»جان جهان | سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
»مهمان ویژه | پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
»او غایب نیست | جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
»ازنوشکفت نرگس چشم انتظاری ام | شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲
»پای دل گیر است | جمعه ۶ دی ۱۳۹۲
»دوستی با تمام ویژگی های رفاقت | یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
»یک نماز امام زمانی | شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲
»مدیا پلیر ویژه محرم | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
»با نام و یادش... | شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲
»دعای افتتاح | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲
»حکایت ما حکایت حر است... | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲
»برنامه های اندروید | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲
»مدیاپلیر مهدوی | دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
»نوای پیشواز مهـــدوی | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲
ساعات اولیه ی جمعه (روز بعد از میلاد آقا) بود که همچنان به جمعیت حاضر در مسجد مقدس جمکران برای شرکت در دعای ندبه افزوده می شد. چه حال خوشی داشت زل زدن به گنبد فیروزه ای مسجد و شرح فراق یار خواندن برای تسلای دل!
سخنران برنامه حاج آقا صدیقی بودند که موقع وعظ، مثل همیشه احساس در کلامشون جاری می شد و حال و هوای دوست داشتنی به مردم هدیه می دادند. در حین سخنرانی ، یک آن به ذهنم رسید حرفاشون رو ضبط و براتون اینجا درج کنم .
فقط عذر خواهی به جهت اینکه آن طور که باید این قلم را جعل در چینش هنرمندانه ی واژگان نبود.
:.قسمتی از سخنان حاج آقا صدیقی در دعا ی ندبه مسجد جمکران 16/4/91(16شعبان).:
سالیان سال دعای ندبه می خوندید ولی صداتون به اون طرف مرزها نمی رسید اما امروز صدای شما رو مصر لبیک گفته است، کشورهای دیگر لبیک گفته اند؛ درست است که به آرمان های واقعی شون
نرسیدند اما افتان و خیزان این شعله ای رو که از اینجا مشتعل شده است و جان جهانیان رو دارای سوز و نور کرده است، خاموشی ندارد تا به ظهور حضرت حجت ، امام زمان ارواحنا فداه منتهی شود و این نزدیک است.
مساله ی انتظار عملی، یک مساله ی عمل کردن و پایبند بودن به هدفی ست که امام زمان(عج) برای اون هدف ذخیره شده است و اون تصحیح حکومت و نجات بشر از طریق حکومت است.
و نکته ی دیگر انتظار سازنده است.آدمی که مهمان نداره و به انتظار نشسته؛ خونه را جارو نمی کنه، میوه ی خوب تدارک نمی بینه، تزیینش نمی کنه؛ اما اگر قرارست مهمان عزیزی برایش بیاید اونوقت خودش رو می سازه، خونشو آباد می کنه و اونچه لازمه ی پذیرایی از مهمان هست رو فراهم می کنه.
بگیم امام زمان! هرچه داریم فدای تو می کنم، آسایشم رو، بچه هایم رو، عائله ام رو، همه را قربان شما می کنم شما تشریف بیارید.
اگر قضیه به اینجا رسید که شما توانستید بخاطر امام زمان ارواحنا فداه، تمام مصیبت ها رو تحمل کنید و هرگز عقب نشینی نکنید و بگید آقا بناست که تشریف بیارن و ما باید این استقامت ها رو کنیم تا زمینه ی ظهور فراهم بشه اونوقت شما منتظر واقعی هستید.
مرحوم حاج محمد علی فشندی با عیالش به مسجد جمکران آمده بود.(آن قدیم ها مسجد توسعه ی امروز رو نداشته و این هم از برکات خون شهدای شماست، از برکات رهبریِ یک رهبر عاشق امام زمانیِ شماست و یک رهبر جمکرانیِ شماست؛ ببینید امروز چگونه مهمان های ملیونی رو ظرفیت است و با نهایت و کرامت ازشون پذیرایی می شه! قدر بدانید و شکر کنید.)
حاج محمد علی فشندی می گوید: ما آمدیم مسجد جمکران، نماز امام زمان(عج) رو خوندیم و بیرون آمدیم که بریم و در این حال دیدیم یک آقای سیدی در نهایت جلال و جمال دارن با پای پیاده به مسجد تشریف میارن.به عیالم گفتم: این آقا با پای پیاده اومده ، حتما خسته ست...
آب تهیه کرده و جلو رفتم و به استقبالشون سلام کردم.عرضه داشتم: آقاجان پیاده آمدید خسته اید؛ یک آبی رو هم از ما بگیرید و نوش جان کنید...
حضرت آب رو از ما گرفتند و بعد از اینکه آب رو تناول کردند حاج مجمد علی فشندی بی خبر از آنکه در خدمت چه کسی است و چه سعادت بزرگی به او روی آورده عرضه داشت: آقا! وقتی در مسجد جمکران نماز می خوانید دعا کنید آقامون تشریف بیارن؛ دلمون براشون تنگ شده، دیگه تحمل نمی کنیم، این همه دردمند پس طبیب کی بناست بیاد؟! این همه تشنه پس آب کی قراره...
حاج محمد علی فشندی میگه تا من اینا رو گفتم حضرت فرمودند: اگر شیعیان ما به اندازه ی این آب خوردن، تشنگیِ ما رو داشتند، ما می آمدیم.(حضرت آب رو از مرحوم حاج محمد علی فشندی گرفته؛ ببینید یه جوری زندگی کردید که اگه چیزی به آقاتون بدید، آقا از شما قبول کنه؟!)
آقاجون! این تشنگی رو خودتون به ما دادید، ما رو دربه در کردید و به اینجا کشوندید، ما که نیومدیم شما ما رو آوردید..
اگه عطشی در وجود ما نیست، معلولِ گناهای ماست و دعای خیر شما می تونه مبدا میلِ ما رو عوض کنه.
اگه گناها رو ترک کنیم ما هم عطشی پیدا می کنیم که حاضریم دار و ندارمون رو برای شما فدا کنیم.
علی کل حال در مکتب عشق، یاس معنی نداره و عاشق همیشه خودشو در یک قدمی معشوق می بینه.با خودش می گه: امروز تشریف میاره اگه امروز نیومد، دیگه انشاالله فردا میاد . اگه فردا نیمود انشاالله روز بعد میاد. این جمعه نشد جمعه ی دیگر انشاالله و...
الحمدلله با حال خوشی از اول تا آخر با آقاجانتان سر سفره اش صفا کردید اما همت بلند دار شاید انشاالله اینبار بتونی آقا رو ببینی و مستقیما نسخه ی دردهات رو از حضرتش دریافت کنی.
الهی! لباس ظهور بر قامت آقایمان بپوشان و حسرت دیدارشونو به دلمون مگذار.
پی نوشت:قسمتی از سخنان حاج آقا صدیقی در دعا ی ندبه مسجد جمکران 16/4/91(16شعبان)
و در موضوع چند دقیقه در محضر اساتید دسته بندی شده است
:.استاد اسماعیل شفیعی سروستانی.:
بهایی پژوهی و اثبات بی بها بودن بهاییت در محضر عقل و فکر
دو حرکت موازی یعنی تلاش برای تربیت کودکان و جریانسازی اجتماعی از طریق رسانهها حکایت از آن میکند که فرقة ضالّه برای دو مقطع دراز مدّت و کوتاه مدّت برنامهریزی کرده است. سازمان مدیریت جهانی فرقه یا همان «بیت العدل اعظم» که در اسرائیل مستقر است، از پیروان خود خواسته تا آنان با تأسیس سایتها و وبلاگها ضمن ارائه مطالب متنوّع در توصیف بهائیت به نقد و تحلیل اشخاص حقیقی و حقوقی مسلمان مستقر در جمهوری اسلامی کنند.
مطالعه در اوضاع و احوال عموم جریانهای اجتماعی، سیاسی، بنیادهای تربیتی و حتّی مکاتب آموزشی نشان میدهد که جملگی آنان، آنگاه که برای تربیت نیرو و جریانسازی دراز مدّت و تحوّل ژرف عزم را جزم میکردند به سراغ گروه سنّی «کودک و نوجوان» میرفتند، امّا آن زمان که بنا را بر مسئله سازی و بحران آفرینی میگذارنند، راه میانه را رفته و یک راست به سراغ جوانان میروند. حکمت این کار معلوم است. شور و خلجان جوانی، استعداد جریانسازی فعال و پر رنگ را در هر صورت و وجهی فراهم میآورد، ضمن آنکه بلند پروازی نفس آدمی در این مقطع به گونهای است که وقتی مقصد و مطلوبی را فراروی خود شناسید، در انتظار نمینشیند. خود اقدام میکند، حتّی با کمترین امکان آنها به سان مردان و زنان میانسال کمتر به محافظهکاری مبتلایند و از دیگر سو فاقد تجربه تا به مدد آن بتوانند قبل از شور برداشتن دربارة موضوعات تفکر و تأمل کنند. ضمن آنکه به دلیل آنچه اشاره کردم، زمین زیر پایشان سست است. از این رو، امکان گذر از جان و مال برایشان سهل و ساده. به برنامهها و عملکرد گروهکها بنگرید. عموم گروهکهای جریانساز و بحرانآفرین به سراغ دختران و پسران جوان میروند. نیرویی بالقوّه که چون سیل، وقتی که سرازیر شود، همه چیز را در فراروی خود در هم میکوبد و پیش میرود.
در گذشته، تودهایها از کودکان و نوجوانان شروع میکردند. زمینه و زیرساخت اوّلیة انقلاب اسلامی هم توسط بسیاری از علما و روحانیون حوزههای علمیه وقتی مشکل گرفت که هزاران کودک و نوجوان را به انحاء مختلف زیر پر و بال گرفتند. دهة سی و چهل شمسی و مؤسسات تبلیغی مذهبی این دو دهه شاهد خوبی است، برای مدّعای این حقیر.
گروههای اپوزیسیون، اعم از مهاجمان فرهنگی، فمنیستها، سلطنت طلب ها و سایران، در دهة اوّل از انقلاب اسلامی، وقتی که زمینههای حرکت براندازانه را فراهم میکردند، در گام نخست به سراغ جوانان رفتند. آنها حوصله و صبوری برای کار بلند مدّت نداشتند. نتیجة سریع میخواستند از این رو، با هر لطایف الحیل از جوانان، اعم از دختر و پسر، مسئله ساختند. رسانههای فراوان مددرسان غربی و استکباری، جریانهای روشنفکر سکولار و سایران، آتش بر خرمن جوانان زدند و در تلاشی پیوسته، ابتدا به جعل مسئله در ذهنها و زبانها مشغول شدند و سپس جوانان مسئلهدار شده را فرا خواندند تا با تشکلهای مختلف سیاسی اجتماعی از تشکلها برای ضربه زدن به کیان انقلاب اسلامی استفاده کنند.
توجّه کنید، در آوریل ۱۹۷۹ یعنی بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی، بخش فارسی رادیو صدای آمریکا ابتدا با انگیزة جهتدهی و پس از آن با هدف مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن آن تأسیس میشود. در همان ماههای اوّل یعنی، ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹، بهائیان وارد این معرکه شده و اجرای برنامههای صدای آمریکا را عهدهدار شدند.
بقیه متن فوق را در ادامه مطلب بخوانید
مهدویت و آینده جهان در بیانات آیت الله جوادی آملی
آینده جهان بر محور نظم و مدار عدل
آیا جهان به سوی هرج و مرج پیش می رود یا به سمت نظم، هرج و مرج و فوضی قابل پیش بینی نیست زیرا چیزی كه اصلا چهارچوبی ندارد موضوع بحث قرار نمی گیرد. نظم یا بر محور حق و مدار عدل است و یا بر گردونه ظلم و قهر مانند استبداد، استثمار، استعمار، استعباد، استحمار و مانند آن كه هیچ كدام از این نظام های سلطه برای آگاهان از ساختار خلقت قابل قبول نخواهد بود، چون جهانی كه با حق شروع شد، با حق ختم می شود. نظم بر مدار حق و محور عدل كه مورد پذیرش و امیدواری بسیاری از صاحب نظران است مصادیق فراوانی دارد كه برخی از آن ها ظلمی است به لباس عدل و باطلی است به اسم حق، زیرا این گونه از واژه ها از لحاظ مفهوم هم معلوم اند و هم مطلوب، ولی از نظر حقیقت عینی هم مجهول اند و هم مهروب و مبغوض. نظام الحادی ماركسیسم جامعه را به سوی مرام باطل و ستمكده خود به زعم حق مداری و به گمان عدل محوری فرا خواند و فرو ماند، زیرا آینده، میوة درخت گذشته است . كسی كه آغاز خلقت انسان را مادی محض می پندازد انجام آن را نیز خود تشخیص می دهد چون چنین فردی نه به "هو الاول"معتقد است و نه به "هوالاخر". آینده جهان بامنجی عدل مدار الهی زنده و منظم می گردد
خلقت از منظر موحدان
از منظر موحدان الهی، ساختار خلقت جهان، انسان و پیوند این دو عنصر محوری بر حق است و باطل در هیچ ضلعی از اضلاح سه گانه این مثلث میمون راه ندارد، آیات فراوانی در قرآن حكیم بر این مطلب دلالت دارد كه نظام هستی حق محور است و باطل چونان كف روی آب است كه دیرپا نخواهد بود. كسی این حق مداری را تفسیر می كند كه آن را هندسه خلقت عالم و آدم قرار داد و كسی از این حق محوری حمایت می نماید كه آن را مصالح ساختمانی نظام كیهانی قرار داد و كسی این حق مداری را اجرا می نماید كه آن را ضامن اجرای پاداش پرهیزكاری و كیفر تبهكاری دانست. خدای سبحان كه از این مجموعه نگهداری می نماید در متن پیام نهایی خود جهان را با منجی عدل مدار خویش زنده می كند و آن را به وجود مبارك انسان كامل معصوم حضرت خاتم الاوصیاء والاولیاء مهدی موجود موعود(عج)برنامه ریزی كرد.
انتظار عدل جهانی و منجی موعود
كسی كه آینده را حق مدار و عدل محور می داند، لیكن حق مداری را در نظام دموكراسی محض و مردم سالاری صرف می داند بر فرض كه تمام یافته های آنان حق و تمام بافته های آن ها عدل باشد جریان مهدویت شخصی یا نوعی اصلا دربارة آنان مطرح نیست، زیرا منجی جامعه عقل جمعی است نه شخص تا گفته شود آن شخص، معین و موعود عینی است یا نوعی (مگر آنكه مهدویت نوعی طرزی تفسیر شود كه حكومت جمعی را هم شامل شود)، زیرا حكومت مردم بر مردم از سنخ حكومت مهدوی نیست، پس صرف انتظار عدل جهانی مستلزم پذیرش مهدی موعود هر چند موعود نوعی آن باشد نیست.
آینده حق محور و عدل مدار در گرو حكومت مهدی(عج)
كسی كه آینده را حق محور می داند و حق مداری را در نظام حكومت فرد ارزیابی می كند و اساس حكومت فردی وی را قانون الهی می داند كه با آفرینش هماهنگ است نه رأی شخصی، چنین معتقدی می تواند وجود مبارك مهدی موعود را فی الجمله بپذیرد هر چند در شخصی یا نوعی بودن آن باید تأمل نماید. اختلاف در منهج حكومت فردی و جمعی با گفت و گوی تمدن ها ارزیابی می شود. اختلاف در مهدویت شخصی و نوعی با گفتمان متعهدان به مكتب الهی و باور كنندگان پیام های طمأنینه بخش رهبران دینی مطرح می گردد. به هر تقدیر ارائه آرای متضارب در هر دو فلات ثمربخش است.
نقش عقل و نقل در اثبات مهدویت شخصی
اثبات مهدویت شخصی با عقل صرف میسور نیست، زیرا حكمت و كلام، خطوط كلی رهبری، اوصاف، شرایط و برنامه های آن را تبیین می نمایند و عهده دار اثبات سمت خاص برای شخص مخصوص نیستند چنانچه فقه نیز راجع به تعییین مرجع تقلید چنین است كه ضرورت اصل مرجع از یك سو و شرایط و اوصاف و ویژگی او از سوی دیگر كاملا در فقه ارائه می شود. اما مرجعیت فلان شخص را پژوهشگری خبرگان اولا و مراجعه تودة مردم به آنان ثانیا تعیین می كند.
پی نوشت:ماهنامه فرهنگی اجتماعی(آشنا)-شماره۱۷۳
گزيدهای از سخنرانی حجتالاسلام و المسلمين ناصر نقويان
قبل از ورود به موضوع اصلی بحث، مایلم جریان یک اتفاق را نقل نمایم. خانمی با من تماس تلفنی گرفت و گفت که راجع به دین زرتشت تبلیغ میکنند و یکی از بستگان ما نزدیک است زرتشتی شود، چه کنیم؟ گفتم، چه میگویند: او گفت: آنها میگویند: چون ما ایرانیها قبل از اسلام زرتشتی بودیم و زرتشت هم پیغمبر بوده، ما باید به اصل خودمان برگردیم. گفتم: اگر این طور است، پس چرا این آقا نمیرود در کلاس اول بنشیند؟ چرا دیپلم گرفته و به دانشگاه میرود. ما نمیگوییم حضرت زرتشت آدم بدی بوده، اما اگر ما ایرانیها قرار باشد به دین زرتشت برگردیم، قبل از زرتشت هم ادیان دیگری بودهاند، مثلاً چرا بتپرست یا گاو پرست نمیشوند.
خیلی از اشکالات و شبهاتی که الآن درباره مباحث مهدی شنیده میشود، چیز جدیدی نیست و از صدها سال پیش مطرح بوده است. ولی حالا کمی رنگ و لعابش عوض شده است. در مقابل آنها ما باید مثل طبیب عمل کرده و آدمها را واکسینه کنیم. علم پزشکی تمام بیماریها را نتوانسته از بین ببرد، اما برای بسیاری از بیماریهای خطرناک واکسن ساخته که بیماری در انسان اثر مهمی نمیکند.
واکسنی که در موضوع مهدویت باید تولید شود؛ دو بخش دارد: بخش اول مربوط به تقویت ریشهها و محکم کردن پایه و اساس و اصل اعتقادات وجود یک انسان است، سؤالاتی نظیر، اصل اعتقاد به مهدویت از کجا آمده است؟ به چه دلیل عمر حضرت این قدر طولانی شده است؟ چگونه میشود وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را ثابت کرد؟ چه طور میشود با ایشان ارتباط برقرار نموده و یا در مشکلات از حضرتش کمک گرفت؟ بعضی مسائل درباره مهدویت اساس و ریشه است و ریشه هم در خاک پنهان است و قابل رؤیت نیست. ما از سرسبزی و شادابی دائمی درخت، سالم بودن ریشه را میفهمیم.
در زلزله چند سال پیش بم به درختهای نخل هیچ آسیبی نرسید، چون ریشه آنها محکم و استوار بود، ولی تیرآهنهای ضخیمِ ساختمانها خم شد و سازههای بتنی فروریخت. بنابراین یک کار، توجه به ریشهها است اما باید توجه داشت که فعالیتها نباید تنها در ریشهها متوقف شود. شما ببینید درباره نهادینه شدن دین دو کار توسط خداوند و به تبعش پیامبران و ائمه صورت گرفته است. اول آنکه ریشهها را با استدلالهای عقلی محکم نمودند و دیگر آن که به شاخ و برگ رسیدند و عشق را در دل انسانها شعله ور کردند. 
این بحث عقل و عشقی که همواره مطرح است، تمام حرفش این است که نه عقل را کنار بگذارید و نه عشق را. مولوی در این زمینه تشبیه زیبایی دارد، میگوید: عقل مثل نور و روشنایی است، باید جلو مسیر شما را روشن کند تا در مسیر راه درست حرکت کنید و عشق همان گرما و حرارت و شور و نشاط است که باعث حرکت انسان میشود.
در جادههای پر پیچ و خم و شبهای تاریک و مسیر های طولانی، راننده باید هر چند دقیقه نور بالای اتومبیل را بزند تا بتواند انتهای مسیر را ببیند و هواپیما برای اینکه فرود بیاید باید باند فرودگاه حدوداً 1200 تا 1300 متر روشن باشد.
فرق بین روانشناسی دینی با روانشناسی غیر دینی هم در این است که روانشناسی غیر دینی تنها نور پایین دارد، و فقط جلوی پای انسان را روشن میکند. اما کل مسیر و انتهای عمر را مشخص نمیکند و به همین جهت ناگهان به بنبست میرسند. اما روانشناسی دینی، هم جلوی پای انسان را نشان میدهد و هم تمام مسیر زندگی را نشان میدهد. همچنین فرق تربیت دینی با غیر آن در همین است که آنها فقط با ریشهها سر و کار دارند، ولی شوق و هیجان و عشق و حرارتی، ایجاد نمیکنند. بعضی دیگر هم فقط شوق و شور ایجاد میکنند که ریشه ندارد و مدتی بعد به بنبست میرسند.
چراغی که دین در مسیر زندگی انسان روشن کرده، نوری است که هر دو جهت را روشن میکند، تمام مسیر انسان روشن میشود، منتها این روشنایی را باید با خود برد. مثلاً قله کوه مشخص است، ولی الان که شما در دامنه کوه هستید، مناظر و چشماندازها پیدا نیست، باید با چراغ خود بالا بروید تا مناظر زیبا را ببینید.
دانشجویی که میخواهد مدرک دکترا بگیرد، باید سالها در کلاس بشیند و از فوقدیپلم شروع کند، از همان اول که به او مدرک دکترا نمیدهند تا مزه آن را بچشد، که مثلاً چقدر دکتر را تحویل میگیرند و چه حقوق خوبی به او میدهند. فقط راه را به دانشجود نشان میدهند. و کسانی که دکتر شدهاند و به واسطه آن امکانات زیادی پیدا نمودهاند، در معرض دید قرار میدهند. خدا هم همین کار را کرده و پیغمبر را که انسان کامل است و فرموده که به چه مقامهای بلندی رسیدهاند نشان داده، حالا خودت باید حرکت کنی. ما در مسیر آشنایی مردم با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بایستی این دو بخش عقل و عش را داشته باشیم. برای روشن شدن مطلب به این مثال توجه کنید:
پروین اعتصامی میگوید: درخت سپیدار و درخت سیب؛ یک زمانی در باغ با هم مناظره کردند، سپیدار گفت: میبینی من چه بدبختی دارم؟ هر چند وقت یکی با تبر به باغ میآید و شروع میکند به تنه من زدن! اما یک بار به سراغ شما نمیآیند تا قطعتان کنند، شما چقدر خوش شانسید.
درخت سیب گفت: نه، به خاطر بخت و اقبال و شناس نیست! ببین آلان بهار شده است! من شکوفه و گل دادم، چند وقت بعد شکوفهها تبدیل به سیب خوش مزه میشود که همه آن را دوست دارند! اما تو بیبرگ و بری! میوه نداری، تو هم میخواستی مثل ما تلاشی کنی و میوه بدهی، آن وقت قطع نمیشدی! درختی که فقط ریشه و تنه و چند ساقه کوچکی داشته باشد و میوه ندهد فایده ندارد.
اعتقادات عقلی مهدوی، در عین اهمیت داشتن، حداکثر مثل همان نور است، ولی مادامی که عشق و حرارت، شور و نشاط در آدمها به وجود نیاید، ثمر بخش نیست. بنابراین بایسته است که ما در ارائه و فراگیری مباحث مهدوی به هر دو جنبه ذکر شده، توجه داشته باشیم.
پی نوشت: دو ماهنامه امان.شماره ۲۴
و در موضوع چند دقیقه در محضر اساتید دسته بندی شده است
پای کلام حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا ماندگاری
ـ به نظر حضرتعالی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه باید کرد؟
برای رسیدن به ظهور، چهار گام باید طی شود. اولین گام، این است که مردم را به سمت پُرسش ببریم و روحیة پرسشگری را تقویت كنیم. گام دوم، فرهنگسازی روحیة پذیرش و تسلیم است.
وقتی نگاه من به دین و ولی خدا، نگاه هدایتی باشد، پرسش میکنم، بعد به سمت پذیرش میروم و میپذیرم. ما باید مردم را به این سمت ببریم و در تمام منبرها و کلاسها تلاشمان بر این باشد که مردم را به سمتی ببریم که حکم خدا را قبول کنند و بر حکم خدا حاشیه نزنند.
قدم سوم، آرایش است؛ یعنی مردم حس کنند زیباترین تشخصشان، تشخص دینی است. اگر من بخواهم زیبا راه بروم، زیبا حرف بزنم، زیبا ازدواج کنم، زیبا بپوشم، باید این زیبایی در قالب دین باشد. امروز، برخی از مردم حس میکنند اگر پوشش دینی داشته باشند، زشت میشوند و کلاسشان پایین میآید! ممکن است فردا هم بگویند: ما اگر کنار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف راه برویم، کلاسمان پایین میآید. مردم باید احساس کنند اعتبار و شخصیتشان به دیانتشان است؛ نه به پول و گوشی و ماشینشان.
چهارمین و آخرین گام، این است که مردم را به سمت آرامش هدایت کنیم. مردم باید به آرامش برسند.
این گامها به ترتیب است؛ یعنی من باید اول خودم را خالی و نیازمند پرسش ببینم. وقتی جواب پرسش را از اهل ذکر، یعنی اهل بیت علیهم السلام ، شنیدم، پذیرش کنم. وقتی این پذیرش را انجام دادم، سرم را بالا بگیرم و احساس کنم زیباترین تشخص را دارم. با امام و دین بودن زیباست. امروزه اگر کسی بخواهد عروسی سالم و بدون گناه برگزار کند، مسخرهاش میکنند؛ به دلیل این که الآن تشخص غربی اعتبارش بیشتر است.
یکبار کسی به من گفت: «حاج آقا شما را در تلویزیون نشان میدهند؛ بیا چند تا عکس با هم بگیریم!» گفتم: «من بزرگتر هستم یا خدا؟» گفت: «خُب خدا!» گفتم: «خدا روزی پنج بار صدایت میزند؛ برو با خدا عکس بگیر نه با من بنده». ببینید؛ این هنوز برای مردم جا نیفتاده و کسی نمیپذیرد.
آرامش یعنی چه؟ آرامش هر چیزی در گرو وصل به اصلش است. امام رضاg فرمودند: «کلمةُ لا اله الاّ الله حِصنی...» خیلیها فکر میکنند این «اَمِنَ من عذابی» یعنی «عذاب مِن یوم القیامة»؛ خیر! منظور، امان از عذاب در دنیاست؛ یعنی حفظ از عذاب اضطراب، استرس و تشویش خاطر و افسردگی که آنهم در گرو بندگی خدا است: «قولوا لا اله الا الله تُفلحوا»؛ بندگی خدا، مایه آرامش است.
رزمندهها در جبهه، امکانات آرامشی نداشتند. فرش و بالششان، کیسةگونی شن و رواندازشان هم یک چفیه بود. امکانات سرمایشی و گرمایشی هم نداشتند؛ ولی در سنگرهایشان آرامش داشتند؛ چون خدا را داشتند.
چرا گاهی وقتها، افراد، احساس آرامش نمیکنند؟ حتی در مکه هم احساس آرامش ندارند؛ چون آنجا هم بندگی خدا نمیکنند. اگر ما میخواهیم مردم را به ظهور نزدیک کنیم، باید آنها را به این چهار عنصر نزدیک کنیم: 1. از دین پرسش کنند؛ 2. از دین پذیرش کنند؛ 3. با دین آرایش کنند؛ 4. با دین احساس آرامش کنند. اگر اینها فراهم شد، بعد من میگویم خدایا آن اسباب آرامش من کجاست؟ آن نشانی آرامش من کجاست؟ یا ایها العزیز... خدایا من بیچارهام؛ همه چیز دارم؛ اما امام ندارم. یعنی هر چه توانستم خودم و مردم را به این سمت سوق دادم؛ ولی هنوز به آن نقطه مطلوب ـ که فرج است ـ نرسیدهام.
و در موضوع چند دقیقه در محضر اساتید دسته بندی شده است
آیتالله حاج شیخ محیالدین حائری شیرازی:
برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید وثیقه گذاشت
پیوند مهدویت و سوره یوسف
کسانی که مایلند در مورد ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیشتر اندیشه کنند، بسیار مناسب است که سوره یوسف را مطالعه و در نکات آن دقت نمایند.
در این سوره اشارههای فراوانی وجود دارد که میتوان با تأمل بیشتر بسیاری از مباحث مربوط به مهدویت و ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از آن بهدست آورد. به عنوان مثال ظلم و جفای برادران حضرت یوسف به ایشان و برادرش را میتوان به جفای امت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهل بیت پیامبر تشبیه نمود، زیرا بعضی چنین میگویند که اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مگر چه ویژگی دارند که در نزد خدای متعال و رسول گرامیاش از دیگران محبوبتر هستند؟ 
اما باید دانست که تمام افعال خداوند، حکیمانه است و دلیل محبت ویژه خدا به این خاندان هم از روی آگاهی به صفات ممتاز آنهاست، درست مثل حضرت یعقوب علیه السلام که در یوسف علیه السلام چیزی را میدید که در پسران دیگرش نبود و به همین دلیل او را بیشتر دوست میداشت، ولی برادران حضرت یوسف این را درک نمیکردند و جاهلانه میگفتند: « لَیوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ؛[i][1] یوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوبترند؛ در حالى که ما گروه نیرومندى هستیم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشکارى است!» و شگفت آنکه بهقدری در این امر افراط کردند که پیامبر زمان خود را گمراه دانسته و اظهار داشتند: «إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ؛[ii][2] پدر ما در گمراهى آشکارى است!» این نادانی به همین جا ختم نشد و ایشان به جای اصلاح اخلاق و رفتارخود، برای اینکه در نزد پدر، آبرویی بیابند، کمر به قتل حضرت یوسف بستند و گفتند: «اقْتُلُواْ یوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِیكُمْ ؛[iii][3] یوسف را بکشید؛ یا او را به سرزمین دوردستى بیفکنید؛ تا توجه پدر، فقط به شما باشد».
این سوره که در قرآن کریم به احسن القصص ملقّب شده است، بیانگر اتفاقهای مختلفی برای حضرت یوسف است؛ زمانی را نقل میکند که برادرانش او را به کاروانی فروختند و به این ترتیب او عبد و برده شد. بعد از آن هم بهخاطر اینکه زیر بار خواستههای شیطانی زلیخا نرفت، زندانی شد، آنگاه پس از مدتی با تعبیر خوابی که برای عزیز مصر نمود، آزاد و از ملازمان خاص عزیز مصر شد.
یکی از نکات مهمی که در داستان حضرت یوسف علیه السلام است، مربوط به ماجرای زمان قحطی است که او رییس خزانه بود. وقتی برادران حضرت یوسف علیه السلام بدون بنیامین، برای گرفتن سهمی از گندم به نزد او آمدند، حضرت یوسف وعده داد که اگر در مرتبه بعد او را نیز بیاورند، سهمی به او اختصاص خواهد داد و آنها نیز با خوشحالی نزد پدر آمده و از او خواستند که بنیامین را نیز با آنها بفرستد و این درخواست با دیدن عین کالاهای خود در میان سهم گندم، بیشتر نیز شد، اما به خاطر تقصیری که آنها درباره حضرت یوسف کردند، حضرت یعقوب این خواسته را قبول نفرمود و کوتاهی گذشته را یاد آور شد و فرمود: «هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ؛[iv][4] آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم، همانگونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید چه شد)؟!»
پس از اصرار زیاد برادران، حضرت یعقوب، شرطی را گذاشتند که بهنظر میآید همین شرط در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز وجود دارد. ایشان خطاب به پسرانش فرمود: «لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاَّ أَن یحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِیلٌ؛[v][5] من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا پیمان مؤکّد الهى بدهید که او را حتماً نزد من خواهید آورد! مگر اینکه (بر اثر مرگ یا علّت دیگر،) قدرت از شما سلب گردد. و هنگامى که آنها پیمان استوار خود را در اختیار او گذاردند، گفت: «خداوند، نسبت به آنچه مىگوییم، ناظر و نگهبان است!»
در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم همین طور است؛ ما مکرر میگوییم: «خدایا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بفرست تا از او اطاعت کنیم و در خدمتش باشیم.» اما خدای متعال میگوید: شما در مورد یازده امام گذشته بد عمل کردید و تقصیر کار هستید. در مورد این امام، باید وثیقه بگذارید.
وثیقه گذاری امام و امت ایران
هشت سال جنگ و شهدایی که مردم ایران تقدیم اسلام و انقلاب کردند، دادن وثیقه برای ظهور حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف بود. قبول قطع نامه صلح توسط حضرت امام در جنگ ایران و عراق و اطاعت امت از ایشان هم، یک وثیقه بود.
حضرت امام در جنگ هشت ساله چهره حسینی داشت و در قبول قطعنامه چهره حسنی و البته وظیفه امت در هر دو صورت اطاعت بود، درست مثل روایت رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: «الحسن و الحسین ... امامان قاما او قعدا» البته فرق نهضت امام خمینی با امام حسن و امام حسین علیهما السلام آن بود که امام حسن علیه السلام صلح کرد و امام حسین علیه السلام جنگ نمود، ولی امام خمینی اول جنگ کرد و سپس صلح و این فرق هم بدان علت است که برای غایب شدن امام معصوم، درست مثل غروب خورشید، ابتدا جرم خورشید مخفی میشود و بعد نور آن. اما برای ظهور امام، همانند طلوع خورشید، اول نور آن ظاهر میشود و سپس، خود آن.
وقوع انقلاب اسلامی، همان نور خورشید امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قبل از طلوع آن است. مهم آن است که ما با این انقلاب که وثیقه الهی برای ظهور حضرت حجت است چگونه رفتار میکنیم. معلوم است اگر کسی با فرستاده امام حسین علیه السلام یعنی حضرت مسلم خوب رفتار نکند، به طریق اولی، با خود امام علیه السلام نیز خوب رفتار نخواهد کرد.
در جریان صلح نیز گرچه ظاهر آن تلخ بود، اما برکات فراوانی داشت و اصولاً گاهی اوقات خداوند متعال با وسیلهای به ظاهر ناگوار بهترین خیر را میفرستد، در حالی که علم ما به آن نمیرسد، یکی از این برکات، رسوایی صدام در جهان و رفع سوء ظن از ملت ما بود. در حقیقت ما به جای گرفتن مکانی به نام بغداد، بغداد دلها را تصرف کردیم.
و در موضوع چند دقیقه در محضر اساتید دسته بندی شده است

گفتارهایی گهربار از آیتالله العظمی بهجت:
او به خاطر گناهان و به خاطر اعمال [بد] ما است که [بیش از] هزار سال در بیابانها در به در و خائف است. سبب غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم. زیرا دستمان به او نمیرسد وگرنه، اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را میکُشد؟ آیا جنّیان او را میکُشند یا ما انسانها؟ ما پیشتر و در طول تاریخ ائمه(ع) امتحان خود را پس دادهایم!
بهترین كار برای به هلاكت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان(ع) است؛ البته دعایی كه در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر كسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (= دیدنیهایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.
مخصوصاً دعای شریف «عظم البلا و برح الخفا» را بخوانیم و از خدا بخواهیم كه صاحب كار را برساند. با او باشیم. اگر رساند كه رساند و اگر نرساند [حداقل] از كنار او دور نشویم. از رضای او دور نرویم. [امام زمان(ع)] حرفهایی [را] كه ما با یكدیگر میزنیم، میداند. در هر حال برای تعجیل در امر فرج و رفع نگرانیها و گرفتاریها و نجات و اصلاح حال مؤمنین [این دعا] را بخوانیم: «اللّهمّ اكشف هذه الغمة عن هذه الامّـة بظهوره» خداوندا با ظهور حضرت حجّت(ع) این ناراحتی و نگرانی را از این امّت برطرف نما! تنها انتظار فرج كافی نیست «تهیأ» (= آمادگی)، اطاعت و بندگی نیز لازم است؛ مخصوصاً با توجّه به قضایایی كه پیش از ظهور امام زمان(ع) واقع میشود به حدّی كه «ملئت ظلماً و جوراً». خدا میداند كه به واسطه ضعف ایمان بر سر افراد چه میآید. خدا كند كه ظهور آن حضرت با عافیت مطلق برای اهل ایمان باشد و زود تحقّق پیدا كند.
ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری كه بر سر اسلام و مسلمانان ـ به خصوص اهل ایمان ـ میآید، كارد به استخوان رسیده است. بیماریهای مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا كرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم كه متوسل شوند و دعا كنند و تضرّع نمایند تا بلكه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا كننده موجب فرج خواهد بود.
از مهمترین دعاها، دعای فرج امام زمان(ع) است. همه مشكلات مردم و حكومتها از غیبت آن حضرت است. برای رفع مشكلات اجتماعی و حوائج مردم باید همانطوری دعا كرد كه انسان برای رفع مشكل خودش دعا میكند. دعا اگر دعا باشد تأثیر خواهد كرد».
دعای تعجیل فرج، دوای دردهای ماست. در روایت است كه در آخرالزمان همه هلاك میشوند، مگر كسانی كه برای فرج دعا كنند. «إلّا من دعا بالفرج». ائمه(ع) ما با این بیان، خیلی به اهل ایمان و شیعیان عنایت كردهاند تا خود را بشناسند. یعنی اگر برای فرج دعا میكنید علامت آن است كه هنوز ایمانتان پابرجاست. [معصومین(ع)] فرمودهاند: در آخرالزمان این دعای فرج را كه دعای «تثبیت در دین» است بخوانیم: «یا الله، یا رحمان، یا رحیم یا مقلّب القلوب، ثبّت قلبی علی دینك» در زمان غیبت به خواندن دعای «اللّهمّ عرّفنی نفسك...» سفارش شده است. به حجّ كه میروید اهمّ حاجات را از خدا بخواهید و آن فرج حضرت ولیعصر(ع) است كه فرج بشریت است. بعد از آن نابودی حكومتهای فاسد و جائر را بخواهید. خدا كند راهی برای «شرح صدر» پیدا كنیم كه به واسطه رئیس و [سَروَرمان] تحیر قلبیمان برطرف شود. «فرج» ولو یك ساعت باشد، بعد از آن روشنایی است ائمه(ع) ما این مطلب را با ما اتمام حجّت كردهاند و فرمودهاند: «برای فرج بسیار دعا كنید»، البته نه با لقلقه زبان. خود امام در مسجد سهله، جمكران، در خواب و بیداری در گوش افرادی از دوستانش بدون اینکه او را ببیند، فرموده است: «فرج من نزدیک است، دعا کنید» یا به نقلی فرموده: «فرجم نزدیک شده دعا کنید «بداء» حاصل نشود». چه مصائبی بر امام زمان(ع) که مالک همه کره زمین است وارد میشود. آن حضرت در چه حالی هستند و ما در چه حالی! او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از مطلب غافلیم و توجه نداریم. کسانی که در خواب و بیداری تشرّف حاصل نمودهاند از آن حضرت شنیدهاند که فرموده است: «برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید». خدا میداند تعداد این دعاها باید چقدر باشند تا مصلحت ظهور فراهم آید. باید دعا را با شرایط آن انجام داد و توبه از گناهان از جمله شرایط دعا است. چنانکه فرمودهاند: «دعاء التائب مستجاب» نه اینکه برای تعجیل فرج دعا کنیم [در حالی که] کارهایمان برای تبعید (= به تأخیر انداختن و دور کردن) آن حضرت باشد.
خدا چه صبری داده به حضرت غایب(ع) که هزار سال میبیند بر سر مسلمانها چه بلاهایی میآید و خود آنها چه بلاهایی بر سر هم میآورند و همه را تحمّل میکند. امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعه مظلوم، صاحبشان را برساند زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این قدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کی! در تمام امّتهای گذشته مقدّر شده است ولی در هیچ امّتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم و غیر مقدّر اتفاق نیفتاده است.
اگر بدانیم دعای ما اثر دارد و باز دعا نکنیم، مقصرّیم. حضرت غایب(ع) عجب صبری دارند! با اینکه از تمام آنچه که ما میدانیم یا نمیدانیم اطّلاع دارد و از همه امور و مشکلات و گرفتاریهای ما باخبر است.
خود حضرت مهدی(ع) هم منتظر روز موعود است و خودش میداند که چه وقت ظهور میکند. اینکه گفته میشود آن حضرت وقت ظهورش را نمیداند، درست نیست. دعای تعجیل فرج دوای همه دردهای ماست. میپرسند: «چرا این همه دعا میکنیم مستجاب نمیشود؟» [پاسخ این است:] شرط استجابت دعا، توبه است. لذا ملائکه میگویند: چرا دعا را با شرطش ـ که توبه باشد ـ به جا نمیآورید تا مستجاب شود؟ ما باید امام زمان(ع) را حاضر فرض کنیم. هرجا میرود، برویم و میتوانیم! ولی گویا نمیخواهیم در راه رضای آن حضرت باشیم، نه اینکه رضای آن حضرت را نمیدانیم یا نمیتوانیم تحصیل کنیم. مهمتر از دعا برای تعجیل فرج، دعا برای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او میباشد. اگر ظهور آن حضرت نزدیک باشد، باید هر کس خود را برای آن روز مهیا سازد از جمله آنکه از گناهان توبه کند. همین توبه باعث میشود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده، از سر شیعه رفع و دفع گردد.
اشاره:
این گفتار، گوهرهای گرانارجِ پراكندهای بوده كه به همّت بعضی از شاگردان فقیه فرزانه، و پارسای صاحبدل حضرت آیتالله العظمی بهجت گردآوری شده و در چند جلد كتاب با عناوین «در محضر بهجت»، «فیضی از ورای سكوت» و... به چاپ رسیده است. این قلم به سائقه دوستی و عشق به اولیای حق، بیاناتی را كه عمدتاً پیرامون اهمیت «دعا برای تعجیل در فرج» آن موعود مهربان بوده، به گونهای متصل و مرتبط كنار هم قرار داده تا شكل گفتاری منسجم یافته است. ماهنامه ی موعود
و در موضوع چند دقیقه در محضر اساتید دسته بندی شده است
حضرت امام خمینی (ره):
سلام و درود به پيشگاه مقدس مولود نيمه شعبان و آخرين ذخيره امامت (بقية الله ارواحنا فداه) و يگانه دادگستر ابدى و بزرگ پرچمدار رهايى انسان از قيود ظلم و ستم استكبار، سلام بر او، سلام بر منتظران واقعى او، سلام بر غيبت و ظهور او و سلام بر آنان كه ظهورش را با حقيقت درك مىكنند و از جام هدايت و معرفت او لبريز مىشوند. و سلام بر ملت بزرگ ايران كه با فداكارى و ايثار و شهادت راه ظهورش را هموار مىكنند.
******
ما علاوه بر اينكه گرفتار آمريكا هستيم……گرفتار برخي اشخاصي كه مدعي مسلماني هستند هم هستيم….. آنها ما را تكفير مي كنند ……. ما كه از امام مهدي(عج) كه قوه اجرايي اسلام است صحبت مي كنيم و مي گوييم كه عدل در زمان او فراگير خواهد شد. از طرف خود آنها هم همين مضمون نقل شده است كه "يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا" ….ما كه مي گوييم انبيا موفق نشده اند مقاصد خود را اجرا كنند و خدا در آخرالزمان كسي را مي آورد كه مسائل انبيا را اجرا كند…….اين بيچاره ها براي خدمت به اجانب و يا نفهميده تاويل مي كنند كه فلان گفته است كه حضرت مهدي شريعت را تكميل مي كند….اين براي ما بسيار ناگوار است . ما حضرت مهدي را يكي از افرادي مي دانيم كه تابع اسلام است. تابع پيغمبر است، لكن تابعي كه نور چشم پيغمبر اسلام است و مطالبي را كه حضرت رسول اكرم(ص) گفته است را اجرا مي كند.
******
مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست، انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهاد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار داد... بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولى اين به آن معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.
******
اين حكومت، حكومت امام مهدى (عج) است و او حافظ اين دولت است.
******
اين نهضت مقدس براى انقلاب بزرگ مهدى موعود است.
******
انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجت(ارواحنا فداه) است . . سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت، راه ظهورش را هموار می کنند!
امام زمان عليه سلاماللَّه، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمين است. به همين جهت است كه همهى بشريت، به شكلى انتظار ظهور آن حضرت را مىكشند. البته مسلمانان به صورت مشخص، اين انتظار بزرگ را معلوم و تحديد كردند و شيعيان نسبت به شخصى كه اين لباس بر قامت او دوخته شده است، آگاهيهاى روشن و مشخص كنندهاى هم دارند.
******
موضوع امام زمان عج اللَّه تعالى فرجه الشريف، با اين ديد، نه مخصوص شيعه و نه حتى مخصوص مسلمين است. بلكه انتظارى در دل همهى قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. اميدى است در دل بنىآدم؛ كه تاريخ بشريت به سمت صلاح حركت مىكند. اين اميد، به بازوان قوت مىبخشد، به دلها نور مىدهد و معلوم مىكند كه هر حركت عدالتخواهانهاى، در جهت قانون و گردش طبيعى اين عالم و تاريخ بشر است. به همين خاطر است كه وقتى ملت ما، قبل از پيروزى انقلاب به مبارزات مشغول بودند، احساسشان اين بود كه در جهت پيشرفت به سمت آرمان بشريت حركت مىكنند. بعد از پيروزى انقلاب هم احساس ملت ايران اين است كه هر حركت و هر اقداممان؛ هر مبارزهاى كه كرديم و هر رنجى كه تحمل نموديم، در جهت مقصودى است كه ميان آحاد بشر و همهى اهل معرفت مشترك است. مقصود، استقرار عدالت، و هدف، رسيدن به عدل براى بشر است. و اسلام اين عدل را تأمين مى كند.
******
ارتباط قلبي يكايك مردم مؤمن با مقام ولايت عظمي و وليالله اعظم، يكي از بركاتي است كه از مشخص بودن مهدي موعود(عجلاللهتعاليفرجهالشريف) در عقيدهي مردم ما ناشي ميشود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدي و اينكه كسي خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پر خواهدكرد، شخص مهدي را هم ميشناسيم و نام و كنيه و پدر و مادر و تاريخ ولادت و كيفيات غيبت و اصحاب نزديك و حتي بعضي از كيفيات هنگام ظهور او را نيز ميدانيم. اگرچه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگي خود نميبينيم و او را تطبيق نميكنيم، اما معرفت به حال او داريم
******
رابطهي بين شيعياني كه اين اعتقاد را دارند، با مقام ولايت و مهدي موعود، يك رابطهي دايمي است و چهقدر خوب و بلكه لازم است كه يكايك ما، قلبا هم اين رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ كنيم. طبق همين زياراتي كه وارد شده و بعضا مأثور است و به احتمال زياد به خود معصوم(ع) مستند ميباشد، اين رابطهي قلبي و معنوي بين آحاد مردم و امام زمان(عج) يك امر مستحسن، بلكه لازم و داراي آثاري است; زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مي دارد.
******
انتظار، يكي از پربركتترين حالات انسان است; آن هم در انتظار دنيايي روشن از نور عدل و داد. "يملا الله به الارض قسطا و عدلا". خداي متعال به دست او، سرزمين بشري و همهي روي زمين را از عدالت و دادگستري پرخواهدكرد. انتظار چنين روزي را بايد داشت. نبايد اجازه داد كه تصرف شيطانها و ظلم و عدوان طواغيت عالم، شعلهي اميد را در دل خاموش كند. بايد انتظار كشيد. انتظار، چيز عجيبي است و داراي ابعاد گوناگوني ميباشد. يكي از ابعاد انتظار، اعتماد و اميدواري به آينده و مأيوس نبودن است. همين روح انتظار است كه به انسان تعليم ميدهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. اگر انتظار و اميد نباشد، مبارزه معني ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد، انتظار معني ندارد. انتظار واقعي، با اطمينان و اعتماد ملازم است. كسي كه شما ميدانيد خواهد آمد، انتظارش را ميكشيد و انتظار كسي كه به آمدنش اعتماد و اطمينان نداريد، انتظاري حقيقي نيست. اعتماد، لازمهي انتظار است و اين هر دو، ملازم با اميد است و امروز اين اميد، امري لازم براي همهي ملتها و مردم دنيا می باشد.
******
ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتي كه حكومت امام زمان(عليهالاف التحيهوالثناءوعجلاللهتعاليفرجه) تشكيل خواهد شد، زندگي امروز را در همان جهت بسازيم و بنا كنيم. البته، ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم آن گونه بنايي را كه اولياي الهي ساختند يا خواهند ساخت، بنا كنيم; اما بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم.
******
مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و ميدانيم كه بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليهالصلاهوالسلام) ـ كه در دعاها و زيارات و روايات آمده است ـ عدالت ميباشد: "يملا الله به الارض قسطا و عدلا". ما بايد امروز جامعه را جامعهي عدالت بكنيم. در بناي يك جامعه، عدالت از همه چيز مهمتر است. عدالت، به معناي عدم تبعيض در حقوق و حدود و احكام است. عدالت، يعني كمك به مردم محروم و ضعيف. عدالت، يعني اين كه برنامهها و حركت كلي كشور، در جهت تأمين زندگي مستضعفان باشد. عدالت، به معناي اين است كه كساني كه در زير سايهي سنگين نظام طاغوتي، از حقوق خود محروم ماندند، به حقوقشان برسند. عدالت، يعني اينكه عدهي خاصي براي خودشان حق ويژهيي قايل نباشند. عدالت، يعني اينكه حقوق انساني و اجتماعي و عمومي و حدود الهي، يكسان بر مردم اجرا شود. اگر جلوي كساني كه با تكيه بر فريب و زور و يا بر اساس كارهاي ناصحيح و مبتني بر عقلهاي مادي و منحرف از معنويت، توانستند به چيزهايي كه حق آنها نبوده است، دست پيدا كنند، گرفته شود تا فرصتي براي ادامهي كار خود پيدا نكنند، عدالت تحقق پيدا كرده است.
******
او وعدهي الهي و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است. او مستوره و نمونهيي از اوليا و اصفيا و انبيا و برجستهترين بندگان خداست. او نمايشگر مبلغ فضل الهي بر بنيآدم است. اينها چيزهايي است كه خود آنان بيان فرمودند. اگر ما بتوانيم در حد فهم قاصر و ناقص خودمان، رشحاتي از اين گفتهها را درك كنيم و بفهميم، خيلي برد كردهايم.
******
ما ملتي منتظر هستيم; ملتي كه به اميد پيشرفت و موفقيت، اقدام و تلاش و انقلاب كرد و موفق شد. ما امروز براي انتظار، بايد باب بخصوصي در زندگي خود باز كنيم. حقيقتا ملت ما بايد روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده كند. "ما منتظريم"، يعني اين اميد را داريم كه با تلاش و مجاهدت و پيگيري، اين دنيايي كه به وسيلهي دشمنان خدا و شياطين، از ظلمات جور و طغيان و ضعيفكشي و نكبت حاكميت ستمگران و قلدران و زورگويان پرشده است، در سايهي تلاش و فعاليت بيوقفهي ما، يك روز به جهاني تبديل خواهد شد كه در آن، انسانيت و ارزشهاي انساني محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جايي براي اقدام و انجام خواسته و هوي و هوس خود، پيدا نخواهد كرد. اين روشنايي، در ديدگاه ما نسبت به آينده وجود دارد.
******
عقيده به امام زمان، نميگذارد مردم تسليم شوند؛ به شرطي که اين عقيده را درست بفهمند. وقتي که اين عقيده به طور حقيقي در دلها جا بگيرد، حضور امامِ غايب در ميان مردم حس ميشود. امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امکان و ملجأ همه خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نکرده، اما حضور دارد. مگر ميشود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش حس ميکند. آن مردمي که مينشينند، راز و نياز ميکنند؛دعاي ندبه را با توجّه ميخوانند و زيارت آل ياسين را زمزمه ميکنند و مينالند، ميفهمند چه ميگويند. آنها حضور اين بزرگوار؛ را حس ميکنند؛ ولو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضرري نميزند. ظهور نکرده است؛ اما هم در دلها و هم در متن زندگي ملت حضور دارد. مگر ميشود حضور نداشته باشد؟ شيعه خوب کسي است که اين حضور را حس کند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين، به انسان اميد و نشاط ميبخشد. اين ملت بزرگ، بيش از همه چيز به همين اميد نياز دارد؛ ملتي که در راه خدا و براي عظمت اسلام، مجاهدت و مبارزه ميکند و افتخار طول تاريخ بشر و همه تاريخ اسلام شده و پرچم اسلام را در زمان ما به اهتزاز در آورده است. چنين ملتي، بيشتر از همه چيز، به همين اميد درخشان احتياج دارد. آن اعتقاد، اين اميد را به او ميبخشد.
******
امروز ذهنيت بشر، آمادهى آن است كه بفهمد، بداند و يقين كند كه انسان والايى خواهد آمد و بشريت را از زيربارهاى ظلم و ستم نجات خواهد داد؛ همان چيزى كه همهى پيغمبران براى آن تلاش كردهاند، همان چيزى كه پيغمبر اسلام در آيهى قرآن، وعدهى آن را به مردم داده است: «و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم» دست قدرت الهى بهوسيلهى يك انسان عرشى، يك انسان خدايى، يك انسان متّصل به عالمهاى غيبى، معنوى و عوالمى كه براى انسانهاى كوتهنگرى مثل ما قابل درك و تشخيص نيست، مىتواند اين آرزو را براى بشريت برآورده كند. لذا دلها، شوقها و عشقها به سمت آن نقطه، متوجّه و روزبهروز متوجّهتر است. ملت ايران، امروز اين امتياز بزرگ را دارد كه فضاى كشور، فضاى امام زمان است. نه فقط شيعه در همهى عالم، بلكه همهى مسلمانان در انتظار مهدى موعودند. امتياز شيعه اين است كه اين موعود الهى و قطعىِ همهى طوايف مسلمين، بلكه همهى اديان الهى را با اسم و رسم و خصوصيات و تاريخ ولادت مىشناسد. خيلى از بزرگان ما در همين دوران غيبت، آن عزيز و محبوب دلهاى عاشقان و مشتاقان را از نزديك، زيارت كردهاند. بسيارى از نزديك با او بيعت كردهاند. بسيارى از او سخن دلگرم كننده شنيدهاند. بسيارى از او نوازش ديدهاند و بسيار ديگرى بدون اينكه او را بشناسند، از او لطف و نوازش و محبّت ديده و او را نشناختهاند. در همين جبههى جنگ تحميلى، جوانانى كه در لحظههاى حسّاس، احساس نورانيت و معنويت كردند، لطفى از غيب بهسوى دلهاى خودشان حس و لمس كردند و نشناختند و نفهميدند، بسيارند. امروز هم همانطور است.
******
وجود مقدس حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) استمرار حركت نبوتها و دعوتهاى الهى است از اول تاريخ تا امروز؛ يعنى همانطور كه در دعاى ندبه مىخوانيد، از «فبعض اسكنته جنّتك» - كه حضرت آدم است - تا «الى ان انتهى الامر» - كه رسيدن به خاتمالانبياء (صلّىاللَّه عليه واله) هست - و بعد مسألهى وصايت و اهل بيت آن بزرگوار، تا مىرسد به امام زمان، همه، يك سلسلهى متصل و مرتبط به هم در تاريخ بشر است. اين، بدين معناست كه آن حركت عظيم نبوتها، آن دعوت الهى بهوسيلهى پيامبران، در هيچ نقطهيى متوقف نشده است. بشر به پيامبر و به دعوت الهى و به داعيان الهى احتياج داشته است و اين احتياج تا امروز باقى است و هر چه زمان گذشته، بشر به تعاليم انبيا نزديكتر شده است. امروز جامعهى بشرى با پيشرفت فكر و مدنيت و معرفت، بسيارى از تعاليم انبيا را - كه دهها قرن پيش از اين، براى بشر قابل درك نبود - درك كرده است. همين مسألهى عدالت، مسألهى آزادى، مسألهى كرامت انسان - اين حرفهايى كه امروز در دنيا رايج است - حرفهاى انبياست. آن روز عامهى مردم و افكار عمومى مردم اين مفاهيم را درك نمىكردند. پىدرپى آمدن پيغمبران و انتشار دعوت پيغمبران، اين افكار را در ذهن مردم، در فطرت مردم، در دل مردم، نسل به نسل نهادينه كرده است. آن داعيان الهى، امروز سلسله شان قطع نشده است و وجود مقدس بقيةاللَّه الاعظم (ارواحنافداه) ادامهى سلسلهى داعيان الهى است، كه در زيارت آل ياسين مىخوانيد: «السّلام عليك يا داعىاللَّه و ربّانى آياته». يعنى شما امروز همان دعوت ابراهيم، همان دعوت موسى، همان دعوت عيسى، همان دعوت همهى پيغمبران و مصلحان الهى و دعوت پيامبر خاتم را در وجود حضرت بقيةاللَّه مجسم مىبينيد. اين بزرگوار، وارث همهى آنهاست و دعوت و پرچم همهى آنها را در دست دارد و دنيا را به همان معارفى كه انبيا در طول زمان آوردهاند و به بشر عرضه كردهاند، فرا مىخواند. اين، نكتهى مهمى است.
******
ما به زمان ظهور امام زمان(ارواحنا فداه) این محبوب حقیقی انسان ها، نزدیک شده ایم. ملت ایران به فضل پروردگار و باهدایت های معنوی ولی الله الأعظم(ارواحنا فداه) خواهد توانست کاخ پر عظمت تمدن اسلامی را بار دیگر در عالم بر افراشته نماید، این آینده قطعی شما است.
جوانان خودشان را برای این حرکت عظیم آماده کنند! نیروهای مؤمن و مخلص این را هدف قرار بدهند! شما جوانان به کمک خدا و به امید او، آن روز را خواهید دید و به دست خودتان ان شاء الله آن روز را خواهید ساخت!
حجت الاسلام و المسلمين قرائتی:
من افتخار مي کنم ميتوانم نوکري آن حضرت را داشته باشم و همه بايد در ترويج درست مهدويت تلاش کنند و نگذارند برخي خرافات وارد مهدويت شود.
******
کسي که به نحو شايسته اي معارف غني اسلامي را درک کند و با آن مأنوس باشد، خود را از آموخته هاي غربي بي نياز مي کند. هر چه ايمان افراد قوي تر باشد، عظمت خدا در نزد او نيز بيشتر خواهد بود و در نتيجه شخص خود را در معرض معاصي الهي قرار نخواهد داد.
حضرت آيت الله بهجت:
هلبيت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر كدام متوسل شود از ديگري جواب ميگيرد. البته مصالحي در كار است همچنانكه حضرت رسول(ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ايشان، به حضرت امير(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(ع) حواله دادهاند. زيرا مجري امور در اين زمان آن حضرت است؛ نه فقط به لحاظ ظاهري بلكه به لحاظ ولايت باطني نيز «نزديكترين ائمه به ما حضرت حجت(عج) ميباشد.
******
چه مصائبي بر امام زمان(عج) ـ كه مالك همة كرة زمين است و تمام امور به دست او انجام ميگيرد ـ وارد ميشود، و آن حضرت در چه حالي است و ما در چه حالي؟ او در زندان است و خوشي و راحتي ندارد و ما چقدر از اين مطلب غافلايم و توجّهي نداريم.
******
اين همه ودايع، كتب، مخازن علم، روايات، و ادعيه در اختيار ما گذاشتهاند به گونهاي كه اگر كسي بخواهد امامي را حاضر بيابد، يا صدايش را از نوار گوش دهد، يا در خدمتش باشد تا مطالب آنان را استماع كند ـ نه اينكه خود در محضر آنان صحبت كند ـ بهتر از اينها را پيدا نميكند. همه چيز در دسترس ما است ولي حالمان مانند حال كساني است كه هيچ ندارند.»
******
ما ميخواهيم هر كاري دلمان ميخواهد بكنيم؛ به نزديكانمان به دوستانمان هر كاري ميخواهيم بكنيم اما ديگران، دشمنان حق ندارند به ما اسائهاي بكنند. ما اگر به راه بوديم و در راه ميرفتيم چه كسي اميرالمؤمنين(ع) را ميكشت؟ چه كسي امام حسين(ع) را ميكشت؟ چه كسي همين امام حيّ حاضر را كه هزار سال است از ديدهها غائب است مغلولاليدين (دست بسته) ميكرد؟
براي مؤمنان، تثبيت در دين و ايمان، ثبات قدم تا ظهور آن حضرت، از ظهور آن حضرت مهمتر است.
******
ما كه قدرت دفاع در برابر قدرتهاي بزرگ دنيا را ـ كه براي ما با هم همدست شدهاند ـ نداريم و نميتوانيم به صورت ظاهر با آنان بجنگيم. چرا دست از وظيفه خود برميداريم؟! وظيفة فعلي ما با اينهمه ابتلائات و آتشهايي كه براي نابودي شيعه در ايران، عراق، لبنان، پاكستان، افغانستان و ... فروخته شده دعا و توسل به حضرت حجت(عج) و توصية ديگران به دعاست.
حضرت آيت الله صافي گلپايگانی:
خود را براي انجام وظايف و تکاليف الهي آماده ميکنيم و به پيامبر بزرگ رحمت، حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله عرض ميکنيم: در اين دوره که وجود نازنين و شريف دوازدهمين فرزند برومند شما، امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در غيبت به سر ميبرند، همة ما ـ بويژه جوانان ـ با تمام وجود اعلام مينماييم که مانند يک سرباز فداکار و آماده، از احکام نوراني اسلام و معارف غني اهل بيت عليهم السلام حمايت نموده و وظيفهي خود ميدانيم امر به معروف و نهي از منکر را در ميان جامعهي خويش انجام داده و با بدعتها و مطالب انحرافي از دين برخورد داشته و اين افتخار را تا ظهور موفور السّرور آن وليّ دوران و قطب عالم امکان براي خود محفوظ بداريم.
******
با توجه به شبهه افكني هاي دشمنان اسلام، متوليان امر بايد تلاش مضاعفي براي نشر و گسترش فرهنگ انتظار داشته باشند. امروز مردم از ظلم، استبداد و استعمار خسته شده اند و بايد از اين موقعيت در راستاي افزايش معرفت نسبت به امام عصر (عج) به نحو احسن استفاده كرد. در اين برهه از زمان مردم آگاه منتظرند حركتي در دنيا ايجاد شود كه مقاصد انبياء الهي احيا گردد. عدم گرايش مردم به مكاتب و رژيم هاي منحرف، فلسفه انتظار و ظهور منجي را در دنيا رنگ و بوي خاصي بخشيده است و اين موضوع نه تنها در بين شيعه بلكه در بين اهل تسنن و حتي ديگر اديان نيز بروز كرده است.
******
منتظر واقعي صبور و بردبار است و موقعيت و مواضع اسلامي خود را در همه شرايط حفظ ميكند.
******
همه بايد براي سربلندي اسلام تلاش کنيم و در مسير عزت اسلام و مخصوصاً در مقابل کفار همدل و همگام باشيم.
حضرت آيت الله مکارم شیرازی:
جهانخواران ظلم و فساد را در جهان اشاعه داده و دنيا را مملو از بي عدالتي كرده اند كه اين امر بي شك ظهور منجي عالم بشريت را بشارت مي دهد.
******
به اعتقاد شيعه، عدالت واقعي و حقوق بشر تنها توسط امام زمان (عج) در جهان محقق خواهد شد و همه ما بايد خود را براي اين موضوع آماده نماييم. آنچه در لبنان، فلسطين، عراق و ساير كشورهاي اسلامي در جريان است نشان از اين واقعيت دارد كه عدالت به صورت كلي از جامعه بشري دور شده است. مثلا اسرائيل يك مملكت را ويران مي كند ولي صدايي از مجامع بين المللي در نمي آيد، آنچه در دنياي امروز در جريان است رفتار انساني نيست بلكه اين اقدامات بيشتر به «بربريت» و «گرگ صفتي» شباهت دارد و تنها راه نجات بشريت از ظلم و بي عدالتي، ظهور منجي عالم، امام زمان (عج) مي باشد.
******
دشمنان براي كمرنگ كردن فرهنگ مهدويت از طريق ماهواره و اينترنت شبهه افكني مي كنند، از طرفي هم ياران حضرت مهدي (عج) جوان مي باشند و دشمنان ما به خوبي اين مسئله را درك كرده و ياران امام زمان (عج) را نيز هدف تهاجم خود قرار داده اند و بايد نسل جوان در برابر تهاجم فرهنگي و اعتقادي دشمنان كاملا هوشيار باشند.
******
ايمان را بالاترين سلاح و معيار برتري در ميادين نبرد است؛ سلاح برتر را که ايمان است، دشمن ندارد در حالي که روحيه بالا و فداکاري حرف اول را در ميادين جنگ ميزند.کساني که به ظاهر دم از دموکراسي و حقوق بشر مي زنند، منطقشان اين است که هرکس قوي تر است به خواسته هايش خواهد رسيد.
******
امام زمان (عج) مانند آب زیر زمین بین دو لایه نفوذ پذیر و نفوذ ناپذیر است و نیز خورشید پشت ابر مایه حیات انسان ها است و کسانی می توانند از آب زلال و نور وجودی این حضرت استفاده کنند که زمین قلبشان شوره زار نبوده و توانایی استفاده از فیوضات نازل شده بر آن ها را داشته باشند.
******
آیا نباید تمام جهان در انتظار آن آب جاری و گوارایی باشند که روزی ظاهر شود و سرزمین جهان را از تشنه کامی درآورد، طالبان عدالت را به عدالت برساند، طرح نوینی در این جهان بیافکند و آن طرح نوین شایسته قامت انسانیت باشد؟ جهان امروز سزاوار نام انسانیت نیست و وحشی گری و گرگ صفتی است که نام حقوق بشر بر آن می گذارند.
******
بدانید که پیروزی بزرگ امام زمان (عج) و فتح سراسر زمین تنها به بوسیله 313 نفر از یاران حضرت محقق نمی شود بلکه به دست افراد صالح دیگری نیز انجام می شود و بکوشید با کسب تقوا و رضایت الاهی از زمره این افراد باشید.
******
این تهاجم گسترده فرهنگی و جنگ روانی دشمن نشان می دهد دانشجویان و جوانان کشور ما در سطح خوبی از ایمان قرار دارند و خود را برای ظهور آماده می کنند.
حضرت آيت الله نوري همدانی:
انتظار فرج تنها با گفتن اللهم عجل لوليک الفرج محقق نمي شود وانتظار حقيقي به معناي هموار کردن راه براي آمدن حضرت ولي عصر(عج) است. و امر به معروف و نهي از منکر از وظايف منتظران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.
******
حكومت حضرت مهدي (عج) جهاني و فراگير است و همه مردم جهان بايد خود را براي ظهور اين منجي عالم آماده نمايند، شيعيان جهان نبايد اجازه دهند دشمنان فرهنگ مهدويت را زير سؤال ببرند، روحانيون و مسئولان نيز با شناسايي فتنه هاي آخرالزمان، جوانان را از تهاجم فرهنگي دشمنان آگاه نمايند. دشمنان اسلام از طريق راه اندازي سايت هاي اينترنتي و ماهواره سعي دارند جوانان را از مسير اعتقادات خود منحرف نمايند.
******
ايجاد يك جمعيت متشكل و متحد در هدف، لازمه چيرگي بر ظلم است و شما نيز بايد با ايجاد وحدت و يكپارچگي، با بهره گيري از فرهنگ عاشورا بتوانيد با تمام قوا در برابر توطئههاي دشمنان بايستيد و پيشرفت ايران را به آنها بفهمانيد.
******
با وحدت و انسجام ميتوانيم قلل رفيع علم و دانش را فتح و پايههاي تمدن بزرگ و با عظمت اسلامي را مستحكم نماييم.
حضرت آيت الله امامي كاشانی:
ارتكاب گناه موجب فراموشي امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ميشود.
******
به خاطر عدم توجه به انتظار در اثر جهل، گناه و بي خبري فطرت و خواسته دروني انسان فراموش ميشود كه اين امر موجب كاهش اعتقادات ديني ميشود.
******
مدعي دروغيني از مردم براي ملاقات با خود دعوت كرده است تا با او در مسجد مقدس جمكران ديدار نمايند (اين در حالي است كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از كعبه ظهور ميكند) بعد از گسترش ادعاهاي مختلف مهدويت از سوي افرادي وابسته به لابيهاي صهيونيسم، وجود ادعاهايي اين چنيني براي ايجاد خدشه در باور مردم و ايجاد گسست در اعتقادات آنها تنوع زيادي پيدا كرده است و اكنون مدعيان دروغين با ايجاد سايتهاي اينترنتي به تبليغ دروغ هاي خود در اينترنت ميپردازد.
******
ایرانیان بر اساس آموزه های دینی معتقد به برقراری امنیت در همه کشورها و برای همه ادیان هستند و داعیه انتظار صلح و امنیت جهانی با ظهور منجی عالم بشریت ، امام عصر (عج) را دارند .
حضرت آيت الله استادی:
بايد حالت انتظار در جهان فراگير شود تا وعده الهي محقق گردد، بايد تلاش نماييم با عاشورا و انتظار خودسازي نماييم و زندگي خود را به گونه بسازيم كه در زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، از جمله ياران ايشان قرار گيريم. عاشورا و انتظار با يكديگر پيوند خوردهاند و اگر اهداف قيام امام حسين عليه السلام و آرمان هاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مورد توجه قرار گيرد، وعده الهي محقق خواهد شد كه وظيفه ما فراهم نمودن مقدمات آن وعده الهي است.
و در موضوع چند دقیقه در محضر اساتید دسته بندی شده است




حضرت آيت الله خامنه ای:

