن به مردم و زمینه سازی برای ظهور دارند. در روایات از زمینه سازی مردم ایران اشاره به میان آمده است و این که علم و معارف دین، در قم ظاهر میشود و از آنجا به دنیا پخش میشود.
با ظهور حضرت در مکه و تجمع یاران سیصد و سیزده نفری بر گرد او و بیعت با آن بزرگوار، همه نگاهها، چه دوستان و چه دشمنان، به سمت مکه دوخته میشود. لشکری از سفیانی که برای مقابله با حضرت به سمت مکه به راه افتاده در سرزمین بیداء به زمین فرو میرود. در همین حال یاران امام نیز به سمت مکه حرکت میکنند تا جمعیتی بالغ بر ده هزار نفر شکل میگیرد و در این هنگام، خروج صورت میگیرد. امام مهدی(ع) با یاران خود چه از افراد بشر و چه از ملائکه پس از تسلط بر مکه و اصلاحات در آن، از جمله کوتاه کردن دست افرادی که به بیت المال تجاوز کردهاند، به طرف مدینه و سپس عراق حرکت میکند و در این سیر، یاران و دوستان دیگری نیز به جمع لشکر حضرت اضافه میشوند.
در عراق، با دو مشکل روبهرو میشود: 1. گروهی به ظاهر دیندار مقابل ایشان قرار میگیرند. وقتی نصایح حضرت و موعظهی ایشان در دل آنان اثر نمیگذارد، کار به جنگ میکشد و همه آنان کشته میشوند.2. با لشکر سفیانی مقابله میکند. این در زمانی است که حضرت کوفه را نیز به تصرف خود در آورده است. گفت و گوها و اندرزهای حضرت، در دل چون سنگ آنان نیز اثر نمیگذارد و جنگ شعله ور میشود که منجر به هلاکت سفیانی و یاران او میشود.
نا گفته نماند سفیانی فردی از تبار بنی امیه است که حدود یک سال قبل در حدود سوریه سر به طغیان میگذارد و بخشهایی از سرزمین اسلامی، مانند سوریه و اردن و عراق را تحت حکومت خود در میآورد.
پس از تسلط بر عراق، دو برنامه دیگر در دستور کار حضرت قرار میگیرد: 1. اعزام یاران به نقاط مختلف جهان برای گسترش حاکمیت عدل الهی؛ 2. برخورد با مسیحیان و یهودیان. نزول حضرت عیسی(ع) و نماز خواندن ایشان پشت سر امام مهدی(ع) را در این باره، باید ارزیابی کرد. در مورد چگونگی برخورد حضرت مهدی(ع) با مسیحیان و یهودیان، به صورت شفاف و روشن روایات معتبری نداریم، ولی از مجموع روایات استفاده میشود که در طی مدت نه چندان طولانی، آنان تسلیم میشوند و دین اسلام سراسر عالم را فرا میگیرد.
ب. هر چند اصل رجعت مورد پذیرش شیعه می‌باشد و اعتقاد به آن بر اساس آیات و روایات است؛ ولی جزئیات این مسأله چندان شفاف و روشن نیست. از جمله آنها رجعت ائمه معصومین(ع) است. در روایات تصریح روشنی به رجعت امام حسین(ع) شده است، اما در مورد رجعت سایر ائمه و ویژگی‌های آن، مطلب به طور دقیق و روشن نیست.
ج. مناسب است سیمای دوران ظهور را به صورت خلاصه مرور میکنیم:
مقدمه: هدف از آفرینش مجموعه بزرگ هستی، كمال و نزدیكی هر چه بیشتر انسان‌ به منبع همه كمالات یعنی خداوند می‌باشد و نیل به این آرمان بزرگ نیازمند ابزار و وسایلی است كه حكومت جهانی حضرت مهدی(ع) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب به سوی خداوند متعال و برداشتن موانع از این مسیر است.
و با توجه به اینكه انسان موجودی است تركیب یافته از جسم و جان، بنابراین رسیدن به كمال لازمه، همان عدالت است كه ضامن سلامت رشد انسان در سیر مادی و معنوی است و اهداف حكومت حضرت مهدی(ع) نیز در دو محور رشد معنوی و اجرای عدالت و گسترش آن قابل طرح است.
امام حسین(ع) می‌فرمایند: اگر از دنیا جز یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی كند تا مردی از فرزندان من قیام كند و زمین را از عدل و داد پر كند پس از آنكه از ستم آكنده شده باشد. این چنین از پیامبر اكرم(ص) شنیدم.
