»جان جهان | سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
»مهمان ویژه | پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲
»او غایب نیست | جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
»ازنوشکفت نرگس چشم انتظاری ام | شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲
»پای دل گیر است | جمعه ۶ دی ۱۳۹۲
»دوستی با تمام ویژگی های رفاقت | یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۲
»یک نماز امام زمانی | شنبه ۲ آذر ۱۳۹۲
»مدیا پلیر ویژه محرم | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲
»با نام و یادش... | شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲
»دعای افتتاح | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲
»حکایت ما حکایت حر است... | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲
»برنامه های اندروید | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲
»مدیاپلیر مهدوی | دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
»نوای پیشواز مهـــدوی | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲

طنز نوشت:
طبق پیشگویی قوم مایاها، قرار بود دنیا،دیروز مورخ ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲به پایان برسد.
امروز ۲۲ دسامبر است و سوال اینجاست؛ که آی قبیله ی مایاها! پیشگوییتان دروغ از آب درآمد و یا اینکه این روح من است با شما سخن می گوید؟!!
دلنوشت:
گفتند: دنیا به پایان می رسد!!!!!!!!!!!!!!!!
چه باک؛ آنقدر یلداهای سرد بدون خورشید شمردیم که هیچ خبری، هیچ اتفاقی اینچنین ، نگرانمان نمی کند.
و چه پیشگویی مزحکی ! وقتی که ما به وعده ی خدا ایمان داریم؛ دنیا تمام نمی شود تا تو نیایی...
حتم داریم می آیی و زمین پیش از پایان عمرش، به طعم خوش حضور تو شیرین خواهد شد.
دیروز دنبال مطلبی خوب راجع به پیش بینی پایان دنیامی گشتم تا یوم الفرج رو بروز کنم..
از قضا عصر جمعه ، موضوع این هفته ی برنامه ی تلویزیونی عطر عاشقی ، همین بود...وقت رو غنیمت شمردم و مباحث کارشناسی (حجت الاسلام درانی) رو یادداشت و براتون درج کردم.
حجت الاسلام درانی:
دشمن از حربه های مختلفی برای ناامید کردن بشریت استفاده می کند. یکی از این حربه ها؛ مطرح کردن پیشگویی پایان دنیا بود.
و چقدر خوب شد این اتفاق افتاد و برای همگان ثابت شد تا زمانی که وجود مبارک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه ظهور نکند، دنیا به پایان نخواهد رسید. از طرفی بعد از ظهور حضرت، دنیا تازه آباد می شود.
دشمن می خواهد معتقدان مهدویت را تضعیف کندو دلیلش در اعتقاد مشترک ادیان برا ی موعود است ولو با نام های دیگر. مسلمانان، یهودیان، مسیحیت، و...حتی ادیان غیر توحیدی نیز بر این باورند.
اما هدف دشمن: آیا گروهی که اقدام به این کار می کنند بدنبال منفعت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امثال آن هستند یا اینکه چیز ریشه ای تر را هدف قرار داده اند؟
در واقع بعد از این شایعه جدا از افزایش درصد هجوم افراد به کالیفرنیا (به خیال اینکه این منطقه محفوظ تر از جاهای دیگر دنیا است) و کسب منفعت اقتصادی؛ می توان گفت اهداف دیگری را هم دنبال می کنند مثلا مطرح نمودن نظام های متفاوت به عنوان نجات بخش امروزه ی غرب.
و آنقدر در دل افراد بخصوص اندیشمندان نفوذ کردند طوری که این افراد به خودشون اجازه و جرئت نمی دهند که نسبت به چنین مسائلی انتقاد کنند.
و این نشان دهنده ی این است که دشمن می خواهد یک جهالت نوین را به مردم تحمیل کند و حتی افراد تحصیل کرده و روشن فکر هم متاثر از این افکار شوند.
وارائه این مسائل و یا طراحی نمادهایی که صهیونیسم رویشان کار می کند، هدف سرگرم کردن ماست تا با خیال آسوده جنایاتشان را ادامه دهند.
اصلا اگر این پیشگوییتان درست است و دیروز را پایان دنیا می دانستید پس چرا همچنان شهرک سازی هایتان در سرزمین های اشغالی ادامه دارد؟!
و یا چرا آزمایش های مختلف هسته ای انجام می دهند و چرا نشست های مختلف جهانی شکل می گیرد؟
البته با این بیداری که در جهان برپا شده، بعید می دانم دیگر این حربه ها کاری باشد.
اما چرا باز عده ای قبول می کنند؟ خلاصه در روی زمین عده ای آگاه هستند و این موضوعات برایشان مزحک هست.عده ای هم پیرو و یک قشر هم سرگردان و به عبارت دیگر قشر خاکستری.
وقتی دشمن روی چنین مسائلی کار می کند، اصلیت موضوع را خراب کرده و سپس صورت دیگری از آن را در ذهن ما تداعی می کند؛ آنوقت همین موتور متحرک، تبدیل به یک داروی خطرناک و خواب آور برای جامعه ی منتظر می شود.
و چون دشمن نتوانست عقیده ی مهدویت را از مردم بگیرد، سعی می کند آن را در ذهن مردم خراب کندو مقوله ی انتظار مهدوی را که آثار و پیامدهای مثبتی دارد به یک انتظار تلخ و منفی در ذهن بشر تبدیل می کند.
پی نوشت:مباحث کارشناسی حجت الاسلام درانی در برنامه تلویزیونی عطر عاشقی شبکه تهران
اینبار پرندگان خشمگین به مساجد حمله می کنند
مساجدی که ساکنانش به چهره های خوک تشبیه شده است!
یادش بخیر!
کوچک که بودیم واسه بازی منچ بود و ماروپله و یقل دو قل وخیلی چیزای دیگر...
حتی پدرها و مادرها هم علی رغم مشغله ی کاری ، همبازی ما بودند و در روز، ساعت ها وقتشان را برای سرگرم کردنمان صرف می کردند تا دور هم بازی های دست جمعی کرده باشم.
اما حالا با پیشرفت تکنولوژی و تولید انواع و اقسام بازی های رایانه ای، بچه ها در دنیای بازیشان تنها شدند. و گاها والدین برای رهایی از گریه و لجبازی های کودکشان، همه ی محبت را با دادن هزینه ی خرید این سی دی ها خلاصه می کنند و دل کودکشان را شاد؛ و دریغ از کوچکترین نظارتی بر نوع بازی ها!!
غافل از اینکه چه خطرات روحی جبران ناپذیری (دیدن تصاویر اشخاص برهنه، خشونت و خونریزی ، و به تازگی حمله به اماکن مقدسه) در کمین کودک دلبندشان است....
متن زیر را بخوانید تا اینبار از عوامل پشت پرده ی بازی (پرندگان خشمگین )رونمایی شود.
پس از ورود نسل تلفن های همراه آیفون، بازی انگری بردز و یا پرندگان خشمگین، در سال ۲۰۰۹ توسط شركت رویو تولید و توسط شركت چیلینگو به بازار عرضه شد كه در اواخر سال ۲۰۱۰ ،شركت رویوی خود به صورت مستقل تولید و توزیع بازی را بر عهده گرفته است.
این بازی پس از مدت اندكی توانست كه در میان كاربران موبایل محبوبیت فوق العادی ای كسب كند و پس از آن نسخه آنلاین این بازی و نسخه مخصوص كامپیوترهای خانگی نیز وارد بازار شد. و امروز كمتر گیمری است كه با این بازی ساده و جذاب ناآشنا باشد.
انگری بردز چیست؟
داستان بازی در نوع خود بسیار جالب است شما در نقش پرندگانی ظاهر میشوید كه تخم مرغهای شما توسط چند خوك بدطینیت دزدیده شده و شما نیز با تمامی بستگان خود كه شامل انواع پرنده میشود برای آزاد كردن تخم مرغهای خود و از بین بردن این حیوانات بد جنس به آنها حمله میكنید. هر چقدر كه شما بتوانید با تعداد كمتری پرتاب ،خوكها را از بین ببرید دارای امتیاز بالاتر و در نتیجه ستاره های بیشتری خواهید بود كه به ارتقاء امتیاز و رتبه شما در بین دوستان خود كمك فراوانی خواهد كرد. برای این كار ،شما باید با استفاده از منجنیق ،پرندگان خود را به سوی ساختمانهای نامتعادل خوك ها پرتاب كنید تا بتوانید تخم مرغهای دزدیده شده خود را پس بگیرید.
محوبیت این بازی به حدی است كه میكائیل هد رئیس اجرایی شركت سازنده این بازی در گفتگو با مجله سرگرمی ورایتی گفت كه این شركت و چندین شركت هالیوودی در حال مذاكره هستند تا این بازی به یك داستان سینمایی بدل شود و البته تریلر شبیه سازی شده سینمایی آن كه خود شركت فنلاندی آنرا تولید كرده است در یوتیوب بیش از ۵ میلیون بازدید داشته است.
این پایان اپیدمی پرندگان خشمگین نیست و خبر نخستین پارك بازی كودكان، الهام گرفته از بازی پرطرفدار "انگری بردز”( Angry Birds) در فنلاند، نشان دهنده محوبیت روزافزون این پرندگان بد اخلاق است!
آغاز بهره برداری ها
در ایران نیز یكی از محبوب ترین بازی های موجود پرتاب همین پرندگان خشمگین است! و بسیاری از جوانان و نوجوانان ترجیح میدهند كه اوقات خود را با این بازی ساده و در عین حال جذاب سپری كنند.حال كه این بازی توانسته است محبوبیتی جهانی كسب كند، و بسیاری از مردم دنیا به نوعی به این بازی وابسته شده اند، زمان بهره برداری نیز فرارسیده است و سازندگان آن میتوانند از اهداف پنهان خود رونمایی كنند.
در نسخه پیشین این بازی (Angry Birds Space) در یكی از مراحل آن، شما مجبور بودید به موانعی حمله كنید كه شباهت بسیار زیادی به نقشه ی کشور ایران داشت. و پیروزی شما در گرو حمله به این نماد ها بود.
اما این پایان خصومت سازندگان این بازی نبود و این بار و در نسخه جدید این بازی (Rovio mobile ltd ver: 2.2.0) شما موظف به تخریب موانعی هستید كه شباهت خاصی به مساجد و اماكن مذهبی مسلمانان دارند. برای رسیدن به اهداف بازی باید بارها و بارها مسجدی را خراب كنید و همچنین خوك هایی كه داخل مسجد ساكن هستند را باید از بین ببرید!

بهره برداری های سیاسی و نژاد پرستانه از بازی های رایانه ای و محصولات سرگرم كننده حربه جدیدی نیست و همواره این روش در راستای تهاجم فرهنگی به باور های مسلمانان و به ویژه ایرانیان مورد استفاده بوده است.
اما نكته مهم این است كه آیا جوانان ایرانی و یا مسلمانان دیگر كشور ها كه تا پیش از این، از انجام این بازی لذت می برده اند حاضر هستند كه این بازی را تحریم كنند و یا اینكه به تخریب مساجد ادامه خواهند داد؟!؟
پی نوشت:نوشته های خودم و سایت خبری جام نیوز
بیانات مقام معظم رهبری، امام خامنه ای:
برادران و خواهران عزيز! ملت عزيز ايران! انتخابات مصونيتبخش به كشور است. آن چيزى كه هيبت اين ملت را حفظ ميكند، قدرت معنوى او را به رخ دشمنان ميكشاند و آنها را از تعرض منع ميكند و ميترساند، حضور مردمى است؛ كه يكى از مظاهرش همين انتخابات است.
هرچه صندوقهاى رأى شلوغتر باشد، گسترش شركت مردم بيشتر باشد، اعتبار كشور بالا خواهد رفت، مصونيت كشور بيشتر خواهد شد. مشاركت مردم ميتواند آيندهى كشور را تأمين و تضمين كند. يك مجلس صالح و سالم و قوى ميتواند بر عملكرد همهى دستگاههاى كشور اثر بگذارد؛ بر عملكرد دولت، بر عملكرد قوهى قضائيه، حتّى بر عملكرد نيروهاى مسلح ميتواند اثر بگذارد. مجلس قوى، مجلس صالح، مجلس سالم، يك چنين وضعى دارد. خب، اين مجلس را كى ميتواند تشكيل بدهد، جز مردم؟ دشمن اين را نميخواهد.
الان دو سه ماه است بوقهاى تبليغاتى دشمن دارند تلاش ميكنند كه مردم را نااميد و مأيوس كنند تا در انتخابات شركت نكنند؛ بعضى هم در داخل بدون اينكه بفهمند چه كار دارند ميكنند، متأسفانه با آنها همصدا ميشوند! آنها مغرضند، اينها غافلند.
این سى و دو سه انتخاباتى كه از اول انقلاب تا امروز داشتيم، خوشبختانه همهى اينها سالم بوده. البته در همهى اينها كسانى معترض بودهاند، اعتراضها رسيدگى هم شده، احياناً تخلفات بوده است، اما هرگز عدم سلامت در انتخابات وجود نداشته است. بعد از اين هم بايد همين جور باشد.
مسئولان از توطئهى دشمن در كار انتخابات غافل نشوند. آن كسانى هم كه در انتخابات رأى نمىآورند، مواظب باشند آن كلاهى كه بر سر رأىنياوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود؛ فريب نخورند. همهى نامزدهاى انتخابات و همهى هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئهى احتمالى دشمن مسئول امنيت بدانند. انتخابات را متهم نكنند؛ كسى آب به آسياب دشمن نريزد؛ در تبليغات، القاء فضاى اختلاف و نااميدى نشود، تا انشاءاللَّه انتخابات خوبى داشته باشيم.(۱)
وظیفه ی ما در مقابل فتنه های آخرالزمان چیست؟
فی الجمله جوابش معلوم شد كه تا آن اندازه كه اختیار و قدرت اطاعت خدا و قدرت مخالفت با شیطان داریم، مسئولیت داریم و نباید با امر خدا مخالفت كنیم.
پس كسی نمی تواند بگوید: «بزرگان ما گفته اند: در آخرالزمان فتنه هایی واقع می شود، پس ما دیگر تكلیفی نداریم.» زیرا این حوادث به دست خود، انسان ها و با اختیار خود آنها واقع می شوند. اگر گفته اند: در آخرالزمان بعضی از انسانها خیلی بی حیا می شوند. معنایش این نیست كه عده ای بی حیایی كنند و بگویند: آخرالزمان است باید بی حیا شد! این پیش گویی یك امر تكوینی است و تكلیف از آنها سلب نمی كند..
البته در یك چنین فضایی عمل كردن، به وظیفه خیلی سخت می شود.وقتی تكلیف سخت تر شد، به همان اندازه ارزش و ثوابش هم بیشتر می شود وقتی امتحان سخت می شود، از طرفی قبول شدن در آن از امتیاز بالایی برخوردار است و از طرفی دیگر مردودشدن در آن موجب سقوط بیشتری می شود. این ویژگی امتحان است.
در واقع معنای این كه در آخرالزمان فتنه ها زیاد می شود، این است كه ظرفیت انسان ها وسعت پیدا كرده است؛ یعنی انسان ها این قابلیت را پیدا كرده اند كه از آنها امتحان های سخت گرفته شود، تا به قبولی در این امتحان سخت، خیلی اوج بگیرند و طبعا اگر هم سقوط كردند، خیلی سقوط می كنند.
وقتی كسی كه می خواهد امتحان دیپلم بدهد، را با شاگرد كلاس اول مقایسه كنیم. امتحان او خیلی سخت تر خواهدبود؛ ولی این نشانه رشد فراوان اوست كه می تواند در این امتحان شركت كند. این هم یك روی سكه است. در دوره های قبل ظرفیت چنین امتحان های سختی وجود نداشته است؛ لذا در این دوران است كه یك طفل سیزده ساله، ره صد ساله را طی می كند.
پس وجود فتنه های سخت در آخرالزمان، پیش بینی آنها، و مقدربودن آنها، معنایش این نیست كه ما مجبوریم و باید هرآنچه كه اتفاق می افتد را بپذیریم.
ملتی بی نظیر
در آستانه پیروزی انقلاب، یك حركت ملی در كل كشور پدید آمد و به بركت راهنمایی های امام راحل- رضوان الله علیه- مردم تكلیف شان را فهمیدند و این امتحان را خوب گذراندند. در طول تاریخ كم می توان پیدا كرد كه یك امتحان دسته جمعی به این خوبی برگزار شده باشد.
وقتی انسان به میدان جنگ و جهاد می رود یك بار می تواند شهید شود و طبعا برای او ثواب خواهدبود. ولی انسان می تواند در اثر انجام وظیفه در امتحان های سخت، هر روز صدبار ثواب شهیدببرد. صبح در یك ساعت، با انجام یك تكلیف سخت، یكبار ثواب شهادت نصیبش می شود؛ درساعتی دیگر جریان دیگری پیش می آید، باز باید خون دل بخورد، از خودش مایه بگذارد، صبر كند، مشكلات را تحمل كند. از منافعی صرف نظر كند، و این گونه ثواب صدشهید را ببرد.(۲)
پی نوشت:(۱)خطبه ی مقام معظم رهبری/(۲)تخلیصی از سخنان آیت الله محمدتقی مصباح یزدی/کیهان
خطر انحراف اعتقادی در کشور جدی است
حجت الاسلام سید علی رضا تراشیون، مدیر کل فرق و مذاهب حوزه علمیه قم با جدی توصیف کردن خطر انحراف اعتقادی در کشور، گفت: بهائیت توسط علی محمد باب که خود را رکن رابع و واسطه فیض ازلی معرفی کرد، شکل گرفت.

بهائیت معتقد است که پس از خدا، پیامبر و امام معصوم، چون ارتباط با امام زمان(عج) به طور مستقیم ممکن نیست، باید انسان کاملی برای ارتباط با امام زمان وجود داشته باشد و علی محمد باب همین رکن رابع بوده است.
این کارشناس فرق و مذاهب با اشاره به تلاش سربازان گمنام امام زمان(عج) برای متلاشی کردن شبکه ترویج بهایئت در کشور، اعلام کرد: فرقه بهائیت در ایران فعالیت مخفی دارد و عمدتاً از روش تبلیغی چهره به چهره استفاده می کند.
وی، سیاست اصلی بهائیت را ترویج مبانی انحرافی بهائیت بین نوجوانان و جوانان و محله های فقیرنشین دانست و گفت: عمده فعالیت فرقه بهائیت به صورت چراغ خاموش و محفلی است.
این استاد حوزه در ادامه به بررسی فرقه شیطان پرستی پیشینه و زمینه های فعالیت این فرقه ضاله پرداخت و گفت: شیطانپرستی حرکتی است که از ۱۹۶۰ توسط آنتوان لاوی، عکاس سازمان جاسوسی آمریکا آغاز شده است.
حجت الاسلام تراشیون از فعالیت ۱۵۰ فرقه شیطان پرستی در دنیا خبر داد و گفت: فرقه های شیطان پرستی در اصول بی خدایی، خود پرستی، وابسته به چپ به عنوان جریان مقابل راه راست، استفاده عمیق از لذت جنسی و جسمی در بالاترین حد، گناه برای جلب نظر شیطان، قتل و تجاوز جنسی مشترک هستند.
وی اذعان داشت: فرقه های شیطان پرستی در مرحله نخست با نمادسازی از طریق نوع پوشش و زیور آلات مورد استفاده در پی عادیسازی نمادها و بعدها ترویج محتوای اندیشه های انحرافی هستند.
این کارشناس فرق و مذاهب اضافه کرد: ستاره پنج پر یا پنتاگرام، ستاره شش پر، عدد ۶۶۶، صلیب وارونه، صلیب شکسته، تبر وارونه، مدهای موی آشفته برخی از نمادهای فرقه های شیطان پرستی هستند که در کشور ما هم دیده می شوند.
این استاد حوزه با بیان اینکه بسیاری از جریانات انحرافی در کشور در دوران اصلاحات کلید خورد، اظهار کرد: در دولت قبل وزارت ارشاد۶۰۰ کتاب شیطان پرستی مجوز نشر داده شد.
حجت الاسلام تراشیون در آخرین بخش از سخنان خود به فعالیت کلیساهای خانگی در کشور اشاره کرد و گفت: مسیحیان تبشیری که تبلیغ مسیحیت را دنبال می کنند به لحاظ منع قانونی تبلیغ در قانون اساسی، به ترویج کلیساهای خانگی روی آورده اند.
وی، علت اصلی جذب افراد به کلیساهای خانگی را ضعف بنیه اعتقادی خواند و خاطرنشان کرد: تعداد کسانی که در کلیساهای خانگی مسیحی می شوند زیاد نیست اما برای یک فعال فرهنگی، انحراف اعتقاد یک نفر در جامعه اسلامی بسیار سنگین است.
این استاد حوزه با اشاره به سخن مقام معظم رهبری مبنی بر تبدیل بقاع متبرکه به قطب های فرهنگی، تصریح کرد: ملاک موفقیت سنجی فعالان فرنگی بقاع متبرکه باید تعداد جذب جوانان و اجرای برنامه های اعتقادی باشد.
وی، توجه بیشتر فعالان فرهنگی بقاع متبرکه به جنبه نرم افزاری و قدرت تولید معنویت و فرهنگ بقاع متبرکه را خواستار شد و گفت: چهره های شاخص فرهنگی، علمای دین و نرم افزار به کارگرفته شده برای تبلیغ دین و فرهنگ در بقاع متبرکه می توانند مردم را دیندار و دیندارتر کنند.
حجت الاسلام تراشیون همچنین نسبت به خطر رواج استفاده از برنامه های ماهواره ای هشدار داد و گفت: در سال ۸۹ و پس از جریان فتنه، در ظرف کمتر از ۹ ماه، ۱۳ شبکه ماهواره ای فارسی زبان برای هجوم به اعتقادات و فرهنگ مردم ایران راه اندازی شده است.
این کارشناس فرق و مذاهب با بیان اینکه برنامههای ماهوارهای، زنان جامعه را هدف گرفته اند، گفت: از بین شبکه های ماهواره ای قابل دریافت در ایران، ۳۸۰ شبکه پخش کننده موسیقی مبتذل، ۲۷۳ شبکه پخش کننده فیلم های غیر اخلاقی، ۷۴ شبکه تبلیغ کننده محصولات آرایشی و بهداشتی، و ۲۷۳ شبکه تبلیغ کننده ادیان ساختگی شناسایی شده اند.
حجت الاسلام تراشیون، هویت را یکی از نیازهای اساسی جوانان و نوجوانان برشمرد و گفت: اگر این هویت را فعالان فرهنگی و دینی کشور برای جوانان تامین نکنند فرقه های انحرافی به آنان عرضه می کنند.
:.استاد اسماعیل شفیعی سروستانی.:
بهایی پژوهی و اثبات بی بها بودن بهاییت در محضر عقل و فکر
دو حرکت موازی یعنی تلاش برای تربیت کودکان و جریانسازی اجتماعی از طریق رسانهها حکایت از آن میکند که فرقة ضالّه برای دو مقطع دراز مدّت و کوتاه مدّت برنامهریزی کرده است. سازمان مدیریت جهانی فرقه یا همان «بیت العدل اعظم» که در اسرائیل مستقر است، از پیروان خود خواسته تا آنان با تأسیس سایتها و وبلاگها ضمن ارائه مطالب متنوّع در توصیف بهائیت به نقد و تحلیل اشخاص حقیقی و حقوقی مسلمان مستقر در جمهوری اسلامی کنند.
مطالعه در اوضاع و احوال عموم جریانهای اجتماعی، سیاسی، بنیادهای تربیتی و حتّی مکاتب آموزشی نشان میدهد که جملگی آنان، آنگاه که برای تربیت نیرو و جریانسازی دراز مدّت و تحوّل ژرف عزم را جزم میکردند به سراغ گروه سنّی «کودک و نوجوان» میرفتند، امّا آن زمان که بنا را بر مسئله سازی و بحران آفرینی میگذارنند، راه میانه را رفته و یک راست به سراغ جوانان میروند. حکمت این کار معلوم است. شور و خلجان جوانی، استعداد جریانسازی فعال و پر رنگ را در هر صورت و وجهی فراهم میآورد، ضمن آنکه بلند پروازی نفس آدمی در این مقطع به گونهای است که وقتی مقصد و مطلوبی را فراروی خود شناسید، در انتظار نمینشیند. خود اقدام میکند، حتّی با کمترین امکان آنها به سان مردان و زنان میانسال کمتر به محافظهکاری مبتلایند و از دیگر سو فاقد تجربه تا به مدد آن بتوانند قبل از شور برداشتن دربارة موضوعات تفکر و تأمل کنند. ضمن آنکه به دلیل آنچه اشاره کردم، زمین زیر پایشان سست است. از این رو، امکان گذر از جان و مال برایشان سهل و ساده. به برنامهها و عملکرد گروهکها بنگرید. عموم گروهکهای جریانساز و بحرانآفرین به سراغ دختران و پسران جوان میروند. نیرویی بالقوّه که چون سیل، وقتی که سرازیر شود، همه چیز را در فراروی خود در هم میکوبد و پیش میرود.
در گذشته، تودهایها از کودکان و نوجوانان شروع میکردند. زمینه و زیرساخت اوّلیة انقلاب اسلامی هم توسط بسیاری از علما و روحانیون حوزههای علمیه وقتی مشکل گرفت که هزاران کودک و نوجوان را به انحاء مختلف زیر پر و بال گرفتند. دهة سی و چهل شمسی و مؤسسات تبلیغی مذهبی این دو دهه شاهد خوبی است، برای مدّعای این حقیر.
گروههای اپوزیسیون، اعم از مهاجمان فرهنگی، فمنیستها، سلطنت طلب ها و سایران، در دهة اوّل از انقلاب اسلامی، وقتی که زمینههای حرکت براندازانه را فراهم میکردند، در گام نخست به سراغ جوانان رفتند. آنها حوصله و صبوری برای کار بلند مدّت نداشتند. نتیجة سریع میخواستند از این رو، با هر لطایف الحیل از جوانان، اعم از دختر و پسر، مسئله ساختند. رسانههای فراوان مددرسان غربی و استکباری، جریانهای روشنفکر سکولار و سایران، آتش بر خرمن جوانان زدند و در تلاشی پیوسته، ابتدا به جعل مسئله در ذهنها و زبانها مشغول شدند و سپس جوانان مسئلهدار شده را فرا خواندند تا با تشکلهای مختلف سیاسی اجتماعی از تشکلها برای ضربه زدن به کیان انقلاب اسلامی استفاده کنند.
توجّه کنید، در آوریل ۱۹۷۹ یعنی بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی، بخش فارسی رادیو صدای آمریکا ابتدا با انگیزة جهتدهی و پس از آن با هدف مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش کشیدن آن تأسیس میشود. در همان ماههای اوّل یعنی، ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹، بهائیان وارد این معرکه شده و اجرای برنامههای صدای آمریکا را عهدهدار شدند.
بقیه متن فوق را در ادامه مطلب بخوانید

سوالات مطرح شده:
1-آیا بهائیت ضاله و منحرف است؟
2-آیا بهائیان نجس هستند؟
3-آیا بهائیان اجازه تبلیغ فرقه خود را در کشور از نظر شرعی دارند؟
پاسخ ها:
مقام معظم رهبری حضرت ایت الله عظما سید علی خامنه ای(دامت برکاته)
بطور کلى از هرگونه معاشرت با این فرقه ضالّه و مضلّه اجتناب کنید.
1-بله کاملا منحرف هستند
2-بله نجس هستند
3-چون موجب انحراف و گمراهی مردم می شوند اجازه تبلیغ ندارند
حضرت آیت الله نوری همدانی
1-بله - فرقه ای ضاله است و بسیار منحرف
2-از سگ هم نجس تر هستند و فرقه ای من در آوردی است
3-تبلیغ فرقه آنها حرام است ، چون گرایش به کفر دارند و سبب مرتد شدن انسان ها می شوند
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
1-بله – بهائیان کافر حساب می شوند
2-بهائیان کافر و مرتد هستند و نجس
3-از نظر شرعی تبلیغ این فرقه ضاله حرام است چون بهائیان نجس و کافر هستند
حضرت آیت الله وحید خراسانی
1-بله
2-نجس هستند چون کافرند
3-اجازه تبلیغ فرقه منحرف و ضاله خود را ندارند
نظر حضرت حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان پیرامون فرقه ضاله بهائیت:اولاً: این فرقه را دشمنان استعمارگر برای مقابله با اسلام اصیل، طراحی نمودهاند که باید ازگرایش به آن فرقه اجتناب نمود که سرانجامی جز ضلالت و گمراهی ندارد. بعضی از مذاهب ساختگی که در قرون اخیر پیدا شدهاند برای رسیدن به اهداف شوم خود، لازم دیدهاند که قبل از هر چیز پایه خاتمیت پیامبر اسلام(ص) را به گمان خویش متزلزل سازند، لذا بعضی از آیات قرآن را که هیچ دلالتی بر هدف آنها ندارد را به کمک تفسیر به رأی(برداشت شخصی) و سفسطه بر مقصود خود منطبق ساختهاند که یکی از آنها آیه 35 سوره اعراف است. آنها بدون اینکه قبل و بعد این آیات را در نظر بگیرند، میگویند: این آیه با توجه به جمله « یا بَنِی آدَمَ إِمَّا یأْتِینَّکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یقُصُّونَ عَلَیکُمْ آیاتِی؛ اى فرزندان آدم، چون پیامبرانى از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [ به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید[ » که فعل مضارع دارد دلیل بر این است که امکان دارد پس از پیامبر اسلام، پیامبران دیگری مبعوث شوند. ولی اگر کمی به عقب برگردیم و آیات گذشته را که از آفرینش آدم و سکونت او در بهشت و سپس رانده شدن او و همسرش از بهشت سخن میگوید ملاحظه کنیم روشن می شود که مخاطب در این آیات مسلمانان نیستند بلکه مجموع جامعه انسانی و تمام فرزندان آدمند، زیرا شک نیست که برای مجموعه فرزندان آدم رسولان زیادی آمده اند. منتها این عده از دین سازان برای اغفال مردم، آیات گذشته را به دست فراموشی میسپارند و مخاطب در این آیه را خصوص مسلمانان میگیرند و از آن نتیجهگیری میکنند که احتمالا رسولان دیگری در کار است. در این گونه سفسطهها جملهای از یک آیه را از بقیه جدا میکنند و قبل و بعد آن را نادیده میگیرند و بر مفهومی که تمایل دارند تطبیق میدهند.
ثانیاً: پیروان فرقه بهائیت از آن جهت که دارای افکار و عقایدی کاملا باطل و ضد حقیقت و خلاف شریعت ناب محمّدی(ص) هستند، از نظر علما و فقهای اسلام، نجس هستند و هر گونه ارتباط با آنها نیز جایز نمیباشد و شرعا نباید با آنها معاشرت داشت.
ثالثاً: لازم است به بخشی از عقاید بهائیت توجه کنید تا خود قضاوت نمایید که آنها چگونه راه خذلان و جهنم را در پیش گرفتهاند و عدّهای را نیز فریب داده و با خود همراه ساختهاند:
رهبر فرقه بهائیت شخصی به نام «حسینعلی نوری» است که خود را پیامبر(ص) میداند و ادعای نبوّت کرده است، ازدواج محارم مانند ازدواج با خواهر را جایز میداند و حتی به مردان اجازه می دهد همسران خود را در اختیار دیگران قرار دهند. بهشت و جهنم را قبول ندارند، نبوّت پیامبر اکرم(ص) را انکار میکنند، خود را صاحب شریعت میپندارند، خود را در زمره پیامبران بلکه برتر و بالاتر میپندارند، شریعت و کتاب ساختگی خود را که مملوّ از مطالب بیاساس و مزخرفات است را ناسخ شریعت و کتب آسمانی قلمداد نمودهاند. «حسینعلی نوری» که رهبر بهائیت است پا را فراتر گذاشته و ادعای الوهیت (خدایی) نیز نموده است.
پی نوشت:بررسی و نقد بهاییت
مهدویت و آینده جهان در بیانات آیت الله جوادی آملی
آینده جهان بر محور نظم و مدار عدل
آیا جهان به سوی هرج و مرج پیش می رود یا به سمت نظم، هرج و مرج و فوضی قابل پیش بینی نیست زیرا چیزی كه اصلا چهارچوبی ندارد موضوع بحث قرار نمی گیرد. نظم یا بر محور حق و مدار عدل است و یا بر گردونه ظلم و قهر مانند استبداد، استثمار، استعمار، استعباد، استحمار و مانند آن كه هیچ كدام از این نظام های سلطه برای آگاهان از ساختار خلقت قابل قبول نخواهد بود، چون جهانی كه با حق شروع شد، با حق ختم می شود. نظم بر مدار حق و محور عدل كه مورد پذیرش و امیدواری بسیاری از صاحب نظران است مصادیق فراوانی دارد كه برخی از آن ها ظلمی است به لباس عدل و باطلی است به اسم حق، زیرا این گونه از واژه ها از لحاظ مفهوم هم معلوم اند و هم مطلوب، ولی از نظر حقیقت عینی هم مجهول اند و هم مهروب و مبغوض. نظام الحادی ماركسیسم جامعه را به سوی مرام باطل و ستمكده خود به زعم حق مداری و به گمان عدل محوری فرا خواند و فرو ماند، زیرا آینده، میوة درخت گذشته است . كسی كه آغاز خلقت انسان را مادی محض می پندازد انجام آن را نیز خود تشخیص می دهد چون چنین فردی نه به "هو الاول"معتقد است و نه به "هوالاخر". آینده جهان بامنجی عدل مدار الهی زنده و منظم می گردد
خلقت از منظر موحدان
از منظر موحدان الهی، ساختار خلقت جهان، انسان و پیوند این دو عنصر محوری بر حق است و باطل در هیچ ضلعی از اضلاح سه گانه این مثلث میمون راه ندارد، آیات فراوانی در قرآن حكیم بر این مطلب دلالت دارد كه نظام هستی حق محور است و باطل چونان كف روی آب است كه دیرپا نخواهد بود. كسی این حق مداری را تفسیر می كند كه آن را هندسه خلقت عالم و آدم قرار داد و كسی از این حق محوری حمایت می نماید كه آن را مصالح ساختمانی نظام كیهانی قرار داد و كسی این حق مداری را اجرا می نماید كه آن را ضامن اجرای پاداش پرهیزكاری و كیفر تبهكاری دانست. خدای سبحان كه از این مجموعه نگهداری می نماید در متن پیام نهایی خود جهان را با منجی عدل مدار خویش زنده می كند و آن را به وجود مبارك انسان كامل معصوم حضرت خاتم الاوصیاء والاولیاء مهدی موجود موعود(عج)برنامه ریزی كرد.
انتظار عدل جهانی و منجی موعود
كسی كه آینده را حق مدار و عدل محور می داند، لیكن حق مداری را در نظام دموكراسی محض و مردم سالاری صرف می داند بر فرض كه تمام یافته های آنان حق و تمام بافته های آن ها عدل باشد جریان مهدویت شخصی یا نوعی اصلا دربارة آنان مطرح نیست، زیرا منجی جامعه عقل جمعی است نه شخص تا گفته شود آن شخص، معین و موعود عینی است یا نوعی (مگر آنكه مهدویت نوعی طرزی تفسیر شود كه حكومت جمعی را هم شامل شود)، زیرا حكومت مردم بر مردم از سنخ حكومت مهدوی نیست، پس صرف انتظار عدل جهانی مستلزم پذیرش مهدی موعود هر چند موعود نوعی آن باشد نیست.
آینده حق محور و عدل مدار در گرو حكومت مهدی(عج)
كسی كه آینده را حق محور می داند و حق مداری را در نظام حكومت فرد ارزیابی می كند و اساس حكومت فردی وی را قانون الهی می داند كه با آفرینش هماهنگ است نه رأی شخصی، چنین معتقدی می تواند وجود مبارك مهدی موعود را فی الجمله بپذیرد هر چند در شخصی یا نوعی بودن آن باید تأمل نماید. اختلاف در منهج حكومت فردی و جمعی با گفت و گوی تمدن ها ارزیابی می شود. اختلاف در مهدویت شخصی و نوعی با گفتمان متعهدان به مكتب الهی و باور كنندگان پیام های طمأنینه بخش رهبران دینی مطرح می گردد. به هر تقدیر ارائه آرای متضارب در هر دو فلات ثمربخش است.
نقش عقل و نقل در اثبات مهدویت شخصی
اثبات مهدویت شخصی با عقل صرف میسور نیست، زیرا حكمت و كلام، خطوط كلی رهبری، اوصاف، شرایط و برنامه های آن را تبیین می نمایند و عهده دار اثبات سمت خاص برای شخص مخصوص نیستند چنانچه فقه نیز راجع به تعییین مرجع تقلید چنین است كه ضرورت اصل مرجع از یك سو و شرایط و اوصاف و ویژگی او از سوی دیگر كاملا در فقه ارائه می شود. اما مرجعیت فلان شخص را پژوهشگری خبرگان اولا و مراجعه تودة مردم به آنان ثانیا تعیین می كند.
پی نوشت:ماهنامه فرهنگی اجتماعی(آشنا)-شماره۱۷۳
پدیده «یهودیان مخفی» (انوسیها) و نقش ایشان در پیدایش و گسترش بابیگری و بهاییگری عامل مهمی در تحولات معاصر ایران است و باید به دور از هرگونه افراط و تفریط، مورد شناسایی مستند و علمی قرار گیرد. طبق بررسی نگارنده، گسترش سریع بابیگری و بهاییگری و به ویژه نفوذ منسجم و عمیق ایشان در ساختار حکومتی قاجار، از دوران مظفرالدین شاه، بدون شناخت این پیوند غیرقابل توضیح است.
در بررسی تاریخ پیدایش و گسترش بابیگری در ایران، نمونههای فراوانی از گروش یهودیان جدیدالاسلام به این فرقه مشاهده میشود که به رواج دهندگان اوّلیة بابیگری و عناصر مؤثر در رشد و گسترش آن بدل شدند. میدانیم که بابیگری را یک یهودی جدیدالاسلام ساکن رشت، به نام «میرزا ابراهیم جدید»، به سیاهکل وارد کرد.1 و نیز میدانیم اوّلین کسانی که در خراسان بابی شدند یهودیان جدیدالاسلام مشهد بودند.2 معروفترین ایشان ملا عبدالخالق یزدی است که ابتدا در یزد اقامت داشت. او از علمای دین یهود بود و پس از مسلمان شدن در زمره اصحاب مقرب شیخ احمد احسایی جای گرفت و احسایی هفت سال در خانة وی سکونت داشت. ملا عبدالخالق یزدی سپس به مشهد مهاجرت کرد، در صحن حضرت رضا(ع) نماز جماعت و بساط منبر و وعظ برقرار نمود و به نوشته مهدی بامداد به یکی از «علمای طراز اوّل مشهد» بدل شد.3 گوبینو مینویسد:
«[ملا عبدالخالق یزدی] از شاگردان شیخ احمد احسایی بود... و از حیث مقام علمی و فضایل شهرت زیادی داشت و در انظار عامه احترام و اعتباری پیدا کرده بود».4
یهودیان مشهدی که تعداد ایشان در سال 1831 حدود دوهزار نفر گزارش شده، در سال 1839 م. اندکی پس از استقرار کمپانی ساسون در بوشهر و بمبئی، پنج سال پیش از آغاز دعوت علی محمد باب، به طور دسته جمعی مسلمان شدند بیآنکه هیچ فشاری بر ایشان باشد و کدخدای ایشان، به نام ملامشایخ، به ملامهدی و خاخام ایشان، به نام ملا بنیامین یزدی، به ملا امین تغییر نام داد. گروهی از جدید الاسلامهای مشهد در سلک اهل تصوف بودند و به ترویج افکار میرزا ابوالقاسم سکوت شیرازی به عنوان مرشد خود میپرداختند.5 گروهی از آنان به بابیگری پیوستند و بعدها نقش فعالانهای در گسترش بهاییگری بر عهده گرفتند.6
گروش این یهودیان به اسلام واقعی نبود و ایشان بهطور پنهان یهودی بودند. «دایرةالمعارف یهود» پدیده جدیدالاسلامهای مشهد را در ذیل مدخل «یهودیان مخفی» مطرح کرده نه در مدخل «مرتدین»7 و در جای دیگر تصریح میکند که آنان به عنوان «یهودیانی در لباس اسلام» به حیات خود ادامه دادند.8 والتر فیشل، محقق یهودی، مینویسد که این جدیدالاسلامها همچنان مخفیانه به دین یهود پایبند بوده و هستند.9 فیشل این مطلب را در سال 1328 عنوان میکند. به عبارت دیگر، در طی دوران طولانی 110 سالهای (1839ـ1949) که از مسلمان شدن این یهودیان میگذشت، اینان همچنان در خفا یهودی بودند.
از جمله این یهودیان مشهدی فردی به نام ملا ابراهیم ناتان را میشناسیم که رهبری یک شبکه فعال اطلاعاتی انگلیس را در منطقه بر عهده داشت و در سال 1844 (سال آغازین دعوی باب) به بمبئی مهاجرت کرد. توماس تیمبرگ مینویسد: ملا ابراهیم ناتان، به سان یهودیان بغدادی (ساسونها و بستگان و کارگزاران ایشان) «دارای پیوندهای قوی» با جامعه یهودی خراسان بود و نیز دارای پیوندهای قوی با حکومت بریتانیا.10« دایرة المعارف یهود» تصریح میکند که ملا ابراهیم ناتان رهبری یهودیان بخارایی، افغانی و ایرانی مقیم بمبئی را بر عهده داشت و «نقش مهمی در جنگ اوّل انگلیس و افغان ایفا نمود».11 این مأخذ، در جای دیگر، از ملا ابراهیم ناتان به صراحت به عنوان «مأمور اطلاعاتی بریتانیا» یاد کرده است.12
صرف نظر از انوسیها (یهودیان مخفی)، نقش یهودیان علنی در ترویج و گسترش کمی و کیفی بابیگری و بهائیگری نیز چشمگیر است.
فعالییت کنونی بهاییان در جهان اسلام.......و موج بیداری اسلامی
خوشبختانه با شکل گیری موج بیداری اسلامی در جهان به دنبال انقلاب اسلامی، زمینه رشد این جریان انحرافی وابسته به بیگانگان به شدت کاهش یافته است؛ فضای فکری حاکم بر جهان اسلام، دیگر فضای «جهل»، «سازش» و «تقلید» از غرب نمی باشد. بلکه فضای «آگاهی»، «خودباوری»، «ایستادگی» و «جهاد فکری و عملی » در برابر امپریالیسم ، صهیونیسم و جریان های نفوذی ضاله و وابسته است که عملاً فضا برای پذیرفتن سیستم ها و ایدئولوژی های وارداتی غربی تنگ شده و شرایط چندان مناسبی برای تبلیغ بهائیت و نظایر آن وجود ندارد و با گسترش موج بیداری ملت ها، وضع از این هم که هست برایشان بدتر می شود. ضمن اینکه، حمایت آشکار قدرتهای استکباری از این فرقه هرگونه تردید نسبت به وابستگی آنها به نظام سلطه را از ذهن ها می زداید که این نیز به ضرر آنهاست.[۱]

از سوی دیگر تشکیلات جهانی بهائیت که مقرّ آن در اسرائیل ( بیت العدل حیفا ) قرار دارد با ناکامی ها و بحران های شدید درونی مواجه گردیده است. نظیر:
۱-رشد بهائیان ارتدکس که بیت العدل را قبول ندارند و آن را بدلی می نامند و شعبه های خود را هر روز در کشورها زیادتر می کنند.
۲- رشد بهائیان روشنفکر که به مخالفت با بعضی تصمیمات بیت العدل می پردازند و از دستورات او سرپیچی می کنند و تن به سانسورها و تحریفات جدید آن نداده و برای خود تشکیلات جداگانه ای ایجاد کرده اند.
۳- خروج بعضی بهائیان از بهائیت به دین مبین و مترقی اسلام و اقدام به افشاگری در مورد نقشه های شوم بیت العدل و پرده برداری از تناقضات بهائیت.
۴- رشد سایت های منتقد بهائی در فضای اینترنت که از نظر علمی اعتقادات بهائیت را به شدت به چالش کشیده ونشان می دهد که طرفداران بهائیت هیچ گونه پاسخ متین و قانع کننده ای برای نقدها ندارند.
۵-دروغ درآمدن وعده هائی که در مورد ایران اسلامی می دادند.
۶- آگاه شدن تدریجی افکار عمومی جهانی از ماهیت این فرقه ضاله و وابسته به بیگانگان، واقعیت نداشتن شعارهای فریبنده وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق مردان و زنان با آشکار شدن اختلافات بهاء و ازل، عباس و محمد علی و فحاشی ها و افشاگری های آنان علیه یکدیگر، عقل ستیزی و تناقضات موجود در کتاب ها و تحریفات بیت العدل و موارد بسیار دیگر که تشکیلات بهائیت برای پوشاندن آنها و مقابله با موج عظیم بیداری اسلامی درجهان تلاش های مذبوحانه را آغاز نموده است و با تمسک به شیوه های گوناگون و امکانات عظیم مالی و تبلیغاتی صهیونیسم و استکبار جهانی در صدد تبلیغ گسترده فرقه ضاله بهائیت، جذب نیرو در سطح بین المللی و داخل ایران می باشند.
فعالیت بهائیت در سطح جهانی
در شرایط حاضر با توجه به جهت گیری ها و نوع برخوردها علاوه بر اسرائیل که مقر و تشکیلات جهانی بهائیان در آن قرار دارد؛آمریکا، آلمان، اتحادیه اروپا، سوئد، استرالیا، سوئیس، کانادا، انگلیس و اتریش به عنوان حامیان اصلی این فرقه ضالّه بوده و فعالیت های گوناگون بهائیت از این کشورها ساماندهی می شود. در ادامه به نمونه هایی از این فعالیت ها در سطح جهانی می پردازیم:
۱- تبلیغ و مذهب سازی
فرقه ضاله بهائیت به تبلیغات اهمیت زیادی می دهد. در این راستا با توجه به نقش خاص و تعیین کننده فعالیت های فرهنگی و تبلیغی در رشد و گسترش مذهب های ساخته و پرداخته دست استعمار در شرایط کنونی شاهد حمایت های مادی، تبلیغی و سیاسی بی دریغ قدرت های استکباری از این فرقة ضاله در جهت بسترسازی برای فعالیت های این مذهب استعمار ساخته می باشیم؛ تنها به عنوان نمونه در حال حاضر ۴۰۰ پایگاه اینترنتی در جهان به تبلیغ مسلک بهائیت مشغولند که بعضاً در پوشش عنوان مقدس «مهدویت» با ارائه اطلاعات وارونه و غلط درباره امام زمان (عج) جستجوگران ناآگاه را به بیراهه می کشانند.[۲] از سوی دیگر بیت العدل حیفا، افزون بر میلیون ها دلار هزینه برای خرید فضا و وقت از ماهواره های گوناگون و کمک های چشمگیر به تلویزیون های ماهواره ای مدتی است که تبلیغات رذیلانه ای را با هدف تخریب وجهه جمهوری اسلامی در دست اجرا دارد. علاوه بر این، رادیو بی بی سی، رادیو فرانسه، رادیو آمریکا رادیو اسرائیل نیز با تمام امکانات در اختیار این فرقه صهیونیستی هستند و سعی می کنند این فرقه ضاله در رسانه ها به عنوان یک مذهب و در ردیف ادیان الهی معرفی شود. تنها در یک نمونه برخی از کشورهای اروپایی و آمریکایی، اقدام به چاپ و انتشار یک سری تمبر با نام معرفی ادیان الهی کرده اند که یکی از تمبرها به فرقه ضالّه بهائیت اختصاص دارد. چاپ این تمبر نشانگر تلاش و شگردهای مختلف استکبار برای ترویج فرقه ضالّه بهائیت و مقابله با آیین مقدّس اسلام است.[۳] در این راستا پس از انقلاب اسلامی، آمریکا پناهگاه رسمی و جولانگاه شدید و آشکار این فرقه به عنوان آلترناتیو تشیع در ایران گردید، به نحوی که آیت الله مصباح یزدی در بازگشت از سفر آمریکا در دهه ۶۰ در سخنرانی خود گفت: «آن ایام در آمریکا کنفرانسی راجع به تشیع و انقلاب اسلامی ایران برگزار شده بود که همه گردانندگان آن حتی خدمتگزاران و چای دهندگانش بهایی بودند.»[۴]
پیش از بیان تفاوت عقاید بهائیت با ادیان توحیدی لازم است، در مورد اصول مشترك و مورد اتفاق ادیان توحیدی و آسمانی مطالبی بیان گردد، تا ویژگیهای ادیان الهی با ادیان ساختگی مانند بهائیت بهتر روشن شود. 
ادیان توحیدی كه همان ادیان آسمانی و حقیقی هستند، دارای سه اصل كلی و مشترك می باشند، اعتقاد به خدای یگانه، اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فرد انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و كیفر اعمال كه در این جهان انجام داده است و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر بسوی كمال نهائی و سعادت دنیاو آخرت.
بنابراین توحید و نبوت و معاد، اساس و ركن ادیان آسمانی را تشكیل داده و از ویژگی های آنها به حساب می آید. البته ممكن است بر اثر اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی تحریفات در برخی از ادیان توحیدی بوجود آمده باشد. مانند اعتقاد به تثلیث مسیحی كه با توحید در تضاد است هر چند مسیحیان در صدد توجیه آن برآمده اند.[1]
از آنجایكه فرقه بهائیت هیچ نوع نشان و علامت آسمانی و الهی ندارد بلكه بر اثر خواست های نفسانی و شیطانی عده ای شكل گرفته،[2] عقاید و باورهای آنها نیز با اصول ادیان الهی در تضاد و تناقض می باشد. توحید كه از اصول بنیادی و اساسی اسلام و ادیان توحیدی می باشد، نه تنها در آیین بهائیت مورد اشاره و تاكید قرار نگرفته بلكه رهبر و بنیانگذار این فرقه میرزا حسینعلی ادعای الوهیت نموده و به شرك گرفتار آمده است، او به صراحت در كتاب «مبین ص 293 می گوید:«ای خدای كه برای خود آفریده ای مسلمانان نگذاشتند كه این خدا نظری به دوستان خود كه بهائیان می باشد بیاندازد.» در كتاب اقدس ص 77 می گوید:«گوش فرا دهید ای جماعت بهائیان كه خدای شما از زندان بزرگ پیام می دهد كه نیست خدائی جز من توانا و متكبر و خودپسند.» و همچنین خطاب به ارامنه می گوید: ای جماعت عیسویان آن خدائی را كه شما او را خدای پدر میخوانید آمده است، با مجد اعظم در بین امم، پس متوجه او باشید.» در كتاب مبین ص 289 می نویسد: گوش دار كه از مصدر بالا بر زمین محنت و ابتلا این وحی نازل شد كه نیست خدایی مگر من تنها كه در زندان بدست بندگان ظالم خود گرفتارم.«3]
بنابراین بهائیت با اصلی ترین اصول ادیان الهی كه توحید می باشد، مخالف است و بندگان خدا را برخلاف دعوت تمام انبیاء الهی به اطاعت و خشوع از خودشان یعنی میرزا علی محمد باب و حسینعلی بهاء دعوت می كند، حسینعلی بهاء می گوید: به تحقیق ظاهر شده است محبوب عالمین و مقصود عارفین و معبود اهل آسمانها و زمین و محل سجده و سجود اولین و آخرین.»[4]
انكار قیامت: قیامت كه یكی از اصول مسلم ادیان توحیدی بوده و بر آن تاكید شده است، از نگاه میرزا علی محمد باب موهوم و دروغ پنداشته شده[5] و از دیدگاه حسینعلی بهاء واقع شده است و در كتاب لوح اقدس می گوید: به تحقیق قیامت برپا شد و اسرافیل هم در صور دمید و منادی هم ندا داد. و زمین هم به ظهور من متزلزل شد و كوه ها هم به ظهور من مانند پنبه زده شد و آسمانها هم پیچیده شد. و بهشت هم در طرف راست قرار داده شد. و آتش هم باشتغال درآمد باز هم انكار می كند.
بعد می گوید: ای جماعت بهائیان گوارا باد شما را این بهشت كه بقاء جمال من است و همچنین در جای دیگر می گوید: بگو به مردم كه قیامت برپا شد و گذشت قیامت تمام شد قیامت و صاحب قیامت كه من باشم آمد و زلزله زمین تمام شد و اگر كسی بگوید كه بهشت كو و كجاست آتش دوزخ، پس ای جماعت بهائیان جواب مردم را بگوئید كه قیامت عبارت از ظهور میرزا حسینعلی است و بهشت دیدن روی میرزا حسینعلی است، آتش دوزخ همان جان توست. در صورتیكه ایمان به حسینعلی نیاورده باشید.»[6] از آنچه گذشت به خوبی استفاده می شود كه مفهوم قیامت از دیدگاه آنها با مفهوم قیامت از دیدگاه ادیان آسمانی كاملاً متفاوت است، قیامت از نظر آنها در همین دنیا واقع شده و اتفاق افتاده است. و قیامت بعد از مرگ را قبول ندارد. آنچه در یك جمع بندی می توان گفت: این است كه حسینعلی بهاء در مجموع گفتارش توحید، معاد و نبوت را كاملاً انكار نموده است. بنابراین آئین بهائی هیچ نوع مشابهت با ادیان توحیدی نداردو ساخته و پرداخته ای دشمنان اسلام و خصوصاً روسیه می باشد كه به قصد ضربه زدن به اسلام به وجود آمده است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. بهائیت در ایران، دكتر سید سعید زاهد زاهدی.
2.انشعاب در بهائیت، اسماعیل رائین.
پی نوشت:حقیقت بهاییت
[1]مصباح، محمد تقی، آموزش اصول عقاید، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات، یازدهم، 1373، قم، 1/32.
[2] . به كتاب خاطرات دالگوركی جاسوس روس در ایران مراجعه شود.
[3] . خندق آبادی، جامعه جعفریه،كتابفروشی و چاپخانه پامنار، 1335 هـ. ص 28.
[4] . همان، ص 36.
[5] . همان.
[6] . همان.

با سلام. در این پست چندین کتاب راجع به فرقه ی انحرافی بهاییت
(تاریخ-پیدایش-خاتمیت- مهدویت و ...) برای مطالعه ی بیشتر تقدیمتان
می شود.انشاالله که مورد استفاده تان قرار گیرد.

روح بهار مولف : منیره زارعان

خاتمیت و پاسخ به ساخته های بهاییت مولف: علی امیرپور
حجم فایل: 15 مگابایت

مهدی ستیزان
حجم فایل: 3.5 مگابایت

آخرین پیشوا مولف: محمد صالحی آزاد
حجم فایل: 4.5 مگابایت

آخرین فروغ
حجم فایل: 6مگابایت

نشانی از خورشید
حجم فایل: 11 مگابایت

برکرانه ظهور
حجم فایل: 9.5 مگابایت

نوید
حجم فایل: 6 مگابایت

جای پای تزار مولف:محسن فیض
حجم فایل: 2.5 مگابایت

پیر استعمار مولف:محسن فیض
حجم فایل: 2.5 مگابایت

مزدوران استعمار در لباس مذهب مولف:سید ضیاء الدین روحانی
حجم فایل: 17 مگابایت

بهاییت رقص استعمار
حجم فایل: 1 مگابایت

پیدایش
حجم فایل: 2 مگابایت

تاریخ جامع بهاییت مولف:دکتر بهرام افراسیابی
حجم فایل: 24 مگابایت

شیخیگری و بابیگری
حجم فایل: 35 مگابایت

بهاییت و تحریف تاریخ مولف:علی نصری
حجم فایل: 4.5 مگابایت

جستارهایی از تاریخ بهایی گری در ایران مولف:عبدالله شهبازی
حجم فایل: 1 مگابایت

نقطة الکاف مولف:حاج میرزا جانی کاشانی
حجم فایل: 1.4 مگابایت

بهاییت از ادعا تا واقعیت مولف:مهدی کریمی
حجم فایل: 9 مگابایت

ماجراهای باب و بها مولف:مصطفی حسینی طباطبایی
حجم فایل: 23 مگابایت

ماهیت بابیت و بهاییت مولف: امید نور14
حجم فایل:8.8 مگابایت

محاکمه و بررسی باب و بها مولف:دکتر ح- م- ت
حجم فایل: 18 مگابایت

دین سازان دغل باز
حجم فایل: 2.6 مگابایت
پی نوشت:بهاییت شناسی
گفت اول: سید ذکرم سپس گفت: باب حجتم در روزگار
پس بگفتا نائب خاصم چو دید شد به بعضی مردم نادان سوار


بهائیت از دیدگاه محققان ایرانی
اخیراً با sms یا ایمیل ، اذکاری ارسال میکنند که مثلاً 8 یا 9 بار این ذکر را بگویید و برای 8 یا 9 نفر بفرستید، تا فردا، آخر هفته ،آخر ماه و ...حاجتت را خواهی گرفت،اتفاق خوبی هم برایت میافتد ..... و اگر انجام ندهی یک بلا می بینی و صدها پیامک و ایمیل این چنینی .
تازه ، گاهی اوقات هم ما را در محذوریت میگذارند و شرمنده مان میکنند و اهداف متعالی برای این عمل در نظر دارند مثلاً :
که این تعداد صلوات به چنین نیتی به این امام معصوم هدیه کنید و در نهایت برای این تعداد نفر بفرستید. خب حالا ما میمانیم و ترس و ابهام از ثواب و عقاب و نزاع بین ارزش ها و ضد ارزش ها....
این روش ترویج خرافه گرایی در زمانهای گذشته که تکنولوژی ارتباطات فاقد پیشرفت امروز بود و بالطبع گستردگی ارتباط و فرافکنی بسیار محدودتر بود نیز رایج بود. بدین صورت که در کاغذی مینوشتند: کسی چنین و چنان خواب دید، پس از روی این نوشته ده بار بنویسید و به ده نفر بدهید و اگر ندهید چنین میشود و اگر ندهید چنان خواهد شد.
جالبتر آن که اگر دقت کرده باشید، امروزه در مسیر تکاملی این خرافه پروری و دین زدایی، پخش گفتارها و اذکاری از بتپرستانی چون بودا یا دالایی لاما و ... نیز رایج شده است !!!
در گذشته به اینگونه خرافهها، «اسرائیلیات» میگفتند که توسط یهودیها به اذهان عمومی و فرهنگ مسلمین القاء میشد، اما شک و تردیدی نیست که این مزخرفات که بستر آن جهل، عوامی و خرافه گرایی برخی از مردم میباشد، امروزه یکی از حربههای جنگ نرم بر علیه اسلام نابی است که فقط دعوت به معرفت شناخت، ایمان و عمل صالح مینماید.
اسلامی که سعادت دنیوی و اخروی انسان را مرهون تعقل، تفکر، تدبر، مطالعه، کسب علم و عمل صالح میداند.
باور نمایید که حتی اذکار و اعدای که انتخاب میشوند، همه حساب شده و برنامهریزی شده است. بپرسید چرا 9 بار؟ حالا اگر 8 یا 20 بار بگویم چه میشود؟
بپرسید: منبع این نقل شما از کجاست؟
آیا به شما وحی شده است، یا حدیثی یافتید که در این 1400 سال هیچ شخص دیگری از عالم تا عادی نخوانده بود؟
یا آن که عالم و عارفی شناخته شده به کشف و شهودی رسیده و به شما گفته است؟
یا آن که منبع این ذکر شما، اگر سفارش صهیونیسم و بهائیت نباشد، لابد خواب و رؤیای عمه جان و خالهجانتان است.
اسلام ناب و اسلام فقاهتی، یعنی اسلامی که راهی برای نفوذ خرافه، ورد، جادو، رمل، وهم و خیال، عبادات یا اذکار و روشهای من درآوردی ... ندارد و خلاصه راههای نفوذ شیاطین انس و جن به عقل و قلب آدمی را مسدود کرده است.
لذا نه تنها هیچ وقتی برای آنها قائل نگردید، بلکه هر کجا دیدید با شجاعت و سماجت تمام، تکذیب و مقابله نمایید.
باور و یا حتی احتمال درست بودن این خرافهها، نشان از عدم شناخت، ایمان و نیز جهل مخاطب دارد. انسان عاقل و مؤمن هر لحظه خدا را دوست دارد و به عقل، زبان و عمل خود به آن گواهی میدهد و معصوم (ع) هر لحظه در قلب مؤمن است، پس «به قلبم بیا» و این گونه سخنهای سخیف، اهانت به شعور خود و شأن آن بزرگان و تضعیف اسلام ناب است.
در خاتمه به یک روایت اشاره میشود: از معصوم خواستند که در مورد قبور خود سخنی بفرمایند. فرمودند: «قبورنا فی قلوب شیعتنا». یعنی قبرهای ما در قلبهای شیعیان ماست.یعنی مؤمن واقعی هر وقت به قلبش مراجعه کند، هر وقت به عقل و معرفتش مراجعه کند، هر وقت حجابهای ظلمانی جهل و تعلقات دنیایی را کنار بزند، نظر به «وجه الله» میکند، میفهمد که هر آن در محضر خداست و در هر آن مشهود اهل عصمت (ع) است. و نیازی به این خرافهها نیست.
جالب آن که همانهایی که اینگونه خرافهها را پخش میکنند، وقتش که برسد به تداوم در زیارت عاشورا یا دعای عهد ... و سایر ادعیه و اذکاری که از معصوم (ع) رسیده است و سرتاسر معرفت و عشق و ذکر (یادآوری) است، ایراد وارد میکنند!
پی نوشت:فرآوری محمدی/بخش دین تبیان

تا حالا دقت کردید خیلی از کالاهایی که خرید و مصرف می کنیم واسه تولیداته اسرائیله!!
از گوشی های همراه نوکیا گرفته تا نوشیدنی های تازه به دوران رسیده!
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟
چرا باید این محصولات وارد کشور بشند؟
چرا در بین شهروندان، اطلاع رسانی ضعیفه؟
چرا علی رغم همین اطلاع رسانی ضعیف و آگاهی تعداد معدودی از ما مردم،با بی اهمیت و کوچک شمردن اینگونه موارد، با خیال راحت کالای مدنظرمون رو خرید می کنیم؟
و چرا باید از روی همین غفلت و سهل انگاری، درصدی از پول ما، خرج گلوله های صهیونیسم برای کشتار شیعیان و مسلمانان مظلوم فلسطینی شه؟
امام خمینی(ره) همیشه تاکید داشتند که اسرائیل باید از بین برود و از صحنه ی روزگار محو شود.
می دونم این کار بزرگ به تنهایی میسر نمی شه؛
ولی مطمئن باش من و تو با رعایت همین مسائل به ظاهربی ارزش( یعنی با نریختن حتی یک ریال به جیب کافران و اشغالگران و غاصبان) به یاری خدا می تونیم در نابودی اسرائیل سهیم باشیم.
برای آغاز هیچگاه دیر نیست.....از همین حالا شروع کنیم.
اواخر بهمن ماه سال 1389 فیلمی به نام «ظهور بسیار نزدیک است!» در شمارگانی وسیع که بنابر برخی شنیده ها تا دو میلیون نسخه نیز گفته شده در سطح کشور توزیع شد و بازتابها و موضع گیریهای متفاوتی را به دنبال داشت. عده ای که برای اولین بار با این دست مطالب مواجه می شدند دچار نوعی بهت و حیرت شده بودند و محتوای فیلم را به دیگران نیز نشان می دادند.
محتوای این فیلم عمدتاً مبتنی بر تطبیق حوادث و شخصیتهای معاصر به مطالب بیان شده در روایات است. اهمّ این تطبیقها را می توان تطبیق سیدخراسانی به مقام معظم رهبری، شعیب بن صالح به دکتر احمدی نژاد، یمانی به سید حسن نصرالله، ملک عبدالله اردنی به سفیانی و ملک عبدالله عربستان به عبدالله گفته شده در روایات دانست.
در پی ساخت و توزیع لوح فشرده مستند "ظهور بسیار نزدیک است" و اظهار نظرهای متفاوتی که از سوی مراجع، علما، و پژوهشگران حوزه مهدوی اتفاق افتاده است و به دلیل پراکندگی اخبار منتشر شده در این باره، این پرونده از دیدگاه مراجع- طلاب- قوه ی قضاییه- حوزه علمیه و گفتگو با علی اصغر سبحانی (کارگردان فیلم ظهور بسیار نزدیک است) ارائه می شود .
بدون اظهار نظر در این مورد صرفا نقطه نظرات ارائه شده را در کنار هم جمع آوری کرده تا همه علاقمندان و پژوهشگران امکان تشخیص درست واقعه را به دست آورند.

نشست تخصصی نقد فیلم با حضور طلاب در قم
راز لوگوی المپیک لندن و ارتباط آن با هولوکاست
آیا تا به حال لوگوی المپلک ۲۰۱۲ که قراره تو شهر لندن برگزار بشه رو دیدید؟
به گفته طراحانش عدد ۲۰۱۲ رو نشون میده ، ضمن این که در داخل عدد ۲ نام شهر لندن و در داخل عدد ۰ نشان المپیک جا داده شده . اما در رابطه با اون قسمت مرکزی که به شکل مربع طراحی شده چیزی نخوندم . البته در یکی از وبلاگها خوندم که احتمالاً طراح خواسته شکل “چشم” رو ترسیم بکنه .
به تازگی هم در چند وبلاگ داخلی و خارجی مطلبی جالب در مورد این لوگو دیدم ، اون هم این که هر قطعه از این نشان به ضمن این که یک عدد رو نشون میده ، نشانگر یکی از حروف الفبای انگلیسی هم هست .
درواقع اولین عدد ۲ حرف Z ، عدد ۰ حرف O ، عدد ۱ حرف i و در نهایت دومین عدد ۲ حرف N رو نشون میده . همونطوری هم که در تصویر مشخصه ، اولین ۲ و آخرین ۲ (عدد دوی یکان و هزارگان) که دو حرف متفاوت رو نشون میدن به شکلی متفاوت باهم طراحی شدن .
با در کنار هم گذاشتن این حروف کلمه ZION به وجود میاد .
با این فرض که این نشان کلمه ZION رو نشون میده ، وجود اون قطعه مرکزی هم معنی پیدا میکنه .
اما ZION یعنی چه؟
این کلمه بیش از همه برای یهودیان معنی و مفهوم داره . و معادل اون در زبان ما میشه “صهیون” .
از اونجایی که این کلمه یک معنی خاص و دقیق نداره برای این که به معنی دقیق این کلمه برسیم بهترین راه پرسش از یک یهودیه!
اما از اون جایی که یهودی در دسترسم نبود به نرم افزار دیکشنری بابیلون مراجعه کردم .
چون این نرم افزار ساخت یک شرکت اسراییلی ست . برای این که به اسراییلی بودن این نرم افزار یقین پیدا کنید میتونید نامش رو در خودش جستجو کنید :
با جستجوی کلمه ZION (در واقع صهیون) در این نرم افزار هم به نتیجه زیر میرسید :
شاید بشه نشان المپیک رو بی ارتباط به قوم اسراییل دونست ، اما یقیناً نمیشه در مورد هلوکاست هم همین نظر رو داشت .
شرکت طراح این لوگو، کمپانی Wolff Olins می باشد. مدیر این کمپانی در حال حاضر، آقای Wally Olins است که هم خود و هم پدرش فراماسون بوده اند.
بر همين اساس كميته ملي المپيك ايران با ارسال نامهای رسمی به كميته بين المللی المپيك به لوگوی بازيهای لندن اعتراض كرد و خواستار تغيير لوگوی اين بازيها شد.
كميته بين المللي المپيك و كميته برگزار كننده اين بازيها در لندن هنوز واكنشی به اعتراض ايران نشان نداده است.
ايران نخستين كشور مسلمان است كه به طور رسمی به لوگوی المپيك لندن اعتراض كرده است.
آیا جمهوری اسلامی ایران موفق به تغییر لوگوی المپیک ۲۰۱۲ خواهد شد؟؟؟
اخیراً مسئولین گروهک منحرف انجمن حجتیه جذب دانش آموزان را در دستور کار خود قرار داده اند.
به گزارش «جوان آنلاین»،برخی از سران گروهک منحرف حجتیه و مربیان این انجمن بر جذب دانش آموزان به این انجمن تأکید دارند. یکی از مهرهای اصلی این انجمن در سخنرانی خود جهت تبیین استراتژی برای سایر اعضا گفت: «جهت پیشرفت کیفیت کار ضروری است دانش آموزان دوره راهنمایی را جذب گروه نمایند تا بتوان در موقع مقرر بر روی آنان سرمایه گذاری نمود.»
این مسئول گروهک منحرف انجمن حجتیه در ادامه صحبت های خود که برخی از معلمان نیز بودند گفت: «باید در سر کلاس ها حساس باشید و دانش آموزان را جذب نمایند و آنها را خوب آموزش دهید تا آنها به سن 20 الی 25 برسند آن وقت نیروی فعال خواهند بود.»
این عضو انجمن حجتیه در خصوص جذب دانشجویان نیز افزود: «دانشجویان هم خوب هستند. امام وقتی کلاسها را طی کنند سنشان به 40 خواهد رسید و شاید دیگر کارایی چندانی نداشته باشند . ولی باید به دانش آموزان راهنمایی توجه نمود.» ۱
آیا مشروعیت دارند؟
مطالب ذیل پیرامون انجمن حجتیه از كتاب جریانها و سازمانهای مذهبی و سیاسی نوشته رسول جعفریان ص368 تا 378 چاپ انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، پاییز 83، استفاده شده است كه با دقت در مطالب زیر پاسخ سؤال به طور مشروح روشن میشود.
نام كامل: انجمن خیریه حجتیه مهدویه
در گذشته (زمان رژیم پهلوی) دو خطر عمده دین را تهدید میكرد:
1. حزب توده كه مرام ماركسیسم را میان جوانان نشر میداد. كه متدینین و ملیها و حتی رژیم پهلوی، همه با آن درگیر بودند.
2. خطر بهائیت بود كه فقط متدینین روی آن حساسیت داشته كه پس از شهریور 1320 متوجه شدند؛ آنها در دستگاه پهلوی هم نفوذ كردند كه به مبارزه با آن پرداختند مع ذلك به لحاظ حمایت رژیم پهلوی، بهائیت در سطح بالای كشور(نخست وزیرو برخی از وزراء و...) نفوذ كردند.
انگیزه تشكیل:
در این اثنا تشكلی مذهبی از اواسط دهه 30 به هدف مبارزه با بهائیت تهران و سایر شهرستانها پدید آمد. رهبری این تشكل از سال 1332 در اختیار یك روحانی قرار گرفت كه بجز سوابق حوزوی، در نهضت ملی شدن نفت نیز فعال بود.
این تشكل كه «انجمن خیریه حجتیه» نامیده شد نه تنها در حوزه مبارزه با بهاییت بلكه در محدوده وسیعتر و حتی بیش از دو دهه در تعمیق بسیاری از آموزشهای دینی ولی با برداشتی خاص در سطح جامعه مذهبی ایران مؤثر بود.
معرفی مؤسس: انجمن خیریه حجتیه مهدویه به سال 1332 با تلاش حاج شیخ محمود تولایی (مشهور به حلبی) فعالیت خود را آغاز كرد، وی در سال 1280 در شهر مشهد به دنیا آمد....
وی دروس حوزوی خود را نزد اساتید به نام مشهد خوانده وی افزون بر حضور در دروس خارج اصول فقه به تحصیل دروس معارف الهیه پرداخت كه آثاری از او بجای مانده است.
كار عمده آقای حلبی پس از شهریور 1320 تبلیغ در قالب منبر بود و در این كار مهارت و شهرت خاصی بدست آورد تا آنجا كه چندین سخنرانی وی از رادیو مشهد پخش و بعداً به صورت مجموعهای به چاپ رسید.
در اوآخر سال 1328 حلبی به همراه جمعی از فعالان مذهبی مشهد و نیز انجمنها و هیئات مذهبی به طور منظم با بهائیان درگیر بودند....
مرحوم حلبی در آستانه ملی شدن صنعت نفت به فعالیتهای تبلیغی ـ سیاسی خود افزود، و پس از آن، در جریان شكستی كه در انتخابات مجلس هجدهم خورد از فعالیت سیاسی كناره گرفت و دو سال بعد به تهران آمد و به همان كار خطابه و منبر مشغول شد. وی بخشی از فعالیت خود را به مبارزه با بهائیت اختصاص داد و تا پایان عمر همین مشی را ادامه داد. ایشان در روز جمعه 26/دی ماه/1376 درگذشت و در كنار مزار شیخ صدوق(ابن بابویه) در شهر ری به خاك سپرده شد.
مرحوم حلبی با همكاری جمعی از متدینین ـ كه تحت عنوان هیئت مدیره امور انجمن را اداره میكردند ـ تا آغاز پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت فرهنگی برضد فرقه بهائیت اشتغال داشت و به تربیت نیرو برای مقابله با بهائیان و تبلیغات آنان اهتمام داشت. انجمن طی 25 سال فعالیت ضمن مبارزه با بهائیت توانست جمع زیادی از نیروهای جوان را در بسیاری از شهرها به خود جذب كند .
انجمن اساسنامهای داشت؛ از جمله مواد این اساسنامه این بود كه «انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هر نوع دخالتی را كه در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد به عهده نخواهد داشت».(قابل ذكر است بعدها از این شعار دست برداشته و خلاف آن عمل كردند).
این همان بندی بود كه انقلابیون پیش و پس از انقلاب از آن ناراحت بودند.
زمینههای فعالیت: انجمن در هر شهر دفتری داشت كه تحت عنوان بیت(بیت امام زمان) شناخته میشد. این بیت مسئولی داشت و زیر نظر وی سه گروه : تدریس، تحقیق و ارشاد فعالیت میكردند:
ـ گروه نخست: آموزش نیروها در سه مرحله ابتدایی، متوسطه و عالی میپرداختند.
ـ گروه دوم: به دنبال افرادی از مسلمانان بودند كه تحت تأثیر بهائیها به آئین آنها گرویده بودند.
ـ گروه سوم: كار ارشاد این افراد را با شیوههای خاص خود دنبال میكردند.
سخنرانیهای عمومی در محافلی كه بیشتر منازل بود، برگزار میشده و به طور معمول در سالروز تولد امام عصر(ع) نیز جشنهای بزرگی برگزار میشد. بیشتر افرادی كه از بهائیت برمیگشتند، توبه نامه و تبرا نامهای مینوشتند كه متن بسیاری از آنها در یك مجموعه در كتابخانه آستان قدس نگهداری میشود.
وضعیت بعد از انقلاب اسلامی: به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی كه به نوعی پیروزی مذهبیهای سیاسی بود، انجمن به موضع انفعال افتاد و نیروهای تربیت شده در انجمن در سطوح مختلف پس از انقلاب به سه دسته تقسیم شدند:
1. برخی به انقلاب اسلامی پیوستند؛
2. برخی در برابر انقلاب بی تفاوت ماندند؛
3. برخی به انتقاد از انقلاب پرداخته و به صف مخالفان ـ از نوع دیندار ـ پیوستند. ..
انجمن چندی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در شهریور 1357 مواضع خود را در ارتباط با سیاست تغییر داده شروع به همراهی انقلاب كرد. (از جمله مواضع قبل از انقلاب این گروه: انقلاب امر ناممكن است مگر آنكه وابسته به یك قدرت خارجی باشد ... همچنین میگفتند چه كسی مسئول خونهای ریخته شده در جریان 15 خرداد 1342 و بعد از آن میباشد؟)
پس از انقلاب از سوی برخی از رهبران انقلاب، انجمن به عنوان یك عنصر خطرناك معرفی شده و برای جلوگیری از نفوذ آن در مراكز، تبلیغات وسیعی بر ضد آنان شد،و به مرور به حذف شمار زیادی از چهرههای مذهبی با سابقه منجر شد. طبعا برخی از سوابق برخوردهای منفی رهبران انجمن با جریان انقلاب به عنوان یك تجربه برای موضع گیری علیه آنان مورد استفاده قرار گرفت. برای نمونه، امام خمینی رحمت الله علیه كه در روزگاری آقای حلبی را تایید میكرد در سالهای پیش از انقلاب به تدریج نسبت به حركت انجمن بدبین شده و حمایت خود را قطع كرد.
آقای گرامی ـ فردی كه اخبار داخلی ایران را برای نجف مینوشته است ـ نامهای در این باره به امام نوشته كه پاسخ امام (ره) این بوده است: «از وقتی كه مطلع شدم، دیگر تأییدی نكردم».
واین جهتگیریها ادامه پیدا كرد تا سر انجام در اثر بروز انحرافاتی(از قبیل كج اندیشی نسبت به خون شهیدان و شهید ندانستن كشتههای جنگ تحمیلی و اینكه باید بگذاریم گناه زیاد شود تا آقا امام عصر(ع) ظهور كند و ...) در میان برخی از افراد انجمن، امام خمینی(ره) در سخنرانی عید فطر سال 1362 بدون تصریح به نام انجمن، هشدارهای تكاندهنده دادند و در ضمن از ایشان خواسته شده كه انحرافات خود را كنار بگذارند.
انجمن در سال 1362 رسما تعطیلی خود را اعلام كرد و ضمن آن توضیح داد كه چون خود را مصداق سخنان رهبر انقلاب نمیداند انجمن را تعطیل میكند و بدین ترتیب انجمن منحل شد. (روزنامه اطلاعات چهارشنبه 22 تیرماه 1362 ش).
برای اطلاع بیشتر از وضعیت انجمن میتوانید كتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی، نوشته رسول جعفریان، ص368 تا 378 چاپ انشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی، پاییز 83) مراجعه شود.
از مطالب گذشته پاسخ سؤال خواننده محترم روشن میشود كه : انجمن در ابتدا با گرایش مذهبی و مبارزه با بهائیت تاسیس و شروع به فعالیت نموده ولكن در سیر كار گرفتار انحرافاتی شدند كه با موضع گیری سران انقلاب به ویژه رهبر كبیر انقلاب به انحلال انجمن منتهی شد و از اینجا پی به عدم مشروعیت آنان میبریم.
و از لابلای مطالب و موضعگیریهای امام خمینی نیز پی میبریم نه تنها این گروه با امام زمان ارتباطی نداشته بلكه برخی مواضع ایشان مخالف با ایده و هدف ظهور انقلاب جهانی حضرت بقیة الله میباشد.۲
منبع:۱-پایگاه خبری جوان آنلاین.۲-کتاب جریان ها و سازمان های مذهبی و سیاسی نوشته ی رسول جعفریان
به مناسبت( ۲۵ بهمن) سالروز صدور فرمان تاریخی امام(ره) درمورد سلمان رشدی
....و۲۲ سال از صدور حکم امام(ره) گذشت اماهنوز اجرا نشد....
صدور حکم امام
بسمه تعالي
"انالله و انا اليه راجعون "
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان ميرسانم مؤلف کتاب آيات شيطانى که عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام ميباشند. از مسلمانان غيور مىخواهم تا در هر نقطه که آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هرکس در اين راه کشته شود، شهيد است. انشاءاللّه. ضمناً اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته.
روح الله الموسوي الخميني 1367.11.25
اطلاعیه دفتر امام در وجوب قتل سلمان رشدى و عدم امکان توبه
بسمه تعالى
رسانههاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولین نظام جمهورى اسلامى نسبت مىدهند که اگر نویسنده کتاب آیات شیطانى توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مىگردد. امام خمینى- مدّ ظلّه- فرمودند:
این موضوع صد در صد تکذیب مىگردد. سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى همّ خود را به کار گیرد تا او را به دَرک واصل گرداند.
حضرت امام اضافه کردند:
اگر غیر مسلمانى از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریعتر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل مىخواهد به عنوان جایزه و یا مزد عمل به او بپردازند.
صحیفه امام، ج21، ص: 268
زمان: 29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409
+++++++++++++++++++
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای به مناسبت بیستودومین سال صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی (ره) در مورد سلمان رشدی و مهدور الدم بودن این نویسنده ضد دین، یادداشتی به قلم «علی الفتپور» منتشر کرده است که در پی میآید.
خیلیها از جمله دولتهای غربی تصور میکردند که با ارتحال امام خمینی(ره) بتوانند با سیاسیکاری، شایعهپراکنی و وارد کردن فشارهای بیشتر بر جمهوری اسلامی، حکم ارتداد سلمان رشدی را ملغی کنند. اما تنها یکسال از رهبری آیتالله خامنهای گذشته بود که ایشان جواب قاطع و محکمی را به آنها دادند: «فشار آوردند، هو و جنجال کردند، متهم نمودند، بالا رفتند، پایین آمدند، نوشتند، گفتند، محکوم کردند، نویسندگان و هنرمندان آلت دست را جمع کردند، طومار امضا کردند، تا شاید بتوانند در این حکم استوار الهى، اندکى خدشه وارد کنند؛ ولى نتوانستند، بعد از این هم نمىتوانند؛ چون حکم اعدام سلمان رشدى، متکى به آیات الهى است و مثل آیات الهى، مستحکم و غیرقابل خدشه است.1» متن زیر گزارشی است درباره کتاب «آیات شیطانی» و حکم ارتداد نویسنده آن.
«آیات شیطانی» رمانی است در 547 صفحه که در تاریخ 1367.07.04 برابر با 2 سپتامبر 1988 توسط انتشارات وایکینگ منتشر شد. نویسنده این کتاب، سلمان رشدی (Salman Rushdie) مسلمان هندیتباری بود که تبعه بریتانیای کبیر محسوب میشد و آیات شیطانی پنجمین رمان او بود. سلمان رشدی عضو انجمن سلطنتی ادبیات انگلستان بوده و هست و کتاب مذکور را به سفارش گیلون ریتکن (رئیس صهیونیست انتشارات وایکینگ) با دستمزد بیسابقه 580 هزار پوند به رشته تحریر درآورد.
کتاب آیات شیطانی برخلاف آنچه گفته میشود، یک کتاب ادبی با دورنمایه علمی و نظری نیست؛ بلکه داستانی است بلند در 9 فصل که شخصیتهای آن را حضرت رسول اکرم صلواتاللهعلیه، همسرانشان و صحابی شناختهشده ایشان و حضرت جبرئیل تشکیل میدهند. این کتاب، دربردارنده وقیحانهترین اهانتها به ساحت مقدس پیامبر(ص) و قرآن است که معتقدات مسلمانان را به سخره گرفته است.
نویسنده این فحشنامه، نخستینبار با کتاب بچههای نیمهشب به شهرت رسید و جایزه بوکر را بابت نگارش این اثر دریافت کرد. سبک داستانهای او را در گونه رئالیسم جادویی طبقهبندی میکنند. رشدی بهویژه بعد از انجام مأموریت نگارش آیات شیطانی بارها برنده جوایز ادبی نظیر وایتبرد، بوکر داستان، بوکر بوکرها، جایزه شورای هنر، جایزه اتحادیه انگلیسیزبانان و نویسنده سال بریتانیا بوده است. وی در ژوئن سال یییی (خرداد86)، از ملکه الیزابت دوم، به پاس خدماتش به پادشاهی انگلستان، لقب شوالیه دریافت کرد. نشان شوالیه لقبی تشریفاتی است که توسط ملکه انگلستان، به خدمتگذاران برجسته سلطنت انگلیس اهدا میشود. دربار انگلستان با اهدا کردن لقب شوالیه به کسانی که افتخاراتی برای انگلستان در زمینههای مختلف کسب کنند، آنها را در بالاترین درجات اشرافی و طبقات بالای اجتماعی قرار میدهند.
بازتابهای داخلی و خارجی فتوای امام(ره)
سایر مراجع دینی قم و مشهد در حمایت از این حکم شرعی و اعلام اعتراض به انتشار این کتاب درسهای خود را تعطیل کردند. آیتالله خامنهای که آن زمان رئیسجمهور بودند، در پیامی رادیویی به تبیین حکم امام(ره) پرداختند و حمایت کامل دولت را از آن اعلام نمودند. دولت نیز در همین راستا روز چهارشنبه 26بهمن 1367 را عزای عمومی اعلام کرد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز با صدور بیانیهای از حکم امام حمایت کردند و اقشار مختلف مردم و سایر مسئولان حکومتی نیز به حمایت از این حکم و اعتراض به حمایت انگلیس و آمریکا از اقدام علیه اسلام پرداختند. تظاهرات مردمی در ایران و سایر کشورهای اسلامی آغاز شد و مسلمانان انگلیس اقدامات اعتراضی خود را گسترش دادند.
هولوکاست از دو واژه یونانی "Holos" به معنی "همه" و "Kaustos" در بعضی از متون به جای واژه Kaustos از واژه Kaiein استفاده شده است؛ به معنی سوزاندن و نابود کردن ترکیب یافته است. این واژه روی هم رفته به معنی همه سوزی است و در اصطلاح از آن به قربانی و یا قربانی بزرگ یاد می شود.
هالوکاست چیست؟
صهیونیست های اسرائیل ناگهان ادعا کردند هیتلر شش میلیون یهودی را در جنگ جهانی دوم قربانی آتش انتقام خویش کرده. آنان می گفتند در اردوگاه معروف آشوویتس، هیتلر شش میلیون یهودی را با گاز زیکلون ب خفه کرده و بعد در کوره سوزانده است. تندرو تر ها هم مدعی اند که در همین اردوگاه یهودی ها را زنده زنده در کوره می سوزاندند. البته همه این شواهد وجود داشت. هم گاز زیکلون ب و هم کوره هایی بزرگ ( که البته مورد استفاده اش معلوم نیست) همگی در آشوویتس وجود داشتند. البته می توانیم بگوییم که اگر هیتلر تمام جنگ را مشغول یهودی سوزی بوده فقط می توانسته حدود ۵۰ هزار یهودی را بسوزاند.
تاریخچه یهود
نژاد این قوم به حضرت ابراهیم(ع) باز می گردد. وقتی حضرت ابراهیم(ع) با نمرود درگیر می شوند و ایشان را به «بابل»، یعنی غرب دجله، تبعید می کنند آن حضرت در یک فعالیت تبلیغی سیّار ابتدا به شمال عراق به سمت ترکیه می روند و بعداز آن به سمت فلسطین حرکت کرده و در ادامه راه به مصر و حجاز می روند و مجدداً به منطقة فلسطین باز می گردند و در همان جا مستقر می شوند.
در اینجا ایشان از خداوند متعال درخواست فرزند می کنند و خداوند به ایشان «اسماعیل» و «اسحاق» را عنایت می فرماید. آن حضرت، اسماعیل(ع) را به فرمان خدا به مکّه، در کنار خانه خدا، منتقل می کنند. امّا فرزند دیگرشان، اسحاق، در فلسطین باقی می ماند و خداوند متعال فرزندی به نام «یعقوب» به او عطا می کند.
نام دیگر حضرت یعقوب(ع) «اسرائیل» است. در مورد معنای اسرائیل به زبان عبری و سریانی اختلاف است، ولی در روایات ما این کلمه «عبدالله» معنا شده است.
خداوند به حضرت یعقوب(ع) دوازده پسر عطا می فرماید و این دوازده پسر همان ابنای اسرائیل یا «بنی اسرائیل» هستند که یکی از ایشان یوسف است و دیگران، برادران او یعنی بنیامین، یهودا و ... که در طول تاریخ فرزندان و نوه های این بنی اسرائیل نژاد «یهود» را تشکیل می دهند. بنابراین نژاد یهود به حضرت یعقوب(ع) و ابراهیم(ع) باز می گردد و بنی اسرائیل پسر عموهای بنی هاشم و اجداد اولیه شان هستند و به همین دلیل در دین اسلام از اسحاق به عنوان آبای پیامبر یاد می شود؛ چون حضرت اسحاق(ع) عموی اجداد پیامبر است و در عربی از عمو هم به عنوان «أب» یاد می شود.
امّا مذهب یهود طبق ادعای خودشان، دین حضرت موسی(ع) است. ما وقتی نژاد این قوم را بررسی می کنیم باید نظری بر گردش مکانی نژاد این قوم نیز داشته باشیم؛ این قوم ابتدا در فلسطین بودند، در زمان حکومت حضرت یوسف(ع) در مصر، این خانواده یا مجموعه ای که برای گرفتن گندم به مصر آمده بودند توسط حضرت یوسف(ع) شناسایی می شوند و همة ایشان به مصر می آیند و در مصر می مانند. در مصر، ایشان، تبدیل به خاندان حکومتی می گردند؛ چون در مصر حضرت یوسف(ع) به حکومت می رسند و فرعون مصر می شوند. بنابراین جایگاهی در آن منطقه پیدا می کنند که بعداز حضرت یوسف(ع) این جایگاه را از دست می دهند ولی تا زمان حضرت موسی(ع) آنها همچنان ساکن در مصر باقی می مانند. حضرت موسی(ع) این مجموعه را که در آن زمان گسترش پیدا کرده بودند، به صحرای سینا منتقل می کنند و وقتی از صحرای سینا باز می گردند تا وارد فلسطین شوند، وارد فلسطین نمی شوند.
پایة دین یهود همان دین حضرت ابراهیم(ع) و بعد حضرت اسحاق(ع) و یعقوب(ع) است. وقتی هم به مصر می آیند تا زمان حضرت موسی(ع) نیز همان دین را حفظ می کنند. حضرت موسی(ع) تعالیمی با بیان جدید، که کاملاً نسبت به قبل متفاوت بوده، به ایشان .آموزش می دهد و تعالیم آن حضرت پایة مکتب ایشان است .
پیامبران یا قربانیان یهودیان
یهودیان پیامبران زیادی داشته اند ازجمله ( حضرات: موسی، نوح، ابراهیم، یوسف، یعقوب، سلیمان، یونس، ایوب، لیاس و خضر).
پیامبرکشی بنی اسرائیل حتی به زمان حضرت موسی (ع) نیز برمی گردد. گرچه نتوانستند حضرت موسی و هارون را بکشند اما به صراحت نقل تورات، تصمیم کشتن آن دو بزگوار را داشتند، تورات می نویسد:
(... و جمیع بنی اسرائیل بر موسی و هارون هم همه کردند، گفتند که باید ایشان (موسی و هارون) را سنگسار کنیم). (سفر اعداد باب ۱۴ ش۲)
خداوند می گوید چرا با من مخاصمه می نمایید، جمیع شما بر من عاصی شده اید، شمشیر شما مثل شیر درنده، انبیاء شما را هلاک کرده است.( کتاب ارمیاء نبی باب ۲ ش۱۹)
از جمله پیامبرانی که کشته شدند حضرت زکریا (ع) و حضرت یحیی (ع) بودند این دو پیامبر الهی فقط به دلیل منع یهود از اعمال زشت و غیرانسانی سزاوار مرگ شدند. همان گونه که قصد داشتند حضرت هارون جانشین حضرت موسی در غیاب موسی (ع) را به قتل برسانند و برای کشتن حضرت عیسی (ع) چوبه های دار را نصب نمودند.
و چه جنایتی بزرگتر از این که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) را شهید کردند! (پس از فتح خیبر، همسر «سلام بن اشکم » غذای سمی برای پیامبر آورد که پیامبر اکرم مدتی بعد به علت همان سمی که از غذا وارد بدن شریف شان شده بود جان به جان آفرین تسلیم کردند.

درباره ی مجموعه ی مستند تلویزیونی«راز آراماگدون: سایه ی اشباح»
سری چهارم مجموعه ی تلویزیونی« راز آراماگدون» به نویسندگی و کارگردانی «سعید مستغاثی» از شبکه ی خبر در حال پخش است.این سریال در قالبی مستند به افشای بخشی از پروژه ها و طرح های صهیونیست ها برای تسخیر جهان می پردازد.در این برنامه آنچه بعنوان جنگ نرم شناخته می شود، تجزیه و تحلیل می شود.
در ماه های اخیر برنامه های فراوانی با موضوع جنگ نرم در صدا و سیما تولید شده و به نمایش در آمده اند،اما مهمترین ویژگی ممتاز سری مستندهای «راز آراماگدون» این است که تحلیل های آن ها بر اساس اسناد و مدارک معتبر و غیر قابل کتمان صورت می گیرد.به طوری که می توان این برنامه را روایت جنگ نرم بر اساس اسناد دانست.
سعید مستغاثی درباره ی ارتباط موضوع آراماگدون با مسئله ی جنگ نرم می گوید: اگر درباره ی جنگ نرم صحبت کنیم، بدون اینکه ماهیت و ریشه های آن را بشناسیم کار ابتری است.باید این موضوع را بر اساس ریشه های ماهوی و پس زمینه های تاریخی اش بنگریم. او ادامه می دهد: پایه و اساس این جریان در پدیده ی صهیونیسم است و پشت پرده ی تحرکات آن ها هم موضوع آراماگدون است.با بررسی تحولات و تطورات دنیای امروز در عرصه هاس سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و... مشاهده می کنیم که یک جریان بیار قوی دنیا را به سمت اهداف شیطانی خودش می برد.این جریان بر اساس اسناد ریشه اش به 10 قرن قبل برمی گردد و تقریبا تمام نابسامانی ها و ناهنجاری های بشری، از جمله جنگ ها، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، استعمار، برده داری و.... از همین جریان نشات گرفته است.
وی درباره ی ارتباط جنگ نرم با آراماگدون توضیح می دهد: «آراماگدون» طرح و برنامه ای است که بیشتر از سوی فرقه ای از مسیحیان صهیونیست در جهان مطرح شده و الآن حدود 1500 کانال رادیویی و تلویزیونی برای آن تبلیغ می کنند، حدود 80 درصد فیلم های هالیوودی درباره ی این قضیه است و کرسی های دانشگاهی و نشریات بسیاری به آن اختصاص یافته. بر اساس آراماگدون، در آخرالزمان جنگ بزرگی بین سپاه مسیح و ضدمسیح در می گیرد و طی آن ملیون ها نفر کشته می شوند.سپاه ضد مسیح همان مشرق اسلامی است که امروز« ایران» معرفی می شود و حتی جسارتا می گویند: رهبر سپاه ضد مسیح ، ضرت مهدی(عج) است ! امروز اشغال عراق و افغانستان، با همین قضیه انجام می شود. علاوه بر عقبه فاجعه بار و دهشتناکی که این جریان در سه چهار قرن اخیر دارد، آینده ی بسیار مخوف و دهشتناکی را هم می خواهند رقم بزنند که تمام هیمنه ی سیاسی ، اقتصادی، رسانه ای و نظای آن ها برای اجرای این نقشه طراحی شده است.طبیعی است که هر انسان آزادیخواه، مسلمان و ایرانی آزاده ای، وقتی نسبت به چنین جریانی آگاه می شود، وظیفه دارد افشاگری کند تا مردم آگاه شوند و فریب توطئه ها وزرق و برق های آن ها را نخورند.
این مجموعه مستند در ادامه 3 سری قبلی که با نام های "راز آرماگدون" ، "راز آرماگدون 2: ارتش سایه ها" و "راز آرماگدون 3: معبد تاریکی" طی سالهای 1387 تا 1389 از شبکه های خبر ، 3 و 1 پخش شد ، در 26 قسمت روی آنتن می رود.
در مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح " براساس اسناد و مدارک معتبر داخلی و خارجی ، نقش کانون های پنهان صهیونیستی در به خدمت گرفتن رسانه ها اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینترنت و سینما و بازی های کامپیوتری در جهت جنگ نرم علیه اسلام و ایران و انقلاب اسلامی همچنین پدید آوردن فرقه های نوپدید شبه عرفانی و شرک آمیز برای تخریب اذهان نسل جوان و دور ساختن آنها از ادیان توحیدی و ابراهیمی به تصویر کشیده می شود.
برای اینکه مخاطب نگرش جامعی از چگونگی سیر حضور این کانون های صهیونی در عرصه های فرهنگی و هنری و همچنین ورطه معنویت های کاذب بدست آورد ، مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" ابتدا نفوذ افکار و اندیشه های سکولاریستی در قالب علوم انسانی غربی از طریق ترجمه و نشر کتب فیلسوفان صهیونیست را در کادر دوربین قرار می دهد و سپس به رسوخ این اندیشه ها و آراء در سرفصل دروس دانشگاهها پرداخته و تشکیل حلقه های دانشگاهی سکولار را براساس همین تفکرات نفوذی نشان می دهد.
تبدیل این حلقه های دانشگاهی سکولار به حلقات فکری ( با همان منشاء اندیشه های صهیونی) و سپس نشر زنجیره ای از مطبوعات وابسته توسط آنها ، مرحله بعدی این نفوذ را تشکیل می دهد که در مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" روایت تصویری آن را خواهیم دید که همین مطبوعات زنجیره ای منبع تولید نیروهای دست آموز سکولار برای رسانه های بیگانه می شوند تا پروژه اسلام زدایی و دین ستیزی را درون جامعه اسلامی رسوخ داده و آغاز فروپاشی ایدئولوژیک و سپس فیزیکال انقلاب را از داخل فراهم آورند.
این مسیر تکان دهنده به عنوان آخرین مرحله ناتوی فرهنگی علیه اسلام و ایران ، برای نخستین بار در مجموعه "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" با اتکاء بر تصاویر و فیلم های مستند و تحلیل و تبیین کارشناسان و اساتید دانشگاه و همچنین اندیشمندان حوزه علوم انسانی و تاریخ بر صفحه تلویزیون ایران نقش می بندد و طرح و نقشه های کانون های صهیونی برای استحاله جامعه دینی ایران در طول تاریخ معاصر تا امروز را افشاء می سازد.
پس زمینه این اثر مستند ، بیش از 2 سال تحقیق و پژوهش قرار دارد که با همکاری مراکز علمی و تحقیقاتی همچون دفتر پژوهشهای موسسه کیهان ، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، موسسه فرهنگی موعود عصر (عج) ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی و بنیاد مطالعاتی روشنگر انجام پذیرفته است
مجموعه "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" که شامل عناوینی همچون "جنگ علمی CIA" ، " به عظمت یک نبرد" ، " کنترل افکار عمومی " ، "کریدور شوک" ، "یورش امواج" ، "جنگ سرد دیجیتال" ، "یک کلیک تا مرگ" ، "حکایت سینماتوگراف" ، "سینمای ماسونی" ، "رویای سرزمین موعود" ، "لارنس عربستان" و "...اینک آخرالزمان" می شود توسط سعید مستغاثی نوشته و کارگردانی شده و رضا جعفریان آن را برای گروه سیاسی شبکه خبر سیما تهیه کرده است که از 13 آذرماه روزهای شنبه ، دوشنبه و چهارشنبه ساعات 45/12 و 45/19 روی آنتن شبکه خبر می رود و تکرار آن در ساعات یاد شده روزهای یکشنبه ، سه شنبه و پنجشنبه پخش می شود.
منبع:
هفته نامه صبح صادق- شماره ۴۸۰
خبرگزاری فارس
پیام مقام معظم رهبری درباره ی بی حرمتی به قرآن کریم
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: انا نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران – امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد، حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمی توان آن را تنها در حد یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مذدور به حساب آورد.
این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند.این حلقه دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شده و با حرکت کارتونیست خبیث دانمارکی و ده ها فیلم ضداسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است.پشت صحنه ی این حرکات شرارت بار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سال ها با عملیات جنایتبار در افغانستان و فلسطین و لبنان و
پاکسان همراه بود، تردیدی باقی نمی گذارد که طراحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه وا تاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمان های انیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت های اروپایی برخوردارند.
این ها همان کسانی اند که پژوهش های حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج ها در یازده سپتامبر را به سوی آنان متوجه می کنند.آن ماجرا بهانه حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت امریکا داد و او اعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارش ها ، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سویی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش ، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ای از تعصبات و تعلقات دینی بیابد و از سوی دیگر ملت های مسلنان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار می شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه؛ نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدت اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم امریکا است .اینک همه ی سران استکبار و ائمه ی الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند.اسلام دین آزادی و معنویت انسان و قرآن کتاب رحمت و حکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه ها ی نفرت بار مقابله منند.سران رژیم امریکا نمی توانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند.
سال هاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت ملیون ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان ، عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است.
صدها هزار کشته، ده ها هزار زن و مردم اسیر و زیر شکنجه، هزاران ودک و زن ربوده شده و ملیون ها معلول وآواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟و با همه این مظلومیت ها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می کنند؟ چه کسی باور می کند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستی درون دولت امریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسرجهان!
لازم می دانم این چند نکته را به همه متذکر گردانم:
اولا: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می دهد که آنچه امروز آماج حمله نظام استکبار جهانی است اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحت مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است.آنان با اسلام و هرآنکس که بدان پایبند است و هرآنچه نشانه ی مسلمانی است، دشمن اند.
ثانیا: این سلسله ی کینه توزی ها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه ی پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دل ها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است،ناشی از آن است که امت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملت های مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند.
حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر عظیم الشان(صلی الله علیه و آله) با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است.خورشید پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثا: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت.ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست تخواهیم زد.نزاع میان مسلمانان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعا: طرف مطالبه ی همه ی مسلمانان امروز دولت امریکا و سیاست مداران آنند.آن ها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ای شایسته و مجازات برسانند.
والسلام علی عبادالله الصالحین
سید علی خامنه ای
۲۲/شهریور/۱۳۸۹
آقا عمری ز منکران تو این خلق منتظر
بس طعنه ها شنیدند تو اما نیامدی.....
به گزارش خبرگزاری فارس، گنجی كه پيش از اين ابراز عقيده كرده بود كه غزوات پيامبر اسلام(ص)، ترويج خشونت بوده و فاجعه كربلا ناشی از شمشير زنی پيامبر(ص) و امام علی(ع) در جنگهای بدر و حنين بوده است، در مقالهای جديد در سايت آمريكايی "راديو زمانه " با جدا كردن خود از خيل مسلمانان شيعه، نوشت: «دليل وجود "امام دوازدهمِ شيعيان " چيست؟»
وي كه در سراسر اين مقاله مفصل كوشيده است انتساب قرآن را به خداوند انكار كند، افزوده است: «چگونه میتوان حيات فردی به طول چند قرن را موجه نمود در حالی كه مطابق مستندات تاريخی ارائهشده از سوی محقق ارجمند، جناب مدرسی طباطبايی، اين باور برخاسته از نزاعهای خانوادگی بر سر ارث و ميراث و جانشينی است.»
اين روزنامهنگار كه در روزنامههای زنجيرهای جامعه، طوس، خرداد، صبح امروز، نشاط و ديگر نشريات اصلاحطلب قلم میزد، پيش از اين در مقاله پيشين خود درباره ساختگیبودن قرآن مجيد به دست پيامبر(ص) تحت عنوان "قرآن محمدی "، ضمن ساختگیخواندن مذهب حقه تشيع آورده بود: «مدرسی طباطبايی، در كتاب خود، فرآيند ساختهشدن تشيع را تبيين می كند. به عنوان مثال، وی با مستندات تاريخی نشان میدهد كه چگونه گروه كوچكی از ياران امام يازدهم، امام دوازدهم را برساختند. وی مستندات تاريخی بسياری در كتاباش آورده كه مدلولش اين است: دوازدهمين امام شيعيان (حضرت مهدی[عج]) وجود خارجی ندارد، امام غايب[عج]، برساخته نزاعهای خانوادگی بر سر ارث و ميراث است.»!
گنجي سپس نتيجهگيری كرده است كه « "وجود نداشتن امام دوازدهم شيعيان[عج] "، نتيجه منطقی مستندات تاريخی كتاب طباطبايی است. به تعبير ديگر، نيت مؤلف و باورهاي كلامی او يك چيز است، و "مقتضيات درون متنی " چيزی ديگر. مدرسی طباطبايی مینويسد: "در وصيتنامهای كه از حضرت عسكری (ع) به جای مانده بود؛ ايشان تنها از مادر خود نام برده بودند... مدرسی مدعای خود در خصوص وجود نداشتن امام دوازدهم[ع] را از راه ديگری هم تثبيت میكند و میگويد: تنها خواهر امام يازدهم، كه جز جعفر [كذاب]، تنها بازمانده از حضرت هادی[ع] بود از جعفر پشتيبانی كرد و اين يعنی خواهر امام[ع] هم منكر وجود فرزند امام يازدهم[ع](حضرت مهدی[عج]) بود. مدرسی طباطبايی نكات ديگری هم در تأييد مدعای خويش عرضه میدارد و مینويسد: ...از نظر شيعيان، امام، حتماً بايد دارای فرزند باشد، از اينرو، برخی از شيعيان حضرت عسكری[ع]، به دليل آنكه ايشان بدون فرزند درگذشته است، اصل امامت ايشان را انكار كردند... گروه ديگری از شيعيان هم به وجود امام دوازدهم[عج] اعتقاد يافتند و نزاعشان بر سر مدت غيبت امام دوازدهم[عج] آغاز شد. آنها، طول مدت غيبت را شش روز، يا شش ماه يا حداكثر شش سال تلقی میكردند.»
گنجی سپس به نقل افسانههايی مبنی بر دنياپرستی و مالدوستی و قاتلبودن امام حسن عسكری(ع) پرداخته و میافزايد: «نزاعهای مالی در زمان حيات امام يازدهم[ع] آغاز شد. در اين نزاعها، امام يازدهم[ع] حكم قتل نماينده مالی پيشين خود (فارِس) را صادر كرد و يكي از پيروان آن حضرت فارِس را به قتل رساند و قاتل، تا زمان فوت خود از امام يازدهم[ع] مستمری دريافت میكرد.»
كتاب منتشرشده از سوی مدرسی طباطبايی كه در آمريكا ترجمه شده است پيش از اين به علت طرح مسائل تشكيكی در دين، انتقادات بسياری را برانگيخته بود.
اين در حالی است كه نويسنده خود در مقدمه كتابش اذعان كرده است: «به خاطر همين مسائل جنبی مطرح شده در كتاب، برگردان فارسی آن سودمند نيست چه برخی از مباحث زمينهساز تدوين آن، در جوامع ما مطرح نبود و تحريك ساكن، موجبی نداشت.»
مدرسي طباطبايي از سال 1355 متناوباً و از سال1358 مستمراً برای ادامه تحصيلات جديد در كشور انگليس به سر برد و از سال 1361 تا كنون مقيم آمريكاست.
منبع:خبرگزاری فارس
برداشتهای انحرافی از مقوله انتظار فرج
1ـ1ـ برخی انتظار فرج را در دعا برای فرج، امر به معروف و نهی از منكرهای جزئی منحصر دانسته و بيشتر از آن، وظيفهای برای خويش قائل نيستند.
1ـ2ـ گروهی ديگر، حتی امر به معروف و نهی از منكرهای جزئی را نيز بر نمی تابند. چون معتقدند در دوران غيبت، كاری از آنها بر نمی آيد و تكليفی به عهده ندارند، و امام زمان(ع) خود، هنگام ظهور كارها را اصلاح می كند.
1ـ3ـ پندار گروه سوم چنين است كه جامعه بايستی به حال خود رها شود و كاری به فساد آن نبايد داشت تا زمنيه ظهور ـ كه دنيايی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آيد.
1ـ4ـ گروه چهارم، انتظار را چنين تفسير می كنند: نه تنها نبايد جلوي مفاسد و گناهان را گرفت، بلكه بايستی به آنها دامن زد تا زمينه ظهور حضرت حجّت هر چه بيشتر فراهم گردد.
1ـ5ـ ديدگاه پنجم، هر حكومتی را به هر شكل ، باطل و برخلاف اسلام می داند و ميگويد: ((هر اقدامی برای تشكيل حكومت در زمان غيبت، خلاف شرع و مخالف نصوص و روايات معتبر است)) به اين استدلال كه در روايات آمده است: ((هر عَلَم و پرچمی قبل از ظهور قائم(ع) باطل است.))
پيامدها:
پيش از طرح منشأ و علل چنين ديدگاههايی، لازم است برخی از پيامدهای اين نظريات گفته شود تا مشخص گردد كه چرا اين برداشتها، برداشت انحرافی (انتظار تلخ يا منفی) ناميده می شود:
1- قانع بودن به وضع موجود و عدم كوشش برای تحقق وضعی برتر
2- عقب ماندگی توده
3- تسلّط بيگانگان و زبونی در مقابل آنها (نبودن استقلال و آزادی)
4- نااميدی و پذيرش شكست در حوزه فرد و اجتماع
5- ناتوانی دولت و نابسامانی كشور
6- فراگير شدن ستم و انفعال و بی تحرّكی در مقابل ظلم
7- قبول ذلّت و بدبختی در حوزه فرد و اجتماع
8- تنبلی و بی مسؤوليتی
9- مشكلتر ساختن حركت و قيام امام زمان(ع) چرا كه هر چه فساد و تباهی بيشتر شود، كار امام(ع) در مبارزه سختتر و طولانی می گردد
10- تعطيلی محتوای بسياری از آيات و روايات مانند: امر به معروف و نهی از منكر، سياست داخلی و خارجی، چگونگی برخورد با كفار و مشركان، ديه، حدود، دفاع از محرومان عالم و... .
خاستگاه
منشأ برداشتهای انحرافی عبارت است از:
1- كوته فكری و عدم بصيرت كافی نسبت به دين
2- انحرافات اخلاقی (برخی از قائلان ديدگاه دوم)
3- انحرافات سياسی(برخی از قائلان ديدگاه چهارم و پنجم)
4- توهم اينكه امام زمان(ع) كارها را به وسيله اكراه و اجبار يا فقط از طريق معجزه انجام می دهد؛ پس نياز به مقدمات و زمينهسازی نيست.
5- توهم اينكه غير از امام زمان(ع) هيچ كس نمی تواند همه فسادها و تباهی ها را به صورت كامل بر چيند و تمامی خيرها و صلاحها را در همه ابعاد و زمنيهها حاكم سازد؛ پس كاری از ديگران بر نمی آيد.
6- هدف، وسيله را توجيه می كند: ((الغايات تبرّر المبادی؛ هدفها، وسيلههای نامشروع را مشروعيت می بخشد.)) پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است.
7- عدم فهم صحيح روايتهايي كه ظلم و جور آخرالزمان را مطرح ميكنند و اين اشتباه كه پس بايستي، يا كاری به فساد و تباهی نداشت و در قبال آن، موضعِ بی طرفی اتخاذ كرد (ديدگاه چهارم) يا حتی ديگران را به گناه فرا خواند (ديدگاه پنجم).
8- جدای از مسايل سياسی و اهل سياست كه به دنبال ركود جوامع اسلامی اند، عدم فهم روايات ((بطلان هر عَلَمی قبل از ظهور)) نيز، زمينه ساز ديدگاه پنجم است.
مبارزه و درمان
1- علم و بصيرت در دين، در مقابل كج انديشی ها و برداشتهای غلط
2- تقوا در مقابل هوی و هوس
3- علم و بصيرت در حوزه سياست و اجتماع برای تشخيص دوستان و دشمنان و روشن شدن عملكرد سياست بازان
4- تبيين و روشنگري انديشمندان و علما در حوزه مسائل دينی و سياسی و اجتماعی
5- پيروی از علمای راستين كه مصداق نايبان عام امام زمانند
6- به حاشيه راندن تفكرات متحجرانه و جمودگرا.
ديدگاه صواب
نگرش ديگری هم وجود دارد كه انتظار را به معنای فراهم آوردن زمينههای ظهور، ظلمستيزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت می داند. در اين ديدگاه، فرد بايستی عالم را برای آمدن حضرت مهيا كند و نه تنها امر به معروف و نهی از منكر نمايد، بلكه بايد به دنبال تشكيل حكومت صالح و حفظ و حراست از كيان اسلامی نيز باشد.
حضرت امام(ره) در اين باره می فرمايد: البته پركردن دنيا از عدالت، اين را ما نمی توانيم بكنيم. اگر می توانستيم می كرديم. اما چون نمی توانيم بايد ايشان بيايند. الان عالم پر از ظلم است، اگر ما بتوانيم جلوی ظلم را بگيريم، تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است] و... بايد چنين كنيم. اما چون نميتوانيم بايد او بيايد. اما بايد فراهم كنيم كار را . فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك كنيم. كاری كنيم كه عالم مهيا شود براي آمدن حضرت.
اينهایی كه می گويند هر عَلَمی بلند شود و هر حكومتی، خيال كردند كه هر حكومتی باشد. اين برخلاف انتظار فرج است. اينها نمی فهمند چه می گويند. اين حرفها را به اينها تزريق كردند، امّا خودشان نمی دانند دارند چه می گويند. نبودن حكومت، يعنی اينكه همه مردم به جان هم بريزند. بكشند هم را، بزنند هم را، از بين ببرند، برخلاف نص آيات الهی رفتار كنند. ما اگر فرض كنيم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار ميزديم. براي اينكه برخلاف آيات قرآن است. اگر هر روايتی بيايد كه نهی از منكر نبايد كرد، اين را بايد به ديوار زد. اين گونه روايات قابل عمل نيست.
شما بايد زمينه را فراهم كنيد برای آمدن او. فراهم كردن اين است كه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد. انشاء الله ظهور ميكند ايشان.
اكنون كه دوران غيبت امام(ع) پيش آمده و بناست احكام حكومتی اسلام باقی بماند و استمرار پيدا كند و هرج و مرج روا نيست، تشكيل حكومت لازم می آيد. عقل هم به ما حكم می كند كه تشكيلات لازم است تا اگر به ما هجوم آورند، بتوانيم جلوگيری كنيم. اگر به نواميس مسلمين تهاجم كردند، دفاع كنيم.
از غيبت صغرا تا كنون كه هزار و چند صد سال می گذرد ـ و ممكن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشريف بياورند ـ در طول اين مدت مديد، احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود؟! و هر كه هر كاری خواست بكند؟! و هرج و مرج است؟!
اعتقاد به چنين مطلبی يا اظهار آنها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. هيچ كس نمی تواند بگويد ديگر لازم نيست از حدود و ثغور و تماميت ارضی وطن اسلامي دفاع كنيم يا امروز ماليات و خريد و خراج و خمس و زكات نبايد گرفته شود، قانون كيفری اسلام و ديات و قضا بايد تعطيل شود. هر كه اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامی ضرورت ندارد منكر ضرورت اجرای احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگی دين مبين اسلام را انكار كرده است.
اكنون كه شخص معينی از طرف خدای تبارك و تعالی براي احراز امر حكومت در دوره غيبت تعيين نشده است، تكليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها كنيد؟ ديگر اسلام نمی خواهيم؟ اسلام فقط براي دويست سال بود؟ يا اين كه اسلام، تكليف را معين كرده است، ولی تكليف حكومتی نداريم؟ معنای نداشتن حكومت اين است كه تمام حدود و ثغور مسلمين از دست برود و ما با بی حالی دست روی دست بگذاريم كه هر كاری می خواهند بكنند و ما اگر كارهای آنها را امضا نكنيم رد نمی كنيم. آيا بايد اين طور باشد؟
نتيجه
دلايل عقلی و نقلی كه معيار درستی ديدگاههای متفاوت در انتظار فرج می باشند بيانگر مطالب زير می باشند:
از سويی سخن آيات و روايات درباره امر به معروف و نهی از منكر، حدود، ديات، دفاع، جهاد،كمك به محرومان ، چگونگی برخورد با ظلم و عدم تسليم در برابر ستم (مانند پيمان خداوند از دانشمندان كه بر شكم بارگي عدهای و گرسنگی عدهای ديگر آرام نگيرند و حق مظلومان را از ظالمان بستانند و ...) و ديگر مواردی كه دين مورد تأكيد قرار داده، ما را به انتظار مثبت رهنمون ميشود.
از سوی ديگر، پيامبر درون يعنی عقل، نيز تكليف ما را كاملاً مشخص نموده است:
الف) آيا می شود همه احكام و دستورهای الهی در دوران غيبت تا زمان ظهور، تعطيل و بدون متولی و مجری بماند؟ بديهی است كسی بايستی عهدهدار و حافظ شريعت الهی بوده و پناهگاه ايتام آل محمد(ص) باشد. بايستي به قدر توان كوشيد و زمينه را فراهم كرد و عالم را برای آمدن حضرت مهيا نمود: ((فيوطئون للمهديّ يعني سلطانه)).
ب) برنامه امام زمان(ع) بسيار عالی، امّا دشوار است؛ زيرا بايد تمام جهان را اصلاح كند. از سوی ديگر، از روايات استفاده ميشود كه امام زمان(ع) و يارانش به وسيلة جنگ و جهاد بر كفر و مادّيگری و بيدادگری غلبه می كنند و به واسطه نيروی جنگی، سپاه دشمن و طرفداران بی دينی و ستم را مغلوب می سازند.
با توجه به اين دو مطلب، وظيفه مسلمانان اين است كه:
اولاً: در اصلاح خود بكوشند و به اخلاق اسلامی آراسته گردند. وظايف فردی و احكام و دستورهای قرآن را عمل كنند.
ثانياً: دستورهاي اجتماعی اسلام را استخراج و بين خود به طور كامل اجرا كنند تا نتايج درخشان آن را عملاً در پيش جهانيان مجسم سازند.
آری، منتظر مصلح، خود بايستی صالح باشد و كار بزرگ امام زمان(ع) انتظاری گسترده می طلبد و برنامه ريزی های كلان و جهانی: ((انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور انشاءالله تهيه شود.))