امام كاظم(ع) در تفسیر آیه شریفه: " اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَینَّا لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ"(حدید/17) فرموده‌اند: مقصود این نیست كه زمین را از باران زنده می‌كند بلكه خداوند مردانی را بر می‌انگیزد كه عدالت را زنده می‌كنند پس به سبب جان گرفتن عدل در جامعه، زمین زنده می‌شود.
اما با توجه به روایات فراوانی كه درباره دوران حكومت حضرت مهدی(ع) موجود است، برنامه‌های حكومتی حضرت را در سه محور می‌توان خلاصه كرد:
1. برنامه فرهنگی 2. برنامه اقتصادی؛ 3. برنامه‌های اجتماعی.
1. برنامه فرهنگی:
در انجام برنامه فرهنگی، مهمترین محوری این برنامه عبارتند از:
الف. احیای كتاب و سنت:
امام علی(ع) می‌فرمایند: در روزگاری كه هوای نفس حكومت می‌كند(امام مهدی(ع) ظهور می‌كند) و هدایت و رستگاری را جایگزین هوای نفس می‌سازد و در عصری كه نظر اشخاص بر قرآن مقدم شده، افكار را متوجه قرآن می‌گرداند و آن را حاكم بر جامعه می‌سازد.
ب. گسترش معرفت و اخلاق:
امام باقر(ع) می‌فرماید: زمانی كه قائم ما قیام می‌كند دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد و عقل‌های ایشان را جمع كرده و اخلاق آنها را به كمال خواهد رساند.
ج. رشد دانش بشر به طور چشمگیر و بی سابقه:
امام باقر(ع) فرموده‌اند: در زمان امام مهدی(ع) به شما حكمت و دانش داده می‌شود تا آن جا كه زن در درون خانه‌اش مطابق كتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت(رفتار) می‌كند.
می‌دانیم كه رفتار صحیح ریشه در علم و دانش گسترده دارد كه این روایت شریف حكایت از آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهلبیت(ع) دارد.
د. مبارزه با بدعت‌ها:
بدعت به معنای داخل كردن اندیشه و آرای شخصی در دین و دینداری است. آنچه از تمایلات شخصی و هواهای نفسانی وارد دین شده، حضرت مهدی(ع) با آن مبارزه می‌كنند.
امام باقر(ع) می‌فرمایند: هیچ بدعتی را وا نگذارد مگر اینكه آن را از ریشه بركند و از هیچ سنتی (پیامبر) نمی‌گذرد مگر اینكه آن را برپا خواهد داشت.
2. برنامه‌های اقتصادی:
برنامه‌های اقتصادی در حكومت حضرت مهدی(ع) به صورت مطلوبی تدوین شده تا اولا امر تولید سامان یابد و از منابع طبیعی بهره بردای شود و ثانیا ثروت بدست آمده به شكل عادلانه بین همه طبقات توزیع گردد.
موارد اقتصادی دوران حاكمیت حضرت:
الف. بهره‌وری از منابع طبیعی:
در زمان حضرت مهدی(ع) و به بركت حكومت ایشان آسمان سخاوتمندانه می‌بارد و زمین بی دریغ ثمر می‌دهد.
امام علی(ع) فرمودند: و چون قائم ما قیام كند آسمان باران می‌ریزد و زمین گیاه بیرون می‌آورد.
امام باقر(ع) فرمودند: تمام گنج‌های زمین برای او آشكار می‌گردد.
ب. توزیع عادلانه ثروت:
از عوامل اقتصاد بیمار، انباشته شدن ثروت در نزد گروه خاصی است. در دوران حكومت عدل مهدوی اموال و ثروت بیت المال به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌شود. امام باقر(ع) می‌فرمایند: وقتی قائم خاندان پیامبر قیام كند،(اموال را) به طور مساوی تقسیم می‌كند و در میان خلق به عدالت رفتار می‌كند.
و همچنین فرمودند: امام مهدی(ع) میان مردم به مساوات رفتار می‌كند به گونه‌ای كه كسی پیدا نشود كه نیازمند زكات باشد.
ج. عمران و آبادی:
در حكومت حضرت مهدی(ع) تولید و توزیع به گونه‌ای ساماندهی می‌شود كه همه جا به نعمت و آبادانی می‌رسد.
امام باقر(ع) می‌فرمایند: در تمام زمین هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند جز اینكه آباد می‌گردد.
3. برنامه‌های اجتماعی:
در حكومت عدالت گستر حضرت مهدی(ع) برنامه‌هایی بر اساس تعالیم قرآن و عترت(ع) اجرا می‌شود كه به سبب اجرای آنها محیط زندگی زمینه‌ای برای رشد و تعالی افراد خواهد بود. در این زمینه روایات فراوانی رسیده است. كه به پاره‌ای از آنها اشاره می‌كنیم.
الف. احیاء و گسترش امر به معروف و نهی از منكر:
در حكومت جهانی حضرت مهدی(ع) فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منكر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد.
امام باقر(ع) می‌فرمایند: مهدی(ع) و یاران او، امر به معروف و نهی از منكر می‌كنند.
ب. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقی:
حضرت مهدی(ع) در عمل به مبارزه با فساد و تباهی و زشتی می‌پردازد، چنانچه در دعای شریف ندبه می‌خوانیم: "این قاطع حبائل الكذب و الافتراء این طامس آثار الزیغ و الاهواء ...؛ كجاست آن كه ریسمان‌های دروغ و افتراء را ریشه كن خواهد كرد. كجاست آن كه آثار گمراهی و هوای و هوس را نابود خواهد ساخت".
ج. عدالت قضایی:
اوست كه قسط و عدل را در سطح جامعه حاكم می‌كند و همه عالم را پر از عدالت و دادگری می‌كند.
امام رضا(ع) فرمودند: وقتی او قیام كند زمین به نور پروردگارش روشن گردد و آن حضرت ترازوی عدالت را در میان خلق نهد. پس (چنان عدالت را جاری كند كه) هیچ كس بر دیگری ظلم و ستم روا ندارد.
مناسب است در پایان به یكی از تحولات چشمگیر زمان حضرت مهدی(ع) كه همانا بهداشت طبیعت و بهداشت روان است اشاره‌ای گذرا داشته باشیم. زیرا یكی از مشكلات جامعه بیش از ظهور امام زمان(ع) وضع تأسف بار بهداشت طبیعت و روان است كه در نتیجه بیماری‌های واگیر و مشكلات روانی زیادی جامعه بشریت را فرا می‌گیرد. بیماری‌‌هایی مانند جذام، طاعون، وبا، فلج، سكته، سرطان و صدها بیماری خطرناك دیگر. این اوضاع دلخراش و دردناك در اثر آلودگی محیط زیست و در نتیجه به كارگیری سلاح‌های شیمیایی. اتمی و میكربی پدید می‌آید.
امام سجاد(ع) در این باره می‌فرمایند: هنگامی كه قائم(ع) ما قیام كند خداوند عزوجل بیماری و بلا را از شیعیان ما دور می‌سازد...
امام صادق(ع) می‌فرمایند: هنگامی كه حضرت قائم(ع) قیام كند خداوند بیماری‌ها را از مؤمنان دور می‌سازد و تندرستی را به آنان باز می‌گرداند.
به امید روزی كه بتوانیم آن دوران نورانی و سراسر معنوی را درك كنیم.
د. اصطلاح "آخر الزمان" در گفتار‌های ادیان آسمانی مطرح شده است و مراد از آن روز پایانی عمر دنیا (معنای لغوی) نیست؛ بلكه مراد از آن دوره زمانی خاص است كه به نحوی معنای آخر بودن را دارد. اصطلاح آخر الزمان به سه دوره اطلاق شده است:
1. دوره پیامبر خاتم(ص) كه دوران پیامبر اسلام تا قیامت را شامل می‌شود. در این صورت آخر الزمان، یعنی، بعد از آن بزرگوار پیامبر و شریعت دیگری نخواهد آمد و دوره آخرین شریعت است.
2. دوره غیبت و سال‌های قبل از ظهور؛ آخر الزمان طبق این معنا پایان دوره ظلم‌ها و فساد‌ها و حكومت‌های غیر الهی است و با ظهور، همه مظاهر شرك و ظلم و فساد از بین می‌رود.
3.دوران ظهور؛ یعنی زمان تشكیل دولت عدل الهی و این حاكمیت تا آخر عمر دنیا برقرار می‌ماند و دیگر از بین نمی‌رود.





 

پرسش9: سیمای آخرالزمان چگونه است ؟

پاسخ: ج س 5ـ یكم. درباره وضع جهان در آخر الزمان ـ به خصوص قبل از ظهور امام زمان(ع) ـ روایات بسیاری وارد شده است. بعضی از آن خصوصیات چنین است:
1. وضع حكومت‌ها؛ حكومت‌ها استبدادی و افراد فاسد و ظالم‌اند و حكومت‌های ضعیف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قرار دارند.
2. وضع دین؛ از اسلام و قرآن، فقط اسمی می‌ماند و مساجد، زیبا، اما بدون جمعیت است و عالمان دین، افرادی بد و فتنه گرند، و مردم از دین خارج می‌شوند.
3. وضع اخلاق؛ عواطف انسانی ضعیف شمرده می‌شود و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فساد‌های اخلاقی، به طور علنی در جامعه انجام می‌شود(بدون نهی و جلوگیری).
4. وضع امنیت؛ ترس و اضطراب فراگیر و راه‌ها نا امن است و جنایت‌های هولناك صورت می‌گیرد. مردم، آرزوی مرگ می‌كنند و مرگ‌های ناگهانی و زلزله و جنگ و فتنه و بیماری و مرگ زیاد می‌شود.
5. وضع اقتصاد؛ باران و محصولات كشاورزی كم می‌گردد و رود‌ها و چشمه‌ها خشك می‌شوند و گرانی و فقر و گرسنگی و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا می‌كند.
البته در كنار همه این مشكلات، عده‌ای به وظیفه شرعی خود عمل می‌كنند و علم اسلام و انسانیت را بر پا می‌دارند و زمینه ظهور را فراهم می‌كنند. در آن زمان، ایران ـ به خصوص شهر مقدس قم ـ‌ پایگاه شیعیان و محل امید مردم خواهد بود. بنابراین، چنین نیست كه همه، در ظلم و فساد فرو رفته باشند، بلكه عده‌ای، با زحمات فراوان، خود را حفظ می‌كنند و فروغ امید را در دل مردم روشن نگه می‌دارند.
بنابراین چون دوران غیبت امام زمان(ع) در روایات، آخر الزمان نامیده شده است، می‌توان گفت: ما در آخر الزمان هستیم؛ مخصوصاً كه بعضی از علایم یاد شده، در زمان ما وجود دارد. اما اگر منظور از آخر الزمان فقط چند سال قبل از ظهور حضرت باشد، چون وقت ظهور مشخص نیست، نمی‌توان گفت، كه ما ، در آخر الزمان هستیم یا نه.






 

پرسش10: فتنه هایی که در آخر الزمان شیعیان را تهدید می کند نام برده و راه مقابله با آنها چیست ؟

پاسخ: به صورت فهرست وار به برخی از موارد اشاره می‌شود:
ـ جهل و عدم شناخت مناسب نسبت به: وجود مقدس امام و نقش او، آموزه‌های دین(كه باعث كم رنگ شدن دین در زندگی مردم می‌شود)، وضعیت نا بهنجار كنونی، آموزه‌های مهدویت(همچون مفهوم انتظار)؛
ـ تحجر و مقدس گرایی خشك و بدون توجه به عمق و روح دین؛
ـ تجاوز به جوامع اسلامی و شیعی و كشتار آنان ؛
ـ گسترش فساد و تباهی از یك طرف، و ایجاد شك و تردید نسبت به ظهور امام موعود از طرف دیگر، و به تمسخر گرفتن انتظار و ظهور از طرف آخر؛
بر عاشقان امام عصر(ع) و منتظران ظهورش لازم است در چند زمینه فعالیت داشته باشند:
الف. بالابردن فهم و شناخت نسبت به امام و امامت، مفاهیم و آموزه‌های دین، مباحث مهدویت و مفاهیمی كه در رابطه با این موضوع است؛
ب. وحدت كلمه در سایه رهبری ولی فقیه كه طبق بیان پیشوایان دین ـ از جمله امام زمان(ع) ـ همه وظیفه دارند به او رجوع كنند.
ج. عمل به وظایف دین، كسب تقوا، دوری از فساد و جلوگیری از آن، امر به معروف و نهی از منكر؛
د. حضور فعال و آگاهانه تحت مدیریت ولی فقیه در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی؛
هـ‌. ایجاد روحیه نشاط و تلاش در خود و جامعه و حركت به سوی سازندگی و زمینه سازی برای ظهور.





 

پرسش11: وجود دجال و شرح صفات ظاهری او در کتب با معیار های امروزی نمی سازد و نیاز به شرح و تفسیر دارد و آیا دجال مصداق یک موضوع است خیر ؟

پاسخ: دجال، از ریشه «دجل» به معنای «دروغگو و حیله‌گر» است. اصل داستان دجال، در كتاب‌های مقدس مسیحیان آمده است(رساله یوحنا، باب2، آیه 18 و 22). در انجیل این واژه بارها به كار رفته و از كسانی كه منكر حضرت مسیح بوده و یا « پدر و پسر» را انكار كنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه‌ی انگلیسی كتاب‌های مقدس مسیحی، واژه آنتی كریست(Antik Chirst) یعنی ضد مسیح به كار رفته است.
در روایات زیادی از اهل سنت خروج دجال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است(سنن ترمذی، ج4، ص507 تا 519؛ سنن ابی داوود، ج4، ص115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص46 تا 81).
روایات اسلامی درباره دجال و توصیفات آن، همین روایات اهل سنت است اما در كتب روایی شیعه تنها دو روایت درباره خروج دجال، به عنوان یكی از علائم ظهور حضرت مهدی(ع) آمده است(كمال الدین، صدوق، ص525، 526) كه هیچ كدام از این دو روایت، از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست. بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این كه خروج دجال یكی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد، اما در عین حال، با توجه به روایات زیادی كه در منابع اهل سنت آمده است، احتمال این كه اصل قضیه دجال به طور اجمال، صحت داشته باشد، وجود دارد و امر ممكنی است. لكن به فرض این كه اصل قضیه‌ی دجال صحت داشته باشد اما بدون تردید بسیاری از ویژگی‌هایی كه برای آن بیان شده است، به نظر می‌رسد افسانه‌هایی بیش نیست. بنابراین اصل قضیه دجال را به عنوان امری محتمل و ممكن بعید نیست بپذیریم. حال به فرض پذیرش این سؤال مطرح است كه مقصود از دجال چیست؟
دو احتمال اساسی در این زمینه وجود دارد:
1. با توجه به معانی لغوی دجال، مقصود از آن نام شخصی معین نباشد، بلكه هر كسی كه با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسك به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس، دجال‌ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی كه در آن سخن از دجال‌های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‌كند. مانند «قال رسول الله: یكون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین دجالا؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهند كرد.» (كنز العمال، ج14، ص200) بنابراین احتمال، در حقیقت و قضیه دجال نشانه‌ی این مطلب است كه در آستانه انقلاب امام مهدی(ع) افراد فریب كار و حیله‌گری برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی همه تلاش خود را به كار می‌گیرند و با تزویر و حیله‌گری، مردم را نسبت به اصالت تحقق انقلاب جهانی منجی، دل سرد و یا دو دل می‌كنند.
این كه در همین روایات تأكید شده است: «هر پیامبری، امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته است». خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است كه مقصود از دجال، هر شخص حیله‌گر و دروغگویی است كه قبل از خروج حضرت مهدی(ع) در صدد فریب مردم است.
2. دجال، كنایه از كفر جهانی و سیطره‌ی فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استكبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی كه در اختیار دارد، سعی می‌كند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود كند. بر این اساس، این كه پیامبران امت‌های خود را از فتنه دجال بیم داده‌اند «ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال... ؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن كه قوم‌اش را از فتنه دجال بر حذر داشت(بحار الانوار، ج52، ص205) به این معنا است كه آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه‌ی حاكمیت طاغوت و استكبار جهانی بر حذر داشته‌اند. پس احتمال می‌رود، منظور از دجال با آن شرایط و اوصافی كه در این روایات برای او شمرده شده، همان استكبار جهانی باشد. در اوصاف دجال گفته شده «كوهی از طعام و شهری از آب، به همراه دارد». این كنایه از امكانات عظیم و گسترده‌ای است كه استكبار در اختیار دارد.
برای آگاهی بیشتر به كتاب چشم به راه مهدی، مركز انتشارات دفتر تبلیغات قم، جمعی از نویسندگان ص289 و دادگستر جهان، ابراهیم امینی، مراجعه شود.
«در صورت مكاتبه بعدى، شماره نامه قبلى خود را ذكر نمایید»
موفق باشید






 

پرسش12: وضعیت ایرانِ قبل از ظهور و نقش آن در ظهور حضرت چیست؟

پاسخ: با توجه به روایات می‌توان شرایط ایران را تا حدودی این گونه ترسیم كرد: "دانش و معارف دین اسلام و مكتب تشیع، از ایران و قم، به جهانیان صادر می‌شود. لذا موقعیت علمی ایران ممتاز است و اصلی ترین مركز دین اهل بیت(ع) خواهد بود. در روایتی از وجود مقدس امام صادق(ع) نقل شده است: "به زودی، كوفه، از مؤمنان خالی می‌گردد و دانش مانند ماری كه در سوراخش پنهان می‌شود، از آن شهر رخت برمی‌بندد؛ سپس علم ظاهر می‌شود در شهری به نام قم؛ آن شهر معدن علم و فضل می‌گردد(و از آنجا به سایر شهر‌ها پخش می‌شود) به گونه‌ای كه باقی نمی‌ماند در زمین جاهلی نسبت به دین، حتی زنان در خانه‌ها. این قضیه نزدیك ظهور قائم(ع) واقع می‌شود ... علم، از قم به سایر شهر‌ها در شرق و غرب پخش می‌شود و حجت بر جهانیان تمام می‌شود به گونه‌ای كه در تمام زمین، فردی پیدا نمی‌شود كه دین و علم به او نرسیده باشد. بعد از آن قائم، قیام می‌كند و سبب انتقام خدا و غضب او بر بندگان(ظالم و معاند) می‌شود؛ زیرا، خداوند انتقام (و عذاب) بر بندگان روا نمی‌دارد، مگر وقتی كه حجت را انكار كنند"(بحار الانوار، ج 57و60، ص213). خیزش و جنبشی بزرگ برای دعوت مردم به طرف دین، در ایران روی می‌دهد. از امام كاظم(ع) نقل شده است: "مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق دعوت می‌كند. گروهی، دور او اجتماع می‌كنند كه مانند پاره‌های آهن‌اند و باد‌های تند(حوادث) نمی‌تواند آنها را از جای بركند. از جنگ خسته نمی‌شوند و كناره‌گیری نمی‌كنند و بر خدا توكل می‌كنند. سر انجام، پیروزی برای متقین و پرهیزكاران است".(بحار، ج60، ص216، ح37).
گویا این حركت، همان حركتی است كه از امام باقر نقل شده است: "گویا می‌بینم گروهی از مشرق زمین خروج می‌كنند و طالب حق هستند، اما به آنان پاسخ داده نمی‌شود. مجدداً برخواسته‌ی خود تاكید می‌كنند ولی جواب نمی‌شنوند. پس چون چنین دیدند، شمشیر‌ها را به دوش می‌كشند، در مقابل دشمن می‌ایستند تا حق به آنها داده می‌شود، اما این بار قبول نمی‌كنند بلكه قیام می‌كنند و نمی‌دهند آن را (پرچم قیام را) مگر به صاحب شما(اما زمان(ع))".(بحار الانوار، ج52، ص243، ح116). خروج سید حسنی و خراسانی را كه در روایات به آنها اشاره شده، می‌توان در این باره دانست. بنابراین، موقعیت اجتماعی آن روز ایران حركت به سوی حق طلبی و دعوت به آمادگی برای ظهور است.
در بستر این جامعه نیز یاران حضرت شكل می‌گیرند. در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است: "قم را قم نامیدند، چون اهل او، اجتماع می‌كنند با قائم آل محمد(ص) و با او قیام می‌كنند و او را یاری می‌كنند".(بحار الانوار، ج 57و 60، ص216، ح38). در روایاتی كه به نام یاران و شهر‌ها اشاره دارد، شهر‌های متعددی از ایران ذكر شده است. خلاصه آن كه ایران، مركز صدور دین و معارف اهل بیت است و زمینه‌سازی برای ظهور می‌كند.
در برخی از روایات اهل بیت(ع) به حضور فعال عجم در سپاه و ارتش مخصوص امام مهدی(ع) اشاره شده است. البته مقصود از عجم ملت‌های غیر عرب است، ولی به احتمال زیاد بیشترین مصداق آن در عصر ظهور، ایرانیان خواهند بود به ویژه كه مركز ثقل شیعه در ایران است.مجموعه روایات وارده در مورد ایرانیان نشان می‌دهد كه این گروه زمینه‌سازان حكومت حضرت مهدی(ع) در جهان هستند و بیشترین تأثیر را در روند استقرار حكومت آن خورشید عالم‌تاب دارند و در حقیقت حضرت مهدی(ع) به همراه یاران از جمله ایرانیان با دشمنان به مبارزه برمی‌خیزد.

 

 

+لينک ثابت                                           +
ارادت به آقا در پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ توسط چشم انتظار
و در موضوع پرسش  پاسخ دسته بندی شده است